مباهله از معنی آن گرفته تا جریان این روز و فضیلت و اعمال روز مباهله و هرآنچه که ان نمی دانیم !+ صوتی
نویسنده : یزدفردا | شناسه خبر : 153284 | تاریخ انتشار : 04 شهریور 1398 | 2700 بازدید

 مباهله و جریان آن چیست؟

یزدفردا:بیست‌وچهارم ذی‌الحجه روز مباهله نام گرفته است. در این روز که روز نزول آیه «تطهیر» نیز هست، خداوند بر ارزش‌ها و فضیلت‌های اهل بیت (ع) و جایگاه راستین آنان در درک و شناخت اسلام راستین مهر تأییدی دیگر زد.

 

روایات فراوانی در منابع معروف و دست اول اهل سنّت و منابع اهل بیت(علیهم السلام)آمده است، که با صراحت می‌گوید: آیه مباهله درباره علی، فاطمه، حسن و حسین(علیهم السلام) نازل شده است.

 

به گزارش خبرنگار دین و اندیشه خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، مباهله در اصل از ماده بَهْل (بر وزن اَهْل) به معنی رها کردن است. به همین جهت هنگامی که حیوان را به حال خود واگذارند و پستان آن‌را برای جلوگیری از نوشیدن نوزادش در کیسه قرار ندهند به آن حیوان باهِل می‌گویند و از این رو ابتهال در دعا به معنی تضرّع و واگذاری کار به خدا است.

 

و گاه این واژه را به معنی هلاکت و لعن و دوری از خدا معنی کرده‌اند آن نیز به خاطر رها کردن و واگذار نمودن بنده به حال خویش و خروج از سایه لطف خداست، اما از نظر مفهوم متداول که در آیه به آن اشاره شده، مباهله به معنی نفرین کردن دو نفر به همدیگر است. به این ترتیب که وقتی استدلالات منطقی سودی نداشت، افرادی که با هم درباره یک مسأله مهمّ دینی گفت‌وگو دارند در یک جا جمع می‌شوند و به درگاه خدا تضرّع می‌کنند و از او می‌خواهند که دروغگو را رسوا سازد و مجازات کند، همان کاری که پیامبر اسلام(ص)در برابر مسیحیان نجران کرد، که در آیه 61 سوره آل عمران به آن اشاره شده است.

 

در این آیه می‌خوانیم:( فَمَن حاجَّکَ فیهِ مِن بَعدِ ما جائَکَ مِنَ العِلمِ فَقُل تَعالَوا نَدْعُ اَبنائَنا وَ اَبنائَکُمْ وَ نِسائَنا وَ ئِسائَکُمْ وَ اَنْفُسَنا وَ اَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعنَةَ اللهِ عَلی الکاذِبینَ)

 

«هر گاه بعد از علم و دانشی که به تو رسیده، (باز) کسانی درباره مسیح با تو به ستیز برخیزند، بگو: "بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما نیز فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما نیز زنان خود را، ما از نفوس خود (و کسی که همچون جان ما است) دعوت کنیم، شما نیز از نفوس خود، آنگاه مباهله (و نفرین) کنیم، و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم"».

 

این آیه به ضمیمه آیاتی که قبل و بعد از آن نازل شده، نشان می‌دهد که در برابر پافشاری مسیحیان در عقاید باطل خود، از جمله ادعای الوهیت حضرت مسیح(علیه السلام) و عدم کارایی منطق و استدلال در برابر لجاجت آنها، پیامبر(ص) مأمور می‌شود که از طریق مباهله وارد شود، و صدق گفتار خود را از این طریق خاصّ و روحانی به ثبوت برساند، یعنی با آنها مباهله کند تا راستگو از دروغگو شناخته شود!

 

تفسیر آیه

 

«هر گاه (مسیحیان) بعد از علم و دانشی که به تو رسیده (درباره نفی الوهیت مسیح(علیه السلام) و تثلیت و انحرافاتی از این قبیل) با تو به بحث و ستیز برخیزند، به آنها بگو: "ما فرزندان خود را دعوت کنیم شما نیز فرزندان خود را ( فَمَن حاجَّکَ فیهِ مَن بَعدِ ما جائَکَ مِنَ العِلمِ فَقُل تَعالَوا نَدْعُ اَبنائَنا وَ اَبنائَکُم)، ما زنان خویش را دعوت نماییم و شما نیز زنان خود را، (وَ نِسائَنا وَ نِسائَکُمْ)، ما از نفوس خود (و کسی که همچون جان ما است) دعوت می‌نماییم و شما نیز نفوس خود ( وَ اَنفُسَنا وَ اَنفُسَکُمْ).

آنگاه مباهله (نفرین) کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم: ( ثُمَّ نَبْتَهِل فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللهِ عَلَیَ الکاذِبینَ).

 

بدون تردید از نظر تاریخی این مسئله واقع شد. یعنی پیامبر(صلی الله علیه وآله) گروهی را انتخاب کرد و همراه خود برای مباهله آورد.

 

در روایات اسلامی که مفسّران و محدّثان نقل کرده‌اند آمده است «هنگامی که آیه فوق نازل شد پیامبر(ص) به مسیحیان نجران پیشنهاد مباهله داد، بزرگان مسیحی از پیامبر(ص)یک روز مهلت خواستند، تا در این باره به شور بنشینند. اسقف (اعظم) به آنها گفت: "نگاه کنید، اگر فردا محمد با فرزند و خانواده‌اش برای مباهله آمد از مباهله با او بپرهیزید، و اگر اصحاب و یارانش را همراه آورد با او مباهله کنید که او پایه و اساسی ندارد".

 

فردا که شد که پیامبر(ص) آمد، در حالی که دست علی(ع) را گرفته بود و حسن و حسین(علیهما السلام) پیش روی او حرکت می‌کردند، و فاطمه(علیها السلام) پشت سر او. مسیحیان و در پیشاپیش آنان" اسقف اعظم آنان بیرون آمدند. هنگامی که پیامبر(ص) را با همراهان مشاهده کرد، پرسید: اینها چه کسانی هستند؟" گفتند: "این یکی، پسر عمو و داماد او است، و این دختر زاده‌های او هستند، و این بانو، دختر او است که از همه نزد او گرامی‌تر است." اسقف نگاهی کرد و گفت: "من مردی را می‌بینم که مصمّم و با جرأت در مباهله آمده و می‌ترسم او راستگو باشد، و اگر راستگو باشد بلای عظیمی بر ما وارد خواهد شد." سپس گفت: "ای ابوالقاسم (محمد(ص)) ما با تو مباهله نخواهیم کرد، بیا با هم صلح کنیم"»!

 

و در بعضی از روایات آمده که اسقف اعظم گفت: «من صورت‌هایی را می‌نگرم که اگر از خدا بخواهند کوه را از جا برکند چنین خواهد شد! پس مباهله نکنید که هلاک خواهید شد»!

 

همین مضمون با تفاوت‌هایی که به اصل قضیه ضرر نمی‌زند، در بسیاری از تفاسیر دیگر نیز آمده است، مانند تفسیر فخر رازی (جلد 8، صفحه 10) و قرطبی (جلد 2، صفحه 1346) و روح البیان (جلد 2، صفحه 44) و روح المعانی (جلد 3، صفحه 188) و بحر المحیط (جلد 2، صفحه 472) تفسیر بیضاوی (ذیل آیه مورد بحث) و تفاسیر دیگر.(پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله مکارم‌شیرازی)

 

 

مباهله

/mobAhele/

مباهلة

لغت‌نامه دهخدا

مباهلة. [ م ُ هََ ل َ ] (ع مص ) همدیگر را نفرین کردن یعنی دعای بد کردن . (غیاث ) (آنندراج ). یکدیگر رانفرین کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). یکدیگر را لعن کردن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). یکدیگر را لعنت و نفرین کردن و آن چنین است که چون اختلافی میان قوم روی دهد گرد هم آیند و گویند لعنةاﷲ علی الظالم منا؛ لعنت خدای بر ستمکار از میان ما دو فرقه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).

