یزدفردا:سروان كارآگاه محمد سعید امیری:گاهی به فرزند شش ماهه ی در بغلش نگاه میکرد وگاهی به افسر پرونده و سپس آهی می کشید و با دستان لرزانش اشکهایش را با گوشه چادرش پاک می کرد.

زنی 25 ساله با دو فرزند، یکی خردسال و دیگری 3 ساله که اوهم کنارش ایستاده بود و به مادرش خیره شده بود.

چندماهی است وارد این شهرستان شده ایم که مثلا شوهرانمان کار پیدا کنند و خودمان هم زندگی بهتری داشته باشیم .

پس از مدتی متوجه شدیم امنیت خوبی در این شهر و استان حاکم است و مردم سخاوتمند و مسلمان و با ایمانی دارد که خدمت به هم نوع را وظیفه خود میدانند و دست مستمند را میگیرند و کسبه آن نیزبه مشتریان خود اعتماد دارند .

ازاین اعتماد سوء استفاده کردیم وبا نقشه ای خانوادگی وجهت کسب درآمد نامشروع و تامین اقلام زندگی به مغازه های مختلف اعم از سوپرمارکتی و میوه فروشی،لوازم خانگی، پارچه فروشی،اسباب بازی فروشی و ...به صورت خانوادگی تحت عنوان خریدار وارد می شدیم.

بعد از شناسایی مغازه ها اقدام به سرقت وجه نقد و وسایل مورد نیاز زندگی مون می کردیم و دوباره برای سرقت بعدی نقشه می ریختیم.

سپس لوازم سرقتی را می فروختیم،اکنون به جرم چندین فقره سرقت باید به زندان منتقل شویم واز کرده خود پشیمانم و نمی دانم چگونه از فرزندانم جدا شوم ،چراکه آنان باید تحویل بهزیستی شوند !

پلیس آگاهی فرماندهی انتظامی استان یزد - اجتماعی

تهیه وتدوین: (رئیس پلیس آگاهی شهرستان میبد)

متصدی تنظیم:استواریكم محمد حسین كریمی

  • نویسنده : یزد فردا
  • منبع خبر : خبرگذاری فردا