اخبار: آخرین بروز رسانی : 10 اسفند 1395 - 00:54
اخرین اخبار
 دیدارمعاون استاندار وفرماندارویرژشهرستان طبس ازخانواده شهید وفایی

  شلیک جدیدترین موشک کروز دریایی ایران

  واکنش شمخانی به خبر دیدارش با الجبیر در بغداد

  اظهارات نوبخت درباره سفر روحانی به پاکستان

  مخالفت موتلفه با سازوکار ائتلاف اصولگرایان؟

  استقرارکارشناسان پولشویی بین‌المللی در ایران

  «پرونده‌داران» حامی احمدی‌نژاد در آرزوی بازگشت به پاستور

  پیام وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در پی کسب جایزه اسکار اصغر فرهادی

  یادداشت ظریف درباره اسکار و فروشنده

  نامزدهای احتمالی اصولگرایان

  تهاتر ۳۱۳ میلیارد تومانی نفت ایران با کالای روسی در هر ماه

  کارگاه های تولید دروغ و تهمت، سه شیفته شده اند

  تحریف سخنان روحانی از سوی رسانه‌های منتقد

  وزیر ارشاد: دولت به دنبال انسداد فضای مجازی نیست

  روند کاهشی نرخ تورم در دولت روحانی

  استفاده شخصی از بیت المال ممنوع

  تاکید آمانو بر پایبندی ایران به تعهدات برجام

  دغدغه آیت الله هاشمی رفاه وآسایش مردم بود

 هدف عمده من، مبلمان محیط شهری و زیباسازی فضای شهر مهریز است.

 برگزاری کارگاه آموزشی ایمنی عمومی برای اولین بار در اردکان

 برگزاری مجلس ختم به مناسبت در گذشت بنیان گذار آسایشگاه خیریه کهریزک

 شانس موفقیت و درخشش در رشته های کمتر متقاضی بیش از سایر رشته های ورزشی است

 ارتقای مصونیت، آموزش و فرهنگ‌سازی از اولویتهای حوزۀ پدافند شیمیایی است

 پایان ناباروری با استفاده از طب مکمل سوجوک

 واکنش وکیل مردم در شورای شهر طبس به سخنان اخیر دلواپسان و حمایت از پرویزی استاندار خراسان جنوبی / دعوت به حفظ آرامش در آستانه انتخابات

  دولت یازدهم به معضلات اجتماعی بهای بیشتری داده

  اینترنت گران نمی‌شود وپاسخ به منتقدان بسته‌های اینترنت؛ یک ماه دیگر

 آخرین وضعیت پرونده «اعظم» از زبان وکیلش و قطعیت حکم شوهر «اعظم»

 روغن‌های طبیعی با خاصیت ضدباکتریایی

  توضیح روابط عمومی معاونت اجرایی ریاست جمهوری به دلواپسان

  افراد خلاق فقط "راست‌مغز" نیستند

  معرفی پذیرفته‌شدگان آزمون ارشد فراگیر پیام نور در هفته جاری

 رویداد اختتامیه اولین جشنواره محتوای الکترونیکی با طعم مهارت

 کارکنان صدا و سیما با شهید گمنام وداع کردند

 معوقات مزدی کارگر معدن زغال‌سنگ نگین طبس را به تجمع کشاند

 با محوریت کمیسون نظارت و پیگیری شورای اسلامی شهر یزدانجام شد: بازدید از چند پروژه عمرانی در دست اقدام شهرداری در منطقه دو

 حضور فعال گروه کارخانجات شیشه اردکان در 16 امین نمایشگاه بین المللی تهران

 مستند کنترل هوشمند از سیمای شبکه تابان را در شبکه سوم سیما ببینید

 با نمایندگان را از شبکه تابان ببینید

 ضرورت پرداختن به موضوع آموزش در حوزۀ پدافند شيميايي

 سرپرست فرمانداری بافق با معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت دیدار کرد

 مربی تیم دوچرخه سواری پیشگامان عضو كميته جهاني دوچرخه سواری شد

 یکسال گذشتآقای موسوی، باورتان میشود؟

 دکتر روحانی در جلسه هیات بیان داشتند:مدرک و استانداردهای سازمان فنی و حرفه ای باید برای مردم اطمینان آور باشد/ هدف نهایی از توسعه مهارت ها افزایش اشتغال پایدار در جامعه است.

 اولین جشنواره ملي محتواي الكترونيكي با طعم مهارت به مرحله پاياني خود رسيد.

 لزوم تعامل با مسئولان استانی در بهره گیری از منابع بیشتر در جهت توسعه شهرستان

 تجلیل سرپرست فرمانداری بافق از دو بانوی کماندار بافقی

 سرعت ساخت زائرسرای مردم یزد در مشهد افزایش یابد

  برگزاری نمایشگاه عرضه مستقیم کالا بهاره در شهر مهریز

 بیننده فوتبال لیگ دسته اول جام آزادگان از سیمای شبکه تابان باشید

نسخه فابل چاپ  
داستان عجیب یک طلاق

در میان ده‌ها مراجعه‌کننده به مجتمع قضایی ونک، پرونده «ناصر» و «مریم» قدری عجیب بود. زن و شوهر جوان برای طلاق آمده بودند، اما ابتدا باید ازدواج می‌کردند!

01 آذر 1395 - 22:28                          تعداد بازدید: 3791                          کد خبر : 131771


در میان ده‌ها مراجعه‌کننده به مجتمع قضایی ونک، پرونده «ناصر» و «مریم» قدری عجیب بود. زن و شوهر جوان برای طلاق آمده بودند، اما ابتدا باید ازدواج می‌کردند!


به گزارش ایران، برای قاضی «غلامرضا احمدی» که سال‌ها با پرونده‌های مختلف و گاه عجیب برخورد کرده بود، دادخواست طلاق ناصر و مریم مورد تازه‌ای نبود. محتوای پرونده نشان می‌داد این زن و شوهر به دلایل معمول همچون «نبود امکان سازش» یا «نبود تفاهم در زندگی مشترک» تصمیم گرفته‌اند متارکه کنند. زوج جوان چند روز قبل دادخواست شان را به شعبه 276 ارائه داده بودند، اما قاضی با مطالعه عقدنامه و شنیدن حرف‌های آنها به فکر فرو رفته بود. انگار یک جای کار می‌لنگید و رسیدگی به طلاق آنها را عقب می‌انداخت. تجربه سالیان زیاد، قاضی را متقاعد کرده بود از دفترخانه‌ای که روی عقدنامه ثبت شده استعلام بگیرد. چند روز بعد نتیجه استعلام نشان داد هیچ سابقه‌ای از ازدواج زن و شوهر جوان در دفترخانه وجود ندارد.

حالا در یک روز سرد نیمه آبان ماه ناصر و مریم پشت در دادگاه منتظر بودند تا قاضی احمدی راه چاره‌ای برای آنها بیندیشد. زوج جوان بر این باور بودند که با فوت سردفتر قبلی سابقه ثبت ازدواج آنها گم شده است. دلیل اولشان وجود عقدنامه و دلیل دومشان شناسنامه پسرشان بود که حالا 10 سال داشت.

زندگی ناصر و مریم تا دو سال پیش نه تنها مشکل خاصی نداشت، بلکه مورد عجیبی هم در زندگی آنها دیده نمی‌شد، تا آنکه سر و کله خواهر خلافکار مریم پیدا شد. «مرضیه» بعد از 5 سال حبس از زندان بیرون آمد و کلاف زندگی زن و شوهر جوان پیچیده شد. ناصر نه دل خوشی از خواهرزنش داشت و نه از باجناقش، با این حال روی حرف همسرش حرفی نزد و چند روزی از او پذیرایی کردند. ناصر می‌دانست که مرضیه پنهان از خانواده برای شوهرش پول و خوراکی به زندان می‌فرستد، اما باورش نمی‌شد که از خانه خواهرش سرقت کند. یک روز زاغ سیاه خواهرزنش را چوب زد و او را در هنگام دزدی گیر انداخت. همین موضوع باعث جنجال زیادی شد و پای پلیس به میان آمد. در نهایت مرضیه رها شد، اما مریم را با خودش به خانه مادرشان برد.

ناصر از آن آدم‌هایی نبود که منت همسرش را بکشد، معتقد بود زنی که قهر کرده خودش برمی‌گردد، اما زنش برنگشت و پدر و پسر یک سال تنها ماندند. چند باری واسطه فرستاد و باز هم مریم اهمیتی نداد. ناصر بالاخره راضی شد که خودش دنبال همسرش برود، اما او به طرفداری از خواهر و مادر مطلقه‌اش دعوا راه انداخت و حتی ناصر کتک مفصلی از همسایه‌ها خورد. همین چند ماه پیش بود که مریم تماس گرفت و از ناصر خواست به‌طور توافقی از هم طلاق بگیرند و ناصر هم با وجود علاقه به همسرش به جدایی رضایت داد، شاید خودش و پسرش از این ماجرا رها شوند.

ماجرای آشنایی زن و مرد به 13 سال قبل باز می گشت. ناصر 19 ساله بود و مریم 18 ساله را نخستین بار هنگام اسباب کشی در حیاط خانه عمه‌اش دید، احساس کرد باید به زن بیوه و دخترانش کمک کند. همان روز دستش زخم بزرگی برداشت و مریم داشت دستش را پانسمان می‌کرد که به او دل باخت. همان شب دختر به خانه ناصر زنگ زد و حالش را پرسید. ناصر نه به‌سربازی رفته بود و نه دبیرستان را تمام کرده بود، اما دلش را به دریا زد و از مریم خواستگاری کرد. همه چیز سریع اتفاق افتاد و با هم ازدواج کردند. انگار سرنوشت آنها در همان اسباب کشی جا به جا شده بود.

در آن روز سرد پاییزی که باد ملایمی برگ‌های زرد را به کف خیابان می‌ریخت، زن و شوهر پشت در شعبه 276 منتظر وارد شدن به دادگاه بودند. نزدیک به 13 سال از جشن عروسی آنها می‌گذشت که از آن مدت 11 سال را خوب و خوش زندگی کرده بودند و پسری 10 ساله داشتند و حالا خزان زندگی مشترک آنها فرا رسیده بود.

منشی دادگاه مراجعان ساعت 11 را به دادگاه فراخواند. ناصر و مریم روبه‌روی جایگاه روی صندلی‌های سرد فلزی نشستند. قاضی احمدی در خصوص روند پرونده توضیحاتی به زوج جوان داد و باز هم از آنها خواست با هم مدارا کنند و نسبت به یکدیگر گذشت داشته باشند. سپس به وجود پسرشان اشاره کرد که تا آخرین روز زندگی به پدر و مادر نیاز خواهد داشت. داشت از سختی‌های تنهایی و طلاق می‌گفت، که مریم از توهین و تحقیر خودش حرف زد و ناصر از وابستگی همسرش به خواهر خلافکارش. یکی در میان به ضعف و ایرادهای هم اشاره و شروع کردند به شرط و شروط گذاشتن. در میان مشاجره آنها قاضی به میان حرف آنها آمد و گفت؛ ظاهراً هیچ کدام گوش شنوایی ندارید و بیشتر به طلاق تمایل دارید تا ادامه زندگی مشترک! محتویات پرونده هم توافق شما را روی طلاق نشان می‌دهد. با این حال شما باید به دفترخانه مراجعه کنید و سند ازدواجتان را از نو ثبت کنید تا مدرکی مبنی بر ازدواج شما وجود داشته باشد که ما بتوانیم طلاق شما را صادر کنیم.

زن و شوهر برگه‌های مربوطه را امضا کردند و از اتاق خارج شدند تا نامه دادگاه را از دفتر شعبه برای ثبت واقعه ازدواج تحویل بگیرند. اما پیش از آن قاضی احمدی با لبخندی ملایم به زن و شوهر گفت:«حالا که می‌روید تا دوباره عقد کنید، روی حرف‌های من هم فکر کنید، شاید تقدیر فرصتی دوباره برای زندگی مشترک به شما داده باشد...». ناصر و مریم بدون آنکه جوابی بدهند سرشان را به احترام تکان دادند و بیرون رفتند.



اخبار مرتبط با ایران


افراد آنلاین این خبر



اخبار مرتبط با ایران


در مورد این مطلب نظر دهید


اخبار مرتبط :

صفحه اول | آرشیو | پیوندها | تماس با ما | خبرخوان
تمامی حقوق این سایت برای سایت خبری یزد فردا محفوظ است .