- یوم المباهله ؛ روز مباهله مطابق است با بیست و چهارم ذی الحجةالحرام و آن روز دعوت رسول (ص ) نصارای نجران را مباهله بود. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). روزی است که پیغمبر اسلام (ص ) در سال دهم هجرت با دخترش فاطمه (ع ) و علی (ع ) حسن (ع ) و حسین (ع ) از مدینه بیرون شدند تا با بزرگان نصارای نجران بایستندو مباهله کنند. لیکن نجرانیان از بیم نپذیرفتند و با پیغمبر مصالحت کردند و رجوع به تفسیر ابوالفتوح چ قمشه ای ج 2 ص 377 ببعد و روضةالصفاء و حبیب السیر ج 1 ص 406 و تفسیر گازر ج 2 ص 61 و 62 و تاریخ ابن اثیر ج 2 ص 142 و کشف الاسرار ج 2 ص 147 منتهی الاَّمال ص 69 شود.

مترادف مباهله: فریه، لعن، لعنت، نفرین

مباهله
یا روز مباهله . روزی است که پیغمبر اسلام ( ص ) با کسان خود ( دخترش فاطمه ( ع ) و علی ( ع ) و دو فرزند او حسن و حسین ( ع ) از مدینه بیرون شدند تا با بزرگان نصارای نجران بایستند و مباهله کنند لیکن آنان از بیم نپذیرفتند و با پیغمبر مصالحت کردند . و این واقعه روز بیست و چهارم رجب سال دهم از هجرت بود .
بهمدیگرنفرین کردن
( مصدر ) لعنت کردن یکدیگر را نفرین کردن : از جانب حق در زمان حضرت نبی و وصی و زهرا و سبطین علیهم الصلاه و والسلام هر پنج بوعده گاه بعزم مباهله بیرون فرمودند .

فضیلت روز مباهله (مفاتیح الجنان)

اعمال ماه ذی الحجه؛ روز بیست و چهارم- بنابر اَشْهر روزى است که مُباهَلَه کرد رسول خدا صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله با نصاراى نجران و پیش از آنکه خواست مُباهله کند، عبا بر دُوش مبارک گرفت و حضرت امیرالمؤ منین و فاطمه و حَسَن و حسین عَلیهمُ السلام را داخل در زیر عبا نمود و گفت: پروردگارا، هر پیغمبرى را اهل بیتى بوده است که مخصوص ترین خلق بوده اند به او. خداوندا، اینها اهل بیت منند، پس از ایشان برطرف کن شک و گناه را و پاک کن ایشان را پاک کردنى. پس جبرئیل نازل شد و آیه تطهیر در شاءن ایشان آورد. پس حضرت رسول صلی الله علیه و آله، آن چهار بزرگوار را بیرون برد از براى مباهله؛ چون نگاه نصارى بر ایشان افتاد و حقّیّت آن حضرت و آثار نزول عذاب، مشاهده کردند، جُرأت مُباهله ننمودند واستدعاى مصالحه و قبول جزیه نمودند؛ و در این روز نیز حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام در حال رکوع، انگشترى خود را به سائل داد و آیه اِنَّما وَلِیُّکُمُ اللّهُ در شانش نازل شد.

 

معنی مباهله در فرهنگ معین

مباهله
(مُ هَ لِ) [ ع . ] (مص م .) بر یکدیگر لعنت کردن .

معنی مباهله در فرهنگ فارسی عمید

مباهله
لعن و نفرین کردن به یکدیگر.

