یزدفردا:رسول صدرعاملی در مصاحبه‌ای از دغدغه‌هایش می‌گوید: از حوادث سال 88 نمی‌توانستم ذهنم را متمرکز کنم... نسل ما به خاطر آب و برق مجانی انقلاب نکرد... بین مدیران سینمایی تنها «سیف‌الله داد» تلاش کرد برای سینما قانون زلال تعریف کند... تلویزیون تمام تیزرها را به فیلم‌های منطبق با سلیقه سیاسی مدیرانش می‌دهد.

 

اهمیت و جایگاه رسول صدرعاملی به جریان‌سازی و تأثیرگذاری فیلم‌هایش در برهه‌های مختلف مربوط می‌شود. تقریبا اکثر فیلم‌های این کارگردان به‌خاطر شکستن برخی تابوها و عبور از خطوط قرمز در سینما با موج‌هایی همراه بوده و مخاطبان زیادی را مجذوب خود کرده است.

از «گل‌های داوودی» گرفته تا «دختری با کفش‌های کتانی» و «من ترانه پانزده سال دارم» «شب و هرشب تنهایی» و حتی«فیلم سال دوم دانشکده من» نشان می‌دهد که صدرعاملی بیش از هرچیز با ذائقه مخاطب آشناست و به آن احترام می‌گذارد. در ادامه بخش‌هایی از مصاحبه با رسول صدرعاملی را می‌خوانید.

***

* حوادث بعد از ماجراهای مربوط به سال 88، آن‌قدر سریع اتفاق افتاد که نمی‌توانستم ذهن خودم را روی آنچه می‌توانم بسازم، متمرکز کنم؛ به عبارتی دیگر من نمی‌توانستم فیلم‌هایی نظیر «قلاده‌های طلا» یا از جنس کمدی «آینه بغل» بسازم چون هر دو مدل، متناسب با روحیه من نبود. یعنی آن سینمایی نبود که با چگونه زیستن و کارکردن من تا این تاریخ همخوانی داشته باشد. اصلا آن نوع فیلمسازی را بلد نبودم و نیستم. به همین جهت، واقعا شوق فیلمسازی نداشتم.

* سی سال است که روی این نسل کار می‌کنم و با شاخصه‌های هر مقطع تاریخی، به آنها نزدیک می‌شوم. دختر فیلم «دختری با کفش‌های کتانی» با دختر امروز بیگانه است. آن دختر محصول شرایط همان دوره بود. سینما او و شرایطش را ثبت می‌کند تا ما الان و بعدتر، تا سال‌های دورتر هم بدانیم چه روزها و دوره‌هایی را پشت سر گذاشته‌ایم. این یک نگاه اجتماعی است و اصلا منظور من، نقد نظام و دولت‌ها نیست. ولی چاره‌ای نیست اذعان کنم که مشکلات جامعه امروز ما، نتیجه مدیریت برخی مدیران میانی است و کسانی که در جای مناسب خود به عنوان مدیر قرار نگرفته&zwn