یادداشت سردبیرالجزیره : این فیلم در تاریخ 27 فوریه سال 2020 حذف می شود.

آیا چه گوارا ، اندیشمند رادیکال از آرژانتین و فیدل کاسترو ، استاد سیاسی کوبا ، می توانند عنوان آزادگان و ناجیان آمریکای لاتین را داشته باشند ؟

این افراد به عنوان دوستان و همرزمان جوان ، یک دو نفره قدرت تشکیل دادند که ارتش چریکی را رهبری می کرد که دیکتاتوری باتیستا را در کوبا سرنگون می کرد. اما سرانجام خیانت در سیاست جنگ سرد گوه ای بین این چریک های یک باره و دوستان ایجاد کرد.

این قسمت از چهره به چهره یک اتحاد افسانه ای اما بد سرنوشت را روایت می کند. 


طول این دوره از 12 سال، دوستی میان ارنستو "چه" گوارا و فیدل کاسترو بسیاری از پیچش و چرخش گرفت. از لحظه ملاقات آنها تا زمان مرگ گوارا ، روابط بین این دو نشان دهنده یک بازی پیچیده ژئوپلیتیکی است که در آن دروغ ، دستکاری و جنگ های بین المللی قدرت سرنوشت کوبا را به عنوان جزیره کوچک کارائیب که نقش بسیار بزرگی در سیاست های جنگ سرد بازی می کند مهر و موم کرد. 

این شش لحظه کلیدی است که دوستی آنها - و سقوط آن را شکل داده است.

در زمان تبعید در مکزیک ، فیدل کاسترو با پزشک آرژانتینی ارنستو "چه" گوