اخبار: آخرین بروز رسانی : 03 بهمن 1395 - 09:28
اخرین اخبار
 کتابداران ابرکوه در جلسه انجمن کتابخانه‌های شهرستان تقدیر شدند

 ابراز همدردی اعضای شورای اسلامی شهر یزد با آتش نشانان

 نگرانی صنعت خودروی جهان از آینده نامطمئن پساترامپ

 حمایت نمایندگان مجلس از طرح تحول سلامت

  استاندار يزد:فرهنگيان استان پرچم‌داران مشاركت اجتماعي هستند

  ساخت آپارتمان برای فرهنگیان فاقد مسکن در یزد

  قابل توجه پذیرفته شدگان درآزمون استخدامی آموزش و پرورش

  رئيس سازمان مديريت استان يزد: تسهيلات اختصاص يافته به اين استان را از محل صندوق نوآوري و شكوفايي ناكافي است!!!

  فعالیت 207 آموزشگاه علمی آزاد و 166 مر کزآموزش زبان در استان یزد

  نشست هیات نظارت برمدارس و مراکز غیر دولتی استان

  دریافت کارت آزمون المپیاد های علمی کشوری

  اولین جلسه هیئت امناء دانشگاه فرهنگیان یزد

 پيام تسليت شوراي اسلامي شهر يزد به بزرگ مردان آتش نشان

 هشدار پلاسكو ؟!

 مدیرکل آموزش فنی و حرفه ای استان یزد با انتشار پیامی شهادت جمعی از آتش‌نشانان فداکار را تسلیت گفت.

 گزارش تصویری عقد تفاهم نامه تجاری، نمایشگاهی، بین شرکت نمایشگاه های یزد و سفارت اندولزی

 معرفی زنان تاثیرگذار در پیروزی انقلاب به نسل جوان

 حضور فرماندار تفت در نشست شورای آموزش و پرورش نیر؛ تاکید فرماندار بر جلب مشارکت خیرین برای اعتلای عرصه های آموزشی و پرورشی

 دهياران نوك پيكان خدمت رساني هستند

 مدیر روابط عمومی گروه تعاونی پیشگامان : توسعه استان با حفظ سرمایه های انسانی،اجتماعی و اقتصادی امکان پذیر است

 برگزاری سمینار آموزشی پیشگامان فناوری اطلاعات ایساتیس درحوزه آموزش

 فرهنگيان استان پرچم‌داران مشاركت اجتماعي هستند

 اعزام تیم واترپلو پیشگامان به سومین مرحله لیگ واترپلو زیر17 سال کشور

 میدان داری و قلدری و کوچک اندیشی تابش خان در نمایشگاه صنعت و معدن یزد

 حضور سرپرست فرمانداری بافق در اردوی "شبی در مدرسه"

 داستان كوتاه طنز: اینجا یكی هست كه منظوری دارد!

 نازنین من قصه ها و غصه ها دارد

 تمدید ثبت نام تکمیل ظرفیت آزمون های دکتری و کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی

 سایت ماهیگیری در پارک کوهستان راه اندازی می شود

 نماینده مردم یزد و اشکذر:معلمین شکل دهنده نیروی انسانی جامعه هستند

 نماینده مردم یزد و اشکذر مطرح کرد:قابلیت یزد در ارائه خدمات فرهنگی و معلمی به کشور

 چرا عده ای تمایل دارند فضای سیاسی یزد حتما دو قطبی باشد؟!

 وحشت در کمین من است!

 کسب مقام قهرمانی و نایب قهرمانی در اولین دوره مسابقات واترپلوی منطقه پنج کشور توسط تیم های واترپلو جوانان و نوجوانان یزد پولیکا

 رسانه‌هایی که حرمت قلم را رعایت نکردند

 تخیلات آب‌وهوایی!

 باید از فداکاری آتشنشانان در حادثه پلاسکو قدردانی شود

 مدیر کل راهداری و حمل و نقل جاده ای استان یزد، حادثه تلخ امروز را تسلیت گفت

 شهردار یزد در رابطه شایعه ترک خوردن پل باهنر :سازه پل باهنر شهریزد مشکل خاصی نداشته و خودروها همچو گذشته می توانند از آن استفاده نمایند+تصاویر پل و..