مباهله در دانشنامه اسلامی

مباهله
در روز مباهله بنا بود مسلمانان و مسیحیان نجران یکدیگر را نفرین کنند، تا خدا آن طرف را که دروغگوست، عذاب کند.در سوره آل عمران آیه ۶۱ آمده است: «فَمَنْ حَآجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءکُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءکُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللّهِ عَلَی الْکَاذِبِینَ» «هر گاه بعد از علم و دانشی که (درباره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛ آن گاه مباهله کنیم؛ و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.»
در معنای ابتهال دو نظر است:۱) یکدیگر را لعن کردن که میان دو نفر رخ می دهد.۲) نفرین برای هلاک کسی. دراین آیه،«مباهله» به معنی نفرین کردن دو نفر به همدیگر است. به این صورت که وقتی استدلالات منطقی سودی نداشت، افرادی که با هم درباره یک مسأله مهم دینی گفتگو دارند، در یک جا جمع می شوند و به درگاه خدا تضرع می کنند و از او می خواهند که دروغگو را رسوا سازد و مجازات کند. مباهله در لغت به معنی ملاعنه و نفرین متقابل می باشد. و در اصطلاح به این معناست که «دو تن یا دو گروه بر علیه یکدیگر دعای بد کنند. پس هر کدام ظالم باشد حق تعالی وی را رسوا گرداند و نقمت و عذاب خود را بر وی فرستد و ذریه او را مستاصل کند و هلاک گرداند». در حدیثی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) روایت شده که حضرت فرمود: «خداوند عزوجل به من خبر داده که پس از مباهله عذاب بر گروه باطل نازل می شود و حق را از باطل مشخص می سازد». از روایاتی که درمنابع اسلامی نقل شده است، استفاده می شود که مباهله اختصاص به زمان رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم)ندارد و در تمامی زمان ها قابل اجرا است. در حدیثی از امام صادق (علیه السّلام) نقل شده که ایشان فرمود: اگر سخنان حق شما را مخالفان نپذیرفتند، آن ها را به مباهله دعوت کنید.
تعریف لعنت
لعن و لعنت یعنی طرد نمودن ودور ساختن ازروی خشم. لعن از سوی خدادر آخرت به معنی عقوبت است و در دنیا، انقطاع از قبول رحمت و توفیق الهی است و لعن از سوی انسان، نفرینی است بر دیگران.
ماجرای مباهله
در سال دهم هجری، افرادی از سوی رسول خدا صلوات الله علیه مأمور تبلیغ اسلام در منطقه نجران از بلاد یمن شدند. مسیحیانِ نجران نیز افرادی را مانند سید و عاقب و اباحارثه، به نمایندگی از سوی خود برای گفتگو با پیامبر اسلام به مدینه گسیل داشتند. گروه نجران وارد مدینه شده و با پیامبر صلوات الله علیه دیدار کردند. آنها گفتند: ای محمد، آیا تو صاحب و سرور ما را می شناسی؟پیامبرفرمودند: «سرور شما کیست»؟گفتند: عیسی بن مریم.پیامبر صلوات الله علیه فرمودند:«او عبد و رسول خدااست.گفتند: به ما نشان بده کسی را که خدا مانند او آفریده باشد در آنچه دیده و شنیده ای... .جبرئیل بر پیامبرصلوات الله علیه این آیه را نازل فرمود:«إِنّ مثل عیسی عنداللَّه کمثلِ آم خلقه من ترابٍ ثمّ قال له کن فیکون؛ مثل عیسی(علیه السلام) در نزد خدا، همچون آدم (علیه السلام)است که او را از خاک آفرید، و سپس به او فرمود: موجود باش. او هم فوراً موجود شد.» بنابراین، ولادت مسیح بدون پدر، هرگز دلیل بر الوهیّت او نیست.آنان از پذیرفتن حقیقت سر باز زدند و لجاجت ورزیدند.
← داستان مباهله
...
مباهله
مباهله، تقاضای لعن الهی از سوی دو نفر یا دو دسته برای طرف مقابل خویش که هر یک خود را بر حق می دانند.
این واژه در تاریخ اسلام به ماجرایی اشاره دارد که طی آن، پیامبر اسلام(ص) پس از مناظره با مسیحیانِ نجران، پیشنهاد مباهله داد و آنان پذیرفتند؛ ولی در روز موعود از این کار خودداری کردند.
بنابر اعتقادات شیعی، جریان مباهله پیامبر(ص) نه تنها نشانگر حقانیت اصل دعوت پیامبر(ص) است، بلکه بر فضیلت ویژه همراهان او در این ماجرا دلالت می کند چنانچه امام علی(ع) را به منزلۀ جان پیامبر معرفی می کند. واقعه مباهله در روز ۲۴ ذی الحجه، سال نهم هجری، روی داد و قرآن در آیه ۶۱ سوره آل عمرانبه آن اشاره کرده است.
مباهله اهل بیت (قرآن)
اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم در جریان مباهله با نصارای نجران شرکت فرمودند.
« مباهله » به معنای نفرین و لعنت دو نفر یا دو گروه متنازع در پیشگاه خداوند، برای اثبات حقانیت خود و نابودی طرف مقابل است.
مباهله با نصارای نجران
اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم در جریان مباهله با نصارای نجران شرکت فرمودند: «فمن حآجک فیه من بعد ما جآءک من العلم فقل تعالوا ندع ابنآءنا وابنآءکم ونسآءنا ونسآءکم وانفسنا وانفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله علی الکـذبین» هر گاه بعد از علم و دانشی که (درباره مسیح ) به تو رسیده، (باز) کسانی با تو به محاجه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود، آنگاه مباهله کنیم، و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم. (آیه یاد شده درباره مباهله پیامبر به همراه فاطمه ، علی ، حسن و حسین علیهم السلام با نصارای نجران است. )
معنا و ریشه ابتهال
مصدر ابتهال که باب افتعال است از ثلاثی (با -ها - لام) گرفته شده و مصدر بهل به فتحه اول و هم به ضمه آن به معنای لعنت است، این اصل معنای کلمه است، ولی بعدها در مطلق دعا و درخواست زیاد شد، البته دعائی که با اصرار و سماجت صورت بگیرد. و جمله «فنجعل لعنت الله علی الکاذبین» به منزله بیانی است برای ابتهال، و اگر فرموده : «فنجعل»، (لعنت خدا را بر دروغگویان قرار بدهیم) و نفرموده : «فنسئل»، (و از خدا لعنت را برای دروغگویان درخواست کنیم)، برای این بود که اشاره کند به اینکه این نفرین درگیر است، چون باعث می شود حق از باطل ممتاز گردد و خلاصه روشن شدن حق از باطل فعل بستگی دارد به درگیر شدن این نفرین و چون درگیریش به این جهت حتمی است، اینطور تعبیر کرد که (لعنت را بر دروغگو قرار دهیم) و نفرمود: (درخواست کنیم) چون استجابت شدن و نشدن درخواست معلق است.
معنای کاذبین
...
مباهله پیامبر
مباهله در آیه مباهله، یعنی دو یا چند نفر که در مساله مهم دینی با یکدیگر اختلاف دارند، در یک جا جمع شوند و با اصرار و تضرع به درگاه خداوند، از او بخواهند آن را که بر باطل است، رسوا و مجازات کند. در روز مباهله بنا بود مسلمانان و مسیحیان نجران یکدیگر را نفرین کنند، تا خدا آن طرف را که دروغگوست، عذاب کند. اما بزرگان مسیحی چون عزیزترین اشخاص پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) را همراه او دیدند، از مباهله منصرف شدند و موافقت کردند که با رسول خدا صلح کنند و جزیه بپردازند.
«مباهله» پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) با مسیحیان نجران برگرفته از سنتی متداول، در میان اقوام سامی (پذیرفتن مباهله توسط مسیحیان نشانی از وجود این سنت در میان آنان بوده است.) و بیانگر تلاش های فراوان پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) برای دعوت اهل کتاب به دین اسلام بوده است. که متاسفانه بخش وسیعی از مناظرات و گفتگوهای پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) با آنان مورد غفلت سیره نویسان واقع شده و در متون اسلامی نیز به طور مستقل بدان پرداخته نشده است. مباهله از آن جهت که دلیلی بر فضیلت و برتری اهل بیت (علیهم السّلام) و عصمت و امامت بلافصل امام علی (علیه السّلام) است، دارای اهمیت است.
تعریف مباهله
مباهله از ریشه «بهل» به معنای رها ساختن، ترک گفتن، به خود واگذاشتن. و قید و بند چیزی را برداشتن و نیزبه معنی ملاعنه و نفرین متقابل آمده است. و همچنین در معنای ابتهال دو نظر است: ۱) یکدیگر را لعن کردن که میان دو نفر رخ می دهد. ۲) نفرین برای هلاک کسی. مباهله از زبان های عبری و سریانی وارد زبان عربی شده است. و در اصطلاح به عملی گفته می شود که دو یا چند نفر که در مساله مهم دینی با یکدیگر اختلاف دارند، در یک جا جمع شوند و با اصرار و تضرع به درگاه خداوند، از او بخواهند آن را که بر باطل است، رسوا و مجازات کند. و بلاذری این چنین نقل می کند: «دو تن یا دو گروه بر علیه یکدیگر دعای بد کنند. پس هر کدام ظالم باشد حق تعالی وی را رسوا گرداند و نقمت و عذاب خود را بر وی فرستد و ذریه او را مستاصل کند و هلاک گرداند.» و نیز آیت الله مکارم شیرازی چنین نقل می کند: مباهله در آیه مباهله به معنی نفرین کردن دو نفر به همدیگر است. به این صورت که وقتی استدلالات منطقی سودی نداشت، افرادی که با هم درباره یک مسأله مهم دینی گفتگو دارند، در یک جا جمع می شوند و به درگاه خدا تضرع می کنند و از او می خواهند که دروغ گو را رسوا سازد و مجازات کند. تفاوت در حدیثی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) روایت شده که حضرت فرمود: «خداوند عزوجل به من خبر داده که پس از مباهله عذاب بر گروه باطل نازل می شود و حق را از باطل مشخص می سازد.» از روایاتی که در منابع اسلامی نقل شده است، استفاده می شود که مباهله اختصاص به زمان رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) ندارد و در تمامی زمان ها قابل اجرا است. در حدیثی از امام صادق (علیه السّلام) نقل شده که ایشان فرمود: اگر سخنان حق شما را مخالفان نپذیرفتند، آن ها را به مباهله دعوت کنید.
تعریف لعنت
میان مباهله و لعنت کردن آن است که مباهله از شدت و تاکید بیشتری برخوردار است. لعن و لعنت یعنی طرد نمودن ودور ساختن ازروی خشم. لعن از سوی خدا در آخرت به معنی عقوبت است و در دنیا، انقطاع از قبول رحمت و توفیق الهی است و لعن از سوی انسان، نفرینی است بر دیگران.
مسیحیان نجران
...
مباهله پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله
کلید واژه: 24 ذی الحجه، مسیحیان نجران، شأن نزول آیه 61 سوره آل عمران، مباهله پیامبر با نصارای نجران
وقتی مسیحیان نجران از روی لجاجت و عناد سخن پیامبر را درباره یگانگی آفریدگار و شخصیت حضرت عیسی علیه السلام نپذیرفتند، خداوند به پیامبر دستور داد که آنان را برای نفرین بر ضد یکدیگر بخواند و هر دو گروه در برابر هم بایستند و از خدا بخواهند که هر کس در این موضوع دروغ گو است، خداوند بر او غضب کند (سوره آل عمران/آیه61)
بر اساس روایات پرشماری از شیعه و سنی، رسول خدا صلی الله علیه و آله در صبح روز مقرر آمد؛ در حالی که امام حسین علیه السلام را در آغوش داشت و دست امام حسن علیه السلام را گرفته بود و حضرت فاطمه و امام علی علیهماالسلام در پشت سر حضرت حرکت می کردند.
وقتی بزرگ مسیحیان چنین دید، از مباهله انصراف داده، تسلیم امر پیامبر شدند و به پرداخت جزیه گردن نهادند.
مباهله پیامبر با نصرانیان نجران، علاوه بر آنکه نشان حقانیت و درستی دعوت پیامبر است، دلیلی بر فضیلت و برتری اهل بیت علیهم السلام و عصمت و امامت امام علی علیه السلام نیز می باشد.
مباهله از ریشه «بهل» به معنای رهاساختن، ترک گفتن، به خود واگذاشتن و قید و بند چیزی را برداشتن و نیز لعنت کردن آمده است. که از زبان های عبری و سریانی وارد زبان عربی شده است. و در اصطلاح به عملی گفته می شود که دو یا چند نفر که در مسأله مهم دینی با یکدیگر اختلاف دارند، در یکجا جمع شوند و با اصرار و تضرع به درگاه خداوند، از او بخواهند آن را که بر باطل است، رسوا و مجازات کند. تفاوت میان مباهله و لعنت کردن آن است که مباهله از شدت و تأکید بیشتری برخوردار است.
پس از فتح مکه معظمه و طائف و مسلمان شدن اهالی یمن و عمان، تقریباً تمامی مناطق جزیرة العرب در پوشش نظام اسلامی و حکومت توحیدی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله قرار گرفت. اما در این منطقه بزرگ عربی اقوام، قبایل و طوایفی بودند که هنوز در برابر اسلام تسلیم نشده و یا حتی دشمنی و فتنه انگیزی می کردند.
منطقه نجران که در حد فاصل حجاز و یمن قرار دارد در عصر پیامبر صلی الله علیه و آله تنها منطقه مسیحی نشین حجاز بود که مسیحیان مقیم آن با پشتیبانی های کشورهای مسیحی شاخ و شمال آفریقا و قیصر روم ادامه حیات می دادند. پیامبر صلی الله علیه و آله برای بزرگان این منطقه نامه هایی ارسال کرد و آنان را به پذیرش دین اسلام و یا پرداخت جزیه (مالیات ویژه اهل کتاب) فراخواند.
آیه مباهله
آیه مباهله به آیه ۶۱ سوره آل عمران اطلاق می شود. مباهله در اصل از مادة «بهل» بر وزن «اهل» به معنای رها کردن است. و معنای آن به معنی نفرین کردن دو نفر به همدیگر است.
در اصل از مادة «بهل» بر وزن «اهل» به معنای رها کردن است. به همین جهت هنگامی که حیوان را، به حال خود واگذارند، و پستان آن را برای جلوگیری از نوشیدن نوزادش در کیسه قرار ندهند به آن حیوان «باهل» می گویند و «ابتهال» در دعا به معنای تضرع و واگذاری کار بر خدا است و گاه این واژه را به معنای «هلاکت و لعن و دوری از خدا» معنی کرده اند، آن نیز به خاطر رها کردن و واگذار نمودن بنده به جای خویش و خروج از سایه لطف خدا است.
حسین، راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القران، (دفتر نشر الکتاب، دوم، ۱۴۰۴)، ص۶۳.    
مباهله به معنی نفرین کردن دو نفر به همدیگر است، به این ترتیب که وقتی استدلالات منطقی در مسئلة دینی سودی نداشت، در یک جا جمع می شوند، و به درگاه خدا تضرع و از او می خواهند که دروغگو را رسوا سازد و مجازات کند.
مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن (قم، انتشارات نسل جوان، دوم، ۱۳۷۴) ج۹، ص۲۳۰.    
«هر گاه بعد از علم و دانش که درباره مسیح به تو رسیده، کسانی با تو به بحث و ستیز برخیزند، به آنها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت می کنیم شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را فرا می خوانیم شما هم، زنان خویش را، ما از نفوس خویش دعوت می کنیم، شما هم از نفوس خود، آنگاه مباهله می کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار می دهیم.»
آل عمران/سوره۳، آیه۶۱.    
...
آیه مباهله
آیه مُباهله، آیه ۶۱ سوره آل عمران است که اشاره به واقعه مباهله پیامبر(ص) با مسیحیان نجران دارد. مفسران شیعه و برخی از اهل سنت این آیه را یکی از فضائل اصحاب کساء به ویژه امام علی(ع) دانسته اند. امام بر اساس این آیه به منزله نَفْس و جان پیامبر(ص) معرفی شده است. امام رضا(ع) این آیه را بزرگترین فضیلت حضرت علی در قرآن معرفی می کند.
مفسران شیعه و اهل سنت برآنند که این آیه، اشاره به مناظره مسیحیان نجران با رسول اکرم(ص) دارد. آنان حضرت عیسی را اقنومی از اقانیم ثلاثه و دارای جنبه خدایی می دانستند و توصیف وحیانی قرآن را درباره عیسی(ع) که وی را بنده پارسای خداوند و پیامبر می داند قبول نداشتند. پس از مؤثر نبودن صحبت ها و دلایل، پیامبر اکرم (ص) به آنان پیشنهاد مباهله داد.
مفسران اهل سنت مانند زمخشری، فخر رازی، بیضاوی و... گفته اند که مراد آیه از «اَبْناءَنا» حسن و حسین(ع)، و مراد از «نِساءَنا» فاطمه زهرا(س) و مراد از «اَنْفُسَنا» حضرت علی(ع)، بوده است، یعنی چهار تنی که همراه با خود رسول خدا، پنج تن آل عبا یا اهل کسا را تشکیل می دهند.
آیه مباهله
آیه 61 سوره آل عمران/3 به «آیه مباهله» شهرت یافته است. مباهله در اصطلاح به معنای نفرین کردن دو نفر یا دو گروه بر ضد یکدیگر است. بر اساس این آیه، وقتی مسیحیان نجران از روی لجاجت و عناد سخن پیامبر را درباره یگانگی آفریدگار و شخصیت حضرت عیسی علیه السلام نپذیرفتند، خداوند به پیامبر دستور داد که آنان را برای نفرین بر ضد یکدیگر بخواند و هر دو گروه در برابر هم بایستند و از خدا بخواهند که هر کس در این موضوع دروغ گو است، خداوند بر او غضب کند:
«فَمَنْ حَآجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءکُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءکُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَی الْکَاذِبِینَ»
بر اساس روایات پرشماری از شیعه و سنی، رسول خدا صلی الله علیه و آله در صبح روز مقرر آمد؛ در حالی که امام حسین علیه السلام را در آغوش داشت و دست امام حسن علیه السلام را گرفته بود و حضرت فاطمه و امام علی علیهماالسلام در پشت سر حضرت حرکت می کردند.
حضرت به آن ها گفت: وقتی من دعا کردم، شما آمین بگویید. وقتی بزرگ مسیحیان چنین دید، خطاب به همراهانش گفت: ای گروه نصارا! همانا صورت هایی را می بینم که اگر از خدا بخواهند کوه را از جای بَرکَند، می کَنَد. مباهله نکنید که نابود می شوید؛ آنگاه آنان تسلیم پیامبر شدند و به پرداخت جزیه گردن نهادند.
احتجاج ائمه به آیه مباهله
این مقاله درباره احتجاج به آیه مباهله در کلام اهل بیت علیهم السلام می باشد.
امام علی علیه السّلام در روز «شوری»، از آیه «مباهله» در حق خود بر حاضران استدلال نمود و بدان احتجاج فرمود.
احتجاج به آیه در شأن امام علی
عامر بن سعد بن ابی وقاص از پدرش روایت کرده است: «در یکی از روزها، معاویة بن ابی سفیان به سعد دستور داد تا به علی ناسزا بگوید! سعد ازدستور او سرپیچی کرد. معاویه از وی پرسید: به چه سبب است که علی را آماج ناسزا و دشنام نمی سازی؟ سعد گفت: به خاطر آن است که سه خصلت از رسول خدا در شأن علی شنیدم که با توجه به آن ها، هیچ گاه به سب و دشنام آن حضرت اقدام نمی کنم، و هرگاه یکی از آن ها برای من بود، بهتر از شتران سرخ مو که در اختیار من باشد، به شمار می آوردم....
احتجاج رسول خدا به آیه مباهله
هنگامی که آیه مباهله «قل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءکم» نازل شد، رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلّم علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السّلام را به حضور طلبید و فرمود: «اللهم هؤلاء اهلی».
احتجاج امام کاظم به آیه مباهله
...
اهل بیت در آیه مباهله
این آیه شریفه که به آیه مباهله مشهور است در مورد اهل بیت مورد استفاده و استناد قرار گرفته و معرفی می شود.«فمن حاجک فیه من بعد ما جاءک من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءکم و نساءنا و نساءکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله علی الکاذبین»«پس هرگاه بعد از علم و دانشی که (درباره مسیح ) به تو رسیده، (باز) کسانی با تو به مجادله برخیزند، به آنان بگو: بیایید ما و شما، فرزندان، زنان و نفوس خود را فرا خوانیم، آن گاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغ گویان قرار دهیم.»
مباهله در کتاب های لغت به معنای نفرین کردن به یکدیگر است؛ از دیر باز، هرگاه فردی می خواست حقانیت خود را به اثبات برساند و طرف مقابل خود را (دشمنش را) محکوم نماید، پیشنهاد مباهله می داد. آنگاه یک دیگر را نفرین می کردند، هر کدام که نفرینش اثر می کرد، قطعا حقانیت خود را ثابت کرده بود.
کیفیت مباهله
برای انجام مباهله، دو طرف مباهله، پنجه در پنجه یک دیگر می اندازند، به طوری که انگشتان هر دو نفر بصورت شبکه در می آید. سپس چنین می گویند:«اللهم رب السموات السبع و الارضین السبع و رب العرش العظیم، ان کان فلان جحد الحق و کفر به فانزل علیه حسبانا من السماء و عذابا الیما؛ بار الها! ای پروردگار هفت آسمان و زمین ! و ای خدای عرش بزرگ! چنانچه فلانی منکر حق است و به آن کافر می باشد، پس عذابی دردناک و آتشی سوزاننده از آسمان بر او فرو فرست.»
زمان خاص مباهله
انجام مباهله از هنگام طلوع فجر تا طلوع خورشید می باشد.
رابطه آیه مباهله با اهل بیت
...
روز مباهله
بیست و چهارم ذیحجه را روز مُباهله گویند. از عنوان یاد شده در بابهای طهارت، صلات و صوم سخن گفته اند.
مشهور، روز مباهله را بیست و چهارم ذیحجه دانسته اند. روزهای ۲۷، ۲۱، و ۲۵ نیز نقل شده است.
تاریخچه روز مُباهله
در روز یاد شده، سال دهم هجری، رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله همراه حضرت علی، حضرت فاطمه، امام حسن و امام حسین علیهم السّلام در نقطه ای خارج از شهر که بعدها در آن جا مسجدی ساختند و امروزه به نام مسجد مباهله معروف است با هیئت نمایندگی نصارای نجران بنابر مباهله گذاشتند؛ لیکن نجرانیان عقب نشینی کردند و با پیامبر صلّی اللَّه علیه وآله مصالحه نمودند.
قول دیگر در روز مُباهله
به قول برخی نیز در روز یاد شده حضرت علی علیه السّلام در حال رکوع انگشتر خویش را صدقه داد.
غسل در روز مُباهله
...
غسل مباهله
غسل مباهله از غسلهای مستحب می باشد.
غسل مباهله غسلی است که در روز مباهله یا برای اجرای عمل مباهله انجام می شود.از احکام آن در باب طهارت سخن گفته اند.
← در طهارت
 ۱. ↑ جواهر الکلام، ج۵، ص۳۸.    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۵، ص۵۶۶، برگرفته از مقاله«غسل مباهله».    
...

