راضیه حسینی: گذشت آن زمانی که وام برای خودش ابهتی داشت و سر خرید هر چیزی نمیآمد.
شاید باورتان نشود، ولی زمان قدیم، سالهایی دور، خیلی دور، جایی در میان خاطرات پدربزرگها و مادربزرگها، حتی همین وام هم خیلی خریدار نداشت، مردم میگفتند چند صباحی پول جمع میکنیم، میرویم هرچه میخواهیم میخریم.
همان زمانهایی که قلکها بروبیایی داشتند، هنوز صدای سکهها از دور نیفتاده بود و بازنشسته نشده بودند. اما زمان همه چیز را عوض کرد.
در حال حاضر شما ممکن است بتوانید باد هوا را جمع کنید، اما پول را نه. در واقع تنها عملی که روی پول میتوانید انجام دهید تقسیم و تفریق است، رادیکالش را هم شاید بتوانید بگیرید.
با این حساب معلوم است جز وام راه دیگری برای زندگی باقی نمیماند. وام برای درمان، تعمیر، خرید و هرچه فکرش را بکنید، حتی وام برای وام. خیلیها این روزها وام میگیرند تا بتوانند وام قبلی را پرداخت کنند.
شاید بهزودی سردر میوهفروشیها، سوپریها و حتی نانواییها هم کلمهی «قسطی» را ببینیم. شاید مجبور شویم برای خرید گوجه و خیار هم وام بگیریم و قسطش را بدهیم! مثلاً وام فوری، بدون ضامن، برای خرید تافتون، یا وام سریع و در لحظه، برای خرید تخممرغ!
کسی چه میداند شاید روزی زندهماندن هم گرو گذاشته شد برای زندگیکردن! هر آدمی که توانست از پس مخارج برآید ماهبهماه زندگی میکند، هر که نتوانست برای یک ماه میمیرد، زندگیاش را میدهد پای بدهیاش.
منصفانه است! بالاخره باید یکطوری زندگی کرد. نمیشود از مسئولان انتظار داشت برای این مشکل پیشپاافتاده هم کاری کنند.
آنها مشکلات بسیار بزرگتری از درد بیپولی مردم دارند. جهان فعلاً آنقدر سرش شلوغ است که وقت ندارد به مردم و مشکلاتش برسد، وقت ندارند ببیند پیرمرد و پیرزنی از غم نانوآب مریض میشوند و بابت درمان همان غم باید وام بگیرند.
این چیزها کجای معادلات جهان جا دارد؟ مردم باید خودشان یک راهحلی پیدا کنند و بیخود و بیجهت وقت مسئولان را نگیرند!
- نویسنده : یزدفردا
- منبع خبر : خبرگزاری فردا

پنجشنبه 11,ژوئن,2026