تلنگری به احمدی نژاد
یزدفردا :علی اصغر باقری :روز گذشته ( ۲۳/۱/۹۰) در کنار یکی از تبلیغات دکتر محمود احمدی نژاد در سال ۱۳۸۴ عبور می کردم که با گذشت قریب شش سال در سرما و گرمای کویر یزد قسمتهایی از آن باقی مانده و می شود فهمید که این تبلیغات از نوع مردمی و با هزینه شخصی تهیه شده است. آن روزهای اولیه تبلیغات کاندیداهای ریاست جمهوری بخصوص آقای کروبی تبلیغات گسترده ای را شروع نمود و پس از آن آقای هاشمی بود که زدند روی دست کروبی و همه جا تبلیغات اینها بود ولی از احمدی نژاد خبری نبود و می گفتند چیزی از تهران نیامده و اینکه پول نیست و از این حرفها و گو اینکه مسئولین ستاد هم که بعداً به پست و مقاماتی رسیدند جوششی درونی نداشتند لذا حرکتهای خودجوش آغاز شد. یادم آمد که آن عکس بالایی که از عکسش چیزی باقی نمانده را یک جوان فعال طراحی و با گرفتن پول از این و آن چاپ نمود و این پایینی را بنده طراحی و توسط پرینتر منزل تکثیر نمودم و توسط اقوام و دوستان و غالباً به تیرهای برق می زدیم. آن موقع کسی امید آنچنانی به پیروزی احمدی نژاد نداشت و غالباً در ستاد به عنوان وظیفه و تکلیف کار می کردند و بعضی هم به شوخی می گفتند این احمدی نژاد نه پول دارد و نه قیافه ظاهری که بتوان روی آن تبلیغ نمود. بنده هم چون چند سالی بود بازنشست شده بودم منعی برای فعالیتم در این جاها نبود. در آن هفته های آخر و در اوج تبلیغات انتخاباتی رئیس ستاد انتخاباتی استان یزد آقای عاصی کار را رها نموده و برای گذراندن دوره دکترا به تهران رفتند.اما از آنطرف مغازه داری را که مغازه اش را رها نموده بود و شب و روز نمی شناخت و از سستی و سهل انگاری مسئولین ستاد عصبانی شده بود به آنها نهیب زد که چرا کاری نمی کنید و انها هم گفتند پول نداریم. وی رفته بود خانه و ماجرا را به همسرش گفته و وی طلاهایش را به شوهرش داده بود تا بفروشد و پولش را به ستاد تحویل داد. به هر حال همه این تلاشها برای این بود که برای انقلاب و نظام اسلامی احساس خطر می شد و تحلیل های مردمی این بود که اگر هاشمی رفسنجانی به ریاست جمهوری برسد دیگر کار تمام است و قوم اصلاح طلب قدرت را دست به دست می چرخانند و آن وقایع صدر اسلام تکرار شده و جمهوری اسلامی را از درون خالی می نمایند.
با پیروزی قاطع دکتر محمود احمدی نژاد به اصطلاح کسی در پوست خود نمی گنجید و پس از هشت سال تاخت و تاز اصلاح طلبهای امریکایی و خیانتهای فراوان به نظام اسلامی اولین لبخندها بر لبان فرزندان خمینی کبیر نشست و آن امدادهای غیبی در دوران دفاع مقدس به یادمان آمد. با آمدن دکتر محمود احمدی نژاد و به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب گفتمان امام و انقلاب زنده شد و دولت توانست گامهای بلندی را در این زمینه بردارد. در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری هم وضع تا اندازه ای به همین منوال بود و اگر چه انتقادهایی به بعضی از عملکردهای دولت وجود داشت ولی چاره ای جز حمایت از احمدی نژاد برای نیروهای انقلاب وجود نداشت و این نوبت هم همه سنگ تمام گذاشتند و ملت بار دیگر آقای احمدی نژاد را با اکثریت قاطع برگزید و طرف مقابل آن فتنه سنگین را با پشتیبانی استکبار جهانی علیه نظام اسلامی به راه انداخت و چهره واقعی بسیاری از جمله آنهایی که روزی عنوان ارکان نظام برای خود تراشیده بودند روشن شد.