 آیت‌الله محمدرضا ناصری در دیدار رئیس سازمان بسیج علمی و پژوهشی کشور و فرمانده سپاه الغدیر یزد

 نمایشگاه بین‌المللی صنعت و معدن افتتاح شد

 یزد همگام با مثلث طلایی گردشگری برای توسعۀ کشور

 آیندۀ فرزندان ایران در گروی آگاه‌سازی و فرهنگ‌سازی دانشگاه فرهنگیان است

 با تولید محتوای فرهنگی از وقوع جرم در جامعه جلوگیری شود

 یزد میزبان فیلم‌های منتخب سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر

 حيات استان يزد به آب انتقا لي بستگي دارد

  اجرای فاضلاب شهری از افتخارات این دوره است

 افتتاح سالن ورزشی مجتمع اموزشی امام حسن مجتبی (ع) یزد وآغازعملیات ساختمانی پروژه 288 واحدی فرهنگیان یزد

 پیگیری طلايي مقدم فرماندار طبس براي ايجاد منطقه ویژه فناوری معدنکاری کشور در طبس

  ولایت فقیه، انقلاب و شهدا محور اصلی همدلی است

نسخه فابل چاپ  
داستان عجیب یک طلاق

در میان ده‌ها مراجعه‌کننده به مجتمع قضایی ونک، پرونده «ناصر» و «مریم» قدری عجیب بود. زن و شوهر جوان برای طلاق آمده بودند، اما ابتدا باید ازدواج می‌کردند!

01 آذر 1395 - 22:28                          تعداد بازدید: 3422                          کد خبر : 131771


در میان ده‌ها مراجعه‌کننده به مجتمع قضایی ونک، پرونده «ناصر» و «مریم» قدری عجیب بود. زن و شوهر جوان برای طلاق آمده بودند، اما ابتدا باید ازدواج می‌کردند!


به گزارش ایران، برای قاضی «غلامرضا احمدی» که سال‌ها با پرونده‌های مختلف و گاه عجیب برخورد کرده بود، دادخواست طلاق ناصر و مریم مورد تازه‌ای نبود. محتوای پرونده نشان می‌داد این زن و شوهر به دلایل معمول همچون «نبود امکان سازش» یا «نبود تفاهم در زندگی مشترک» تصمیم گرفته‌اند متارکه کنند. زوج جوان چند روز قبل دادخواست شان را به شعبه 276 ارائه داده بودند، اما قاضی با مطالعه عقدنامه و شنیدن حرف‌های آنها به فکر فرو رفته بود. انگار یک جای کار می‌لنگید و رسیدگی به طلاق آنها را عقب می‌انداخت. تجربه سالیان زیاد، قاضی را متقاعد کرده بود از دفترخانه‌ای که روی عقدنامه ثبت شده استعلام بگیرد. چند روز بعد نتیجه استعلام نشان داد هیچ سابقه‌ای از ازدواج زن و شوهر جوان در دفترخانه وجود ندارد.

حالا در یک روز سرد نیمه آبان ماه ناصر و مریم پشت در دادگاه منتظر بودند تا قاضی احمدی راه چاره‌ای برای آنها بیندیشد. زوج جوان بر این باور بودند که با فوت سردفتر قبلی سابقه ثبت ازدواج آنها گم شده است. دلیل اولشان وجود عقدنامه و دلیل دومشان شناسنامه پسرشان بود که حالا 10 سال داشت.

زندگی ناصر و مریم تا دو سال پیش نه تنها مشکل خاصی نداشت، بلکه مورد عجیبی هم در زندگی آنها دیده نمی‌شد، تا آنکه سر و کله خواهر خلافکار مریم پیدا شد. «مرضیه» بعد از 5 سال حبس از زندان بیرون آمد و کلاف زندگی زن و شوهر جوان پیچیده شد. ناصر نه دل خوشی از خواهرزنش داشت و نه از باجناقش، با این حال روی حرف همسرش حرفی نزد و چند روزی از او پذیرایی کردند. ناصر می‌دانست که مرضیه پنهان از خانواده برای شوهرش پول و خوراکی به زندان می‌فرستد، اما باورش نمی‌شد که از خانه خواهرش سرقت کند. یک روز زاغ سیاه خواهرزنش را چوب زد و او را در هنگام دزدی گیر انداخت. همین موضوع باعث جنجال زیادی شد و پای پلیس به میان آمد. در نهایت مرضیه رها شد، اما مریم را با خودش به خانه مادرشان برد.

ناصر از آن آدم‌هایی نبود که منت همسرش را بکشد، معتقد بود زنی که قهر کرده خودش برمی‌گردد، اما زنش برنگشت و پدر و پسر یک سال تنها ماندند. چند باری واسطه فرستاد و باز هم مریم اهمیتی نداد. ناصر بالاخره راضی شد که خودش دنبال همسرش برود، اما او به طرفداری از خواهر و مادر مطلقه‌اش دعوا راه انداخت و حتی ناصر کتک مفصلی از همسایه‌ها خورد. همین چند ماه پیش بود که مریم تماس گرفت و از ناصر خواست به‌طور توافقی از هم طلاق بگیرند و ناصر هم با وجود علاقه به همسرش به جدایی رضایت داد، شاید خودش و پسرش از این ماجرا رها شوند.

ماجرای آشنایی زن و مرد به 13 سال قبل باز می گشت. ناصر 19 ساله بود و مریم 18 ساله را نخستین بار هنگام اسباب کشی در حیاط خانه عمه‌اش دید، احساس کرد باید به زن بیوه و دخترانش کمک کند. همان روز دستش زخم بزرگی برداشت و مریم داشت دستش را پانسمان می‌کرد که به او دل باخت. همان شب دختر به خانه ناصر زنگ زد و حالش را پرسید. ناصر نه به‌سربازی رفته بود و نه دبیرستان را تمام کرده بود، اما دلش را به دریا زد و از مریم خواستگاری کرد. همه چیز سریع اتفاق افتاد و با هم ازدواج کردند. انگار سرنوشت آنها در همان اسباب کشی جا به جا شده بود.

در آن روز سرد پاییزی که باد ملایمی برگ‌های زرد را به کف خیابان می‌ریخت، زن و شوهر پشت در شعبه 276 منتظر وارد شدن به دادگاه بودند. نزدیک به 13 سال از جشن عروسی آنها می‌گذشت که از آن مدت 11 سال را خوب و خوش زندگی کرده بودند و پسری 10 ساله داشتند و حالا خزان زندگی مشترک آنها فرا رسیده بود.

منشی دادگاه مراجعان ساعت 11 را به دادگاه فراخواند. ناصر و مریم روبه‌روی جایگاه روی صندلی‌های سرد فلزی نشستند. قاضی احمدی در خصوص روند پرونده توضیحاتی به زوج جوان داد و باز هم از آنها خواست با هم مدارا کنند و نسبت به یکدیگر گذشت داشته باشند. سپس به وجود پسرشان اشاره کرد که تا آخرین روز زندگی به پدر و مادر نیاز خواهد داشت. داشت از سختی‌های تنهایی و طلاق می‌گفت، که مریم از توهین و تحقیر خودش حرف زد و ناصر از وابستگی همسرش به خواهر خلافکارش. یکی در میان به ضعف و ایرادهای هم اشاره و شروع کردند به شرط و شروط گذاشتن. در میان مشاجره آنها قاضی به میان حرف آنها آمد و گفت؛ ظاهراً هیچ کدام گوش شنوایی ندارید و بیشتر به طلاق تمایل دارید تا ادامه زندگی مشترک! محتویات پرونده هم توافق شما را روی طلاق نشان می‌دهد. با این حال شما باید به دفترخانه مراجعه کنید و سند ازدواجتان را از نو ثبت کنید تا مدرکی مبنی بر ازدواج شما وجود داشته باشد که ما بتوانیم طلاق شما را صادر کنیم.

زن و شوهر برگه‌های مربوطه را امضا کردند و از اتاق خارج شدند تا نامه دادگاه را از دفتر شعبه برای ثبت واقعه ازدواج تحویل بگیرند. اما پیش از آن قاضی احمدی با لبخندی ملایم به زن و شوهر گفت:«حالا که می‌روید تا دوباره عقد کنید، روی حرف‌های من هم فکر کنید، شاید تقدیر فرصتی دوباره برای زندگی مشترک به شما داده باشد...». ناصر و مریم بدون آنکه جوابی بدهند سرشان را به احترام تکان دادند و بیرون رفتند.



اخبار مرتبط با ایران


افراد آنلاین این خبر



اخبار مرتبط با ایران


در مورد این مطلب نظر دهید


اخبار مرتبط :

صفحه اول | آرشیو | پیوندها | تماس با ما | خبرخوان
تمامی حقوق این سایت برای سایت خبری یزد فردا محفوظ است .