 

 

مباهله در دانشنامه آزاد پارسی

مُباهله
(در لغت به معنی نفرین کردن یکدیگر) در اصطلاح قرآن، به درگاه خداوند نالیدن و درخواست از او برای مشخص کردن طرف حق از ناحق و طلب عذاب برای طرف ناحق. مفسران در تفسیر آیۀ ۶۱ سورۀ آل عمران (آیۀ مباهله) برآن اند که این آیه به مناظرۀ نصارای نجران با پیامبر (ص) اشاره دارد. این مسیحیان توصیف عیسی (ع) را در قرآن قبول نداشتند تا پیامبر (ص) به آنان پیشنهاد مباهله داد. اما آن ها با دیدن اخلاص و صدق پیامبر (ص) و همراهانشان به این امر راضی نشدند و با پیامبر (ص) صلح کردند و از ایشان خواستند تا بر دین خود باشند اما جزیه بپردازند و پیامبر (ص) نیز پذیرفت. روزی را که رسول خدا (روز ۲۱/۲۴/۲۵/۲۷ از ماه ذی الحجۀ سال ۱۰ق) به همراه امام علی (ع)، حضرت فاطمه (س) و امام حسن (ع) و امام حسین (ع) از مدینه بیرون رفتند تا با بزرگان نصارای نجران مباهله کنند، یوم المباهله گویند. به نظر برخی غسل، روزهو نیز نمازی مخصوص به شیوۀ نماز روز عید غدیر در این روز مستحب است. آیین مباهله به «وَر» و نیز «سوگندخوردن» از فرهنگ ایران باستان، و تحمل آزمون رنج آور برای اثبات حق یا بی گناهی خود (ordeal) در فرهنگ مسیحی و غربی بی شباهت نیست.
 

