دکتر علی فرحبخش

یزدفردا:دکتر علی فرحبخش در دنیای اقتصاد نوشت: اکنون تقریبا مدت‌هاست که تقریبا روزی را پشت سر نمی‌گذاریم، مگر آنکه خبری در مورد افشای یک فساد اقتصادی یا دستگیری یکی از متخلفان به گوش نرسد.

 
اگرچه نقش رسانه‌های آزاد به‌عنوان بازجوی افکار عمومی درخصوص کشف و اعلام این مفاسد قابل کتمان نیست و در بسیاری از کشور‌های توسعه‌یافته در طرحی به نام «پلیس سوت زن» برای برملا‌کنندگان این تخلفات پاداش‌هایی هم منظور می‌شود.

اگرچه باز هم بدیهی است که در این موارد دستگاه قضا باید به وظیفه ذاتی خود در زمینه کشف، رسیدگی و مجازات متعدیان به بیت‌المال عمل کند، ولی آنچه غالبا مورد فراموشی و غفلت قرار می‌گیرد، محیط و بستر اقتصادی است که امکان چنین طیف گسترده‌ای از تخلفات در بخش‌های مختلف و به انحای گوناگون را می‌دهد.

شیوع گسترده مفاسد اقتصادی در کشور نه خود یک بیماری، بلکه همچون تب علامت شیوع یک بیماری است و تا زمانی که ریشه‌های آن شناسایی و برطرف نشود، امکان پایین آوردن تب نیز ممکن نیست. گفته می‌شود، سال‌ها پیش یک سرمایه‌گذار سوئیسی که برای تاسیس مجموعه‌ای از فروشگاه‌های زنجیره‌ای به روسیه رفته بود، پس از آنکه با موانع متعدد برای شروع کسب‌و‌کار خود مواجه شده بود و راهی جز پرداخت رشوه نیافته بود، روزی با عصبانیت خود را به کاخ کرملین و دفتر ولادیمیر پوتین می‌رساند تا رنج آنچه را که بر وی رفته است، با شخص اول مملکت در میان بگذارد.
 
پس از صحبت با رئیس دفتر رئیس‌جمهور، وی به سرمایه‌گذار سوئیسی پیشنهاد می‌دهد که یک میلیون دلار دریافت کند و در عوض یک وقت اختصاصی برای ملاقات با ولادیمیر پوتین در اختیارش قرار دهد. در پایان سرمایه‌گذار سوئیسی با عصبانیت از دفتر رئیس‌جمهور خارج می‌شود و با فریاد اعلام می‌کند که کارمندان دون‌پایه حاضرند با هزینه بسیار کمتری همین کار را برای وی انجام دهند.
 
به این ترتیب تا زمانی‌که ساختار اقتصاد از طریق ایجاد موانع اداری، قیمت‌های چندگانه یا سرکوب قیمت‌ها و همچنین امکان تغییر مستمر قوانین و مقررات، زمینه تقاضا برای رشوه را ایجاد می‌کند، سمت عرضه به کار خود همچنان ادامه می‌دهد و افزایش احتمال دستگیری یا مجازات انتظاری نه فقط باعث حل مساله نخواهد شد، بلکه با تحمیل ریسک بیشتر بر معاملات پشت پرده به افزایش پرداختی‌ها برای راشی و منفعت بیشتر برای مرتشی منجر خواهد شد.
 
مشابه همین قاعده