اما آنچه که جای تأمل دارد این است که دولتها در دور دوم ریاست خود شفاف تر آن امیال درونی و ناگفته های خود را آشگار می نمایند چرا که به اصطلاح روز مره خرشان از پل گذشته و قدرتشان تثبیت و فراگیر شده و زمان زمان بهره برداری است. لذا اگر آن تقوای الهی نباشد احتمال لغزش و بیراهه رفتن رئیس جمهورها در دور دوم زیاد است. متأسفانه آن چیزی که هیچکس در مخیله اش نمی گنجید و باور نمی کرد این روزها توسط آقای احمدی نژاد در حال رقم خوردن است! حرکتهای بسیار انحرافی در کنار حرکتهای کاملاً به جا و منطقی همچون هدفمندی یارانه ها و فعالیتهای اقتصادی دیگر چون بحث مسکن و غیره. حرکتهای انحرافی همچون قدرت دادن به فرد ی چون مشایی و تاخت و تاز وی در هر عرصه ای که دلش می خواهد و حمایتهای بی چون و چرای رئیس جمهور از وی بهت همگان را به دنبال داشته و می رود تا از عدالتی که آقای احمدی نژاد آنقدر دم از آن زده و می زند چیزی جز حرف باقی نماند. مخالفت رئیس جمهور در برخورد با بدحجابی و ادامه مصاحبه با خبرنگار اسپانیایی بدون حجاب در تهران! دعوت از شاه اردن در این موقعیت حساس جهان اسلام و پافشاری بر روی آن و برگزاری جشن نوروز و بیش از حد بزرگ کردن آن در کنار کشتار مردم مظلوم بحرین و مواردی از این دست چهره جدیدی از احمدی نژاد می سازد که باور کردنی نیست. چهره ای که در مسیر حق سرسخت و استوار بوده گویا در مسیر ناصواب هم می خواهد همان سرسختی را داشته باشد و این خطری بزرگ برای وی و نظام اسلامی است چرا که تا کنون نصیحت و موعظه و هشدارهای بزرگان از جمله مراجع تقلید نتوانسته احمدی نژاد را از مواضع غیر صحیح باز دارد و اگر وضع به همین منوال پیش برود ممکن است به نوعی خودکامگی کشیده شده و شاید هم شده باشد و اگر ملت از آن ظرفیت نظارتی و بازخواستی که برابر اصل ۱۲۲ قانون اساسی دارد استفاده نکند و یک وقت انحرافات و خودکامگی با لجاجت همراه شود تاوان سنگین تری بر دوش ملت آمده و شاید روزی بیاید که استیضاح او در مجلس مطرح شود یا پس از سالها حوض موسوی دیگری باید پر کنند. پس تا دیر نشده ملت می تواند با چند تلنگر طرفی که در برابرش مسئول است را هشیار نموده و از کج و معوج رفتن باز دارد. مثل مسئولینی چون نماینده مجلس و ریئس جمهور چون ضرب المثل آن شاگردی است که کوزه به دست آب می آورد و هر روز از سوی استادش تلنگری می خورد تا حواسش باشد تا یک وقت کوزه را نشکند و آن روز که کوزه شکست دیگر تلنگر که هیچ بلکه فریاد و ضجه و ناله زدن هم فایده ای ندارد.
متأسفانه در این زمینه نیروهای ضد انقلاب و وابسته به دشمنان بیرونی حد اکثر استفاده را از چنین ظرفیتی نموده و حتی با حرکتهای غیر قانونی و ایجاد بلوا و آشوب مسئولین را فراتر از تلنگر تحت فشار قرار می دهند تا آن امانتی را که ملت به دستشان داده و سوگند بر آن خورده اند بشکنند و در این راه آسیبها دیده و زندان می روند. اما بعضی از مؤمنین و نیروهای وفادار به انقلاب و نظام اسلامی دریغ از یک تلنگر و انتقاد ساده از نماینده مجلس یا رئیس جمهوری که لغزشی آشکار داشته و بعضاً هم به این مسئولین اجرایی تقدس خاصی داده و انتقاد از آنان را مخالفت با ارکان نظام اسلامی قلمداد نموده و بعضی هم همه بارها را به شانه مقام معظم رهبری انداخته و می گویند جایی که رهبری هست ما چکاره ایم و از بسیاری اتفاقات و رخدادها بی خبر مانده و یا دیر متوجه می شوند و بعضاْ حاضر نیستند کوچکترین آسیبی در جهت حفظ نظام اسلامی که به تعبیر حضرت امام(ره) از نماز بالاتر است ببینند!!
- نویسنده : یزد فردا
- منبع خبر : خبرگزاری فردا

پنجشنبه 30,ژوئیه,2026