ارتباط محتوایی با مباهله

 


کلیات مفاتیح الجنان ( ترجمه استاد انصاریان )

روز بیست وچهارم: بنابر اشهر روزى است که رسول خدا صلى اللّه علیه و آله با نصاراى نجران مباهله کرد، و پیش از مباهله عبا بر دوش مبارک گرفت، و حضرت امیر المؤمنین و فاطمه و حسن و حسین علیهم السّلام را زیر عبا جا داد و گفت: پروردگارا هر پیامبرى را اهل بیتی بوده، که مخصوص ترین خلق نسبت به او بودند، خدایا اینان اهل بیت منند، از ایشان شک و گناه را برطرف ساز، و پاک کن ایشان را پاک کردنى کامل، پس جبرائیل نازل شد، و آیه تطهیر را در شأن ایشان فرود آورد، آنگاه رسول خدا صلى اللّه علیه و آله آن چهار بزرگوار را براى مباهله به بیرون برد، چون نگاه نصارى بر ایشان افتاد، و حقیقت آن حضرت و آثار نزول عذاب را مشاهده کردند، جرأت بر مباهله را از دست داده، و استدعاى مصالحه و قبول جزیه کردند.
در این روز حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام در حال رکوع انگشتر خود را به سائل داد، و آیه «انّما وليكم اللّه» در شأن آن حضرت نازل گشت.
در هر صورت این روز داراى شرافت بسیاری است، و در آن چند عمل وارد است: اوّل: غسل.
دوّم: روزه گرفتن.
سوّم: خواندن دو رکعت نماز، که در وقت و کیفیت و ثواب مانند نماز روز عید غدیر است، و اینکه «آیة الکرسى» در نماز مباهله باید تا «هم فيها خالدون» خوانده شود.
چهارم: خواندن دعاى مباهله مى باشد، که شبیه به دعاى سحر ماه رمضان است، و شیخ طوسى و سیّد ابن طاووس نقل کرده اند، ولى بین روایات آن دو بزرگوار اختلاف زیادى است، و من روایت شیخ طوسى را در کتاب «مصباح» برگزیده ام که فرموده است: دعاى روز مباهله همراه با فضیلت آن، از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده، و آن دعا این است: اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ بَهَائِكَ بِأَبْهَاهُ وَ كُلُّ بَهَائِكَ بَهِيٌّ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِبَهَائِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ جَلالِكَ بِأَجَلِّهِ وَ كُلُّ جَلالِكَ جَلِيلٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِجَلالِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ جَمَالِكَ بِأَجْمَلِهِ وَ كُلُّ جَمَالِكَ جَمِيلٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِجَمَالِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَدْعُوكَ كَمَا أَمَرْتَنِي فَاسْتَجِبْ لِي كَمَا وَعَدْتَنِي اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ عَظَمَتِكَ بِأَعْظَمِهَا وَ كُلُّ عَظَمَتِكَ عَظِيمَةٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِعَظَمَتِكَ كُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ نُورِكَ بِأَنْوَرِهِ وَ كُلُّ نُورِكَ نَيِّرٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِنُورِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ رَحْمَتِكَ بِأَوْسَعِهَا وَ كُلُّ رَحْمَتِكَ وَاسِعَةٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ كُلِّهَا.
خدایا از تو درخواست مى کنم از زیبایى ات به حق برترین مرتبه زیبایى ات، و همه مراتب آن زیباست، خدایا از تو درخواست میکنم به همه مراتب زیباییات.
خدایا از تو درخواست مى کنم از بزرگى ات به حق برترین مرتبه بزرگى ات، و همه مراتب بزرگى ات بزرگ است، خدایا از تو درخواست میکنم به همه مراتب عظمتت.
خدایا از تو درخواست میکنم از جمالت، به حق برترین مرتبه جمالت، و همه مراتب جمال تو جمیل است، خدایا از تو درخواست میکنم به همه مراتب جمالت.
خدایا تو را میخوانم چنان که فرمان دادى، پس اجابتم کن چنان ه وعده فرمودى، خدایا از تو درخواست می کنم از شکوهت، به حق برترین مرتبه شکوهت، و همه مراتب شکوهت شکوه مند است، خدایا از تو درخواست میکنم به همه مراتب شکوهت.
خدایا از تو درخواست میکنم از نورت، به حق برترین مرتبه نورت، و همه نورت نورانى است، خداى از تو درخواست میکنم به همه نورت، خداى از تو درخواست میکنم از رحمتت، به حق وسیع ترین مرتبه رحمتت و همه رحمتت وسیع است، خدایا از تو درخواست میکنم به همه رحمتت.
اللَّهُمَّ إِنِّي أَدْعُوكَ كَمَا أَمَرْتَنِي فَاسْتَجِبْ لِي كَمَا وَعَدْتَنِي اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ كَمَالِكَ بِأَكْمَلِهِ وَ كُلُّ كَمَالِكَ كَامِلٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِكَمَالِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ كَلِمَاتِكَ بِأَتَمِّهَا وَ كُلُّ كَلِمَاتِكَ تَامَّةٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِكَلِمَاتِكَ كُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ أَسْمَائِكَ بِأَكْبَرِهَا وَ كُلُّ أَسْمَائِكَ كَبِيرَةٌ ، خدایا تو را می خوانم چنان که فرمانم دادى، پس اجابتم کن چنان که وعده فرمودى.
خدایا از تو درخواست میکنم از کمالت به حق برترین مرتبه کمالت، و همه کمالت کامل است، خدایا از تو درخواست مى کنم به همه کمالت، خدایا از تو درخواست می کنم از کلماتت به حق تمام ترین کلماتت، و همه کلماتت تمام است، خدایا از تو درخواست می کنم به همه کلماتت، خدایا از تو درخواست می کنم از نامهایت به حق بزرگترین آنها، و همه نامهایت بزرگ است، اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِأَسْمَائِكَ كُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّي أَدْعُوكَ كَمَا أَمَرْتَنِي فَاسْتَجِبْ لِي كَمَا وَعَدْتَنِي اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ عِزَّتِكَ بِأَعَزِّهَا وَ كُلُّ عِزَّتِكَ عَزِيزَةٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِعِزَّتِكَ كُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ مَشِيَّتِكَ بِأَمْضَاهَا وَ كُلُّ مَشِيَّتِكَ مَاضِيَةٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَشِيَّتِكَ كُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِقُدْرَتِكَ الَّتِي اسْتَطَلْتَ بِهَا عَلَى كُلِّ شَيْ ءٍ وَ كُلُّ قُدْرَتِكَ مُسْتَطِيلَةٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِقُدْرَتِكَ كُلِّهَا، خدایا از تو درخواست میکنم به حق همه نامهایت.
خدایا تو را میخوانم، چنان که فرمانم دادى، پس اجابتم کن، چنان که وعده فرمودى، خدایا از تو درخواست میکنم از عزّتت، به حق برترین مرتبه عزّتت، و همه عزّتت عزیز است، خدایا از تو درخواست میکنم به همه عزّتت، خدایا از تو درخواست میکنم از مشیّتت به حق گذراترین مشیّتت و همه مشیّتت گذراست، خدایا از تو درخواست مى کنم به همه مشیّتت.
خدایا از تو درخواست میکنم به قدرتت که با آن بر همه چیز برتری گرفتى، و همه قدرت تو برتریگیر است، خدایا از تو درخواست میکنم به همه قدرتت.
اللَّهُمَّ إِنِّي أَدْعُوكَ كَمَا أَمَرْتَنِي فَاسْتَجِبْ لِي كَمَا وَعَدْتَنِي اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ عِلْمِكَ بِأَنْفَذِهِ وَ كُلُّ عِلْمِكَ نَافِذٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِعِلْمِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ قَوْلِكَ بِأَرْضَاهُ وَ كُلُّ قَوْلِكَ رَضِيٌّ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِقَوْلِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ مَسَائِلِكَ بِأَحَبِّهَا وَ كُلُّهَا إِلَيْكَ حَبِيبٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَسَائِلِكَ كُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّي أَدْعُوكَ كَمَا أَمَرْتَنِي فَاسْتَجِبْ لِي كَمَا وَعَدْتَنِي اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ شَرَفِكَ بِأَشْرَفِهِ وَ كُلُّ شَرَفِكَ شَرِيفٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِشَرَفِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ سُلْطَانِكَ بِأَدْوَمِهِ وَ كُلُّ سُلْطَانِكَ دَائِمٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِسُلْطَانِكَ كُلِّهِ .
خدایا تو را می خوانم، چنان که فرمانم دادى، پس اجابتم کن، چنان که وعده فرمودى، خدایا از تو درخواست می کنم از علمت به حق نافذترین آن و همه علم تو نافذ است، خدایا از تو درخواست مى کنم به همه علمت.
خدایا از تو درخواست مى کنم از گفتارت به حق پسندیده ترین آن.
و همه گفتارت پسندیده است، خدایا از تو درخواست میکنم به همه گفتارت.
خدایا از تو درخواست میکنم از خواسته هایت به حق محبوب ترین آنها، و همه آنها نزد تو محبوب است، خدایا از تو درخواست میکنم به همه خواسته هایت.
خدایا تو را میخوانم چنان که فرمانم دادى، پس اجابتم کن چنان که وعده فرمودى، خدایا از تو درخواست میکنم از شرفت به حق برترین مرتبه شرفت، و همه شرفت شریف است، خدایا از تو درخواست میکنم به همه شرفت.
خدایا از تو درخواست میکنم از سلطنتت، به حق پایدارترین آن.
و همه سلطنتت پایدار است، خدایا از تو درخواست میکنم به همه سلطنتت.
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ مُلْكِكَ بِأَفْخَرِهِ وَ كُلُّ مُلْكِكَ فَاخِرٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمُلْكِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَدْعُوكَ كَمَا أَمَرْتَنِي فَاسْتَجِبْ لِي كَمَا وَعَدْتَنِي اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ عَلائِكَ بِأَعْلاهُ وَ كُلُّ عَلائِكَ عَالٍ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِعَلائِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ آيَاتِكَ بِأَعْجَبِهَا وَ كُلُّ آيَاتِكَ عَجِيبَةٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِآيَاتِكَ كُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ مَنِّكَ بِأَقْدَمِهِ وَ كُلُّ مَنِّكَ قَدِيمٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَنِّكَ كُلِّهِ، خدایا از تو درخواست میکنم از فرمانروایى ات به حق گرانمایه ترین آن، و همه فرمانروایی ات گرانمایه است، خدایا از تو درخواست می کنم به همه فرمانروایى ات.
خدایا تو را مى خوانم چنان که فرمانم دادى.
پس اجابتم کن چنان که وعده فرمودى.
خدایا از تو درخواست می کنم از والایى ات به حق والاترین آن، و همه والایی ات والاست، خدایا از تو درخواست مى کنم به همه والایی ات.
خدایا از تو درخواست می کنم از آیاتت به حق شگفت ترین آیاتت، و همه آیاتت شگفت است، خدایا از تو درخواست مى کنم به همه آیاتت.
خدایا از تو درخواست میکنم از نعمتت به حق دیرینه ترین آن و همه نعمتت دیرین است، خدایا از تو درخواست مى کنم به همه نعمتت.
اللَّهُمَّ إِنِّي أَدْعُوكَ كَمَا أَمَرْتَنِي فَاسْتَجِبْ لِي كَمَا وَعَدْتَنِي اللَّهُمَّ وَ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَا [مِمَّا] أَنْتَ فِيهِ مِنَ الشَّأْنِ وَ الْجَبَرُوتِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِكُلِّ شَأْنٍ وَ كُلِّ جَبَرُوتٍ اللَّهُمَّ وَ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَا تُجِيبُنِي بِهِ حِينَ أَسْأَلُكَ يَا اللَّهُ يَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ أَسْأَلُكَ بِبَهَاءِ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ يَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ أَسْأَلُكَ بِجَلالِ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ يَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ أَسْأَلُكَ بِلا إِلَهَ إِلا أَنْتَ اللَّهُمَّ إِنِّي أَدْعُوكَ كَمَا أَمَرْتَنِي فَاسْتَجِبْ لِي كَمَا وَعَدْتَنِي اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ رِزْقِكَ بِأَعَمِّهِ وَ كُلُّ رِزْقِكَ عَامٌّ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِرِزْقِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ عَطَائِكَ بِأَهْنَئِهِ وَ كُلُّ عَطَائِكَ هَنِي ءٌ ، خدایا تو را میخوانم چنان که فرمانم دادى، پس اجابتم کن، چنان که وعده فرمودى.
خدایا از تو درخواست میکنم، به حق آنچه که در آن قرار دادى از مقام و جبروت، خدایا از تو درخواست میکنم به تمام مقام و تمام جبروتت.
خدایا از تو درخواست میکنم به آنچه با آن اجابتم مینمایى، زمانیکه از تو میخواهم، اى خدا، اى که معبودى جز تو نیست، از تو میخواهم به زیبایى اینکه معبودی جز تو نیست.
اى که معبودى جز تو نیست، از تو میخواهم به بزرگى اینکه معبودى جز تو نیست.
اى که معبودى جز تو نیست، از تو میخواهم به حق اینکه معبودى جز تو نیست.
خدایا تو را میخوانم چنان که فرمانم دادى، پس اجابتم کن چنان که وعده فرمودى.
خدایا از درخواست میکنم از روزى ات به همه گانه ترین آن، و همه روزى ات همگانى است.
خدایا از تو درخواست می کنم به همه روزى ات، خدایا از تو درخواست میکنم از عطایت، به حق گواراترین آن، و همه عطایت گواراست.
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِعَطَائِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ خَيْرِكَ بِأَعْجَلِهِ وَ كُلُّ خَيْرِكَ عَاجِلٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِخَيْرِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ فَضْلِكَ بِأَفْضَلِهِ وَ كُلُّ فَضْلِكَ فَاضِلٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِفَضْلِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَدْعُوكَ كَمَا أَمَرْتَنِي فَاسْتَجِبْ لِي كَمَا وَعَدْتَنِي اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ابْعَثْنِي عَلَى الْإِيمَانِ بِكَ وَ التَّصْدِيقِ بِرَسُولِكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ السَّلامُ وَ الْوِلايَةِ لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ الْبَرَاءَةِ مِنْ عَدُوِّهِ وَ الايتِمَامِ بِالْأَئِمَّةِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمُ السَّلامُ فَإِنِّي قَدْ رَضِيتُ بِذَلِكَ يَا رَبِّ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ فِي الْأَوَّلِينَ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ فِي الْآخِرِينَ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ فِي الْمَلَإِ الْأَعْلَى وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ فِي الْمُرْسَلِينَ اللَّهُمَّ أَعْطِ مُحَمَّداً الْوَسِيلَةَ وَ الشَّرَفَ وَ الْفَضِيلَةَ وَ الدَّرَجَةَ الْكَبِيرَةَ.
خدایا از تو درخواست میکنم به همه عطایت، خداى از تو درخواست میکنم از خیرت به فوریترین آن، و همه خیرت فورى است.
خدایا از تو درخواست میکنم به همه خیرت.
خدایا از تو درخواست میکنم از فضلت، به حق فزون ترین آن، و همه فضلت فزون است، خدایا از تو درخواست میکنم به همه فضلت.
خدایا تو را میخوانم چنان که فرمانم دادى، پس اجابتم کن چنان که وعده فرمودى.
خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و مرا برانگیز بر ایمان به خود و تصدیق به رسولت (درود خدا بر او و خاندانش باد) ، و ولایت على بن ابیطالب (ع) و بیزاری از دشمنش، و اقتدا به امامان از خاندان محمّد (درود خدا بر آنان باد) ، که من به این واقعیت راضی شده ام.
خدایا درود فرست بر محمّد بنده و رسولت در میان پیشینیان، و درود فرست بر محمّد در میان آیندگان، و درود فرست بر محمّد، در میان آسمانیان، و درود فرست بر محمّد در میان فرستادگان.
خدایا به محمّد عطا کن، وسیله و شرف و فضیلت و درجه بزرگ.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ قَنِّعْنِي بِمَا رَزَقْتَنِي وَ بَارِكْ لِي فِيمَا آتَيْتَنِي وَ احْفَظْنِي فِي غَيْبَتِي وَ كُلِّ غَائِبٍ هُوَ لِي اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ابْعَثْنِي عَلَى الْإِيمَانِ بِكَ وَ التَّصْدِيقِ بِرَسُولِكَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَسْأَلُكَ خَيْرَ الْخَيْرِ رِضْوَانَكَ وَ الْجَنَّةَ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ الشَّرِّ سَخَطِكَ وَ النَّارِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ احْفَظْنِي مِنْ كُلِّ مُصِيبَةٍ وَ مِنْ كُلِّ بَلِيَّةٍ وَ مِنْ كُلِّ عُقُوبَةٍ وَ مِنْ كُلِّ فِتْنَةٍ وَ مِنْ كُلِّ بَلاءٍ وَ مِنْ كُلِّ شَرٍّ وَ مِنْ كُلِّ مَكْرُوهٍ وَ مِنْ كُلِّ مُصِيبَةٍ وَ مِنْ كُلِّ آفَةٍ نَزَلَتْ أَوْ تَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ وَ فِي هَذَا الْيَوْمِ وَ فِي هَذَا الشَّهْرِ وَ فِي هَذِهِ السَّنَةِ.
خدایا درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد، و به آنچه روزى ام نمودى خشنود بدار، و در آنچه به من عنایت کردى برکت ده، و در غیبتم و در غیاب هر غایبى که او از من است نگهدارم باش.
خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و مرا بر پایه ایمان به خود و باور داشتن به پیامبرت برانگیز، خداى بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و از تو میخواهم خوب ترین خوبها را که خشنودی ات و بهشت است، و به تو پناه مى آورم از بدترین بدها که خشمت و آتش است.
خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و مرا محافظت فرما از هر مصیبت و هر بلا، و از هر عقوبت، و هر فتنه، و هر آزمایش، و هر شر، و هر امر ناپسند، و هر پیش آمد، و هر آفت که از آسمان بر زمین فرود آید، یا فرود میآید، در این ساعت و در این شب، و در این روز، و در این ماه، و در این سال اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اقْسِمْ لِي مِنْ كُلِّ سُرُورٍ وَ مِنْ كُلِّ بَهْجَةٍ وَ مِنْ كُلِّ اسْتِقَامَةٍ وَ مِنْ كُلِّ فَرَجٍ وَ مِنْ كُلِّ عَافِيَةٍ وَ مِنْ كُلِّ سَلامَةٍ وَ مِنْ كُلِّ كَرَامَةٍ وَ مِنْ كُلِّ رِزْقٍ وَاسِعٍ حَلالٍ طَيِّبٍ وَ مِنْ كُلِّ نِعْمَةٍ وَ مِنْ كُلِّ سَعَةٍ نَزَلَتْ أَوْ تَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ وَ فِي هَذَا الْيَوْمِ وَ فِي هَذَا الشَّهْرِ وَ فِي هَذِهِ السَّنَةِ اللَّهُمَّ إِنْ كَانَتْ ذُنُوبِي قَدْ أَخْلَقَتْ وَجْهِي عِنْدَكَ وَ حَالَتْ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ وَ غَيَّرَتْ حَالِي عِنْدَكَ فَإِنِّي أَسْأَلُكَ بِنُورِ وَجْهِكَ الَّذِي لا يُطْفَأُ، خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و روزى من کن از هر شادى، و هر خوشحالى، و هر پایدارى و هر گشایش و هر عافیت و هر سلامت و هر کرامت، و هر روزی وسیع حلال پاک و هر نعمت، و هر وسعتى که از آسمان بر زمین نازل شد یا میشود.
در این ساعت، و در این شب، و در این روز، و در این ماه و در این سال.
خدایا اگر گناهانم مرا در پیشگاهت بی اعتبار ساخته، و میان من و تو پرده شده، و حالم را نزد تو دگرگون نموده.
من از تو درخواست میکنم، به حق نور جمالت که هرگز خاموش نشود، وَ بِوَجْهِ مُحَمَّدٍ حَبِيبِكَ الْمُصْطَفَى وَ بِوَجْهِ وَلِيِّكَ عَلِيٍّ الْمُرْتَضَى وَ بِحَقِّ أَوْلِيَائِكَ الَّذِينَ انْتَجَبْتَهُمْ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَغْفِرَ لِي مَا مَضَى مِنْ ذُنُوبِي وَ أَنْ تَعْصِمَنِي فِيمَا بَقِيَ مِنْ عُمُرِي وَ أَعُوذُ بِكَ اللَّهُمَّ أَنْ أَعُودَ فِي شَيْ ءٍ مِنْ مَعَاصِيكَ أَبَداً مَا أَبْقَيْتَنِي حَتَّى تَتَوَفَّانِي وَ أَنَا لَكَ مُطِيعٌ وَ أَنْتَ عَنِّي رَاضٍ وَ أَنْ تَخْتِمَ لِي عَمَلِي بِأَحْسَنِهِ وَ تَجْعَلَ لِي ثَوَابَهُ الْجَنَّةَ وَ أَنْ تَفْعَلَ بِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُ يَا أَهْلَ التَّقْوَى وَ يَا أَهْلَ الْمَغْفِرَةِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْحَمْنِي بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ و به آبروى محمّد محبوب برگزیده ات، و به آبروى ولیّت على مرتضى، و به حق اولیایت که آنان را برگزیدى، اینکه بر محمّد و خاندان محمد درود فرستى، و آنچه از گناهانم گذشته بیامرزى، و در باقیمانده عمر حفظم کنى، و به تو پناه میآورم، خدایا، از اینک هرگز به چیزى از نافرمانی هایت بازگردم، تا زنده ام بدارى و تا بمیرانى، و من فرمانبردار تو باشم، و تو از من خشنود باشى، و اینکه عملم را ختم کنى به نیکوترینش، و پاداش آن را برایم بهشت قرار دهى، و با من آن کنى که شایسته آنى، اى هل تقوى و اى اهل مغفرت، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و به رحمتت به من رحم کن، اى مهربان ترین مهربانان.
پنجم: دعایى که شیخ طوسى و سیّد ابن طاووس پس از دو رکعت نماز و هفتاد مرتبه استغفار، روایت کرده اند بخواند، اول آن دعا «الحمد للّه ربّ العالمین» است.
در این روز دادن صدقه به تهیدستان به خاطر پیروى از مولاى همه مردان و زنان با ایمان، و زیارت آن حضرت، شایسته است، و مناسب تر زیارت جامعه است.


دعای مباهله    صوتی

اینجا کلیک کنید

دانلود

برچسب ها
ثبت دیدگاه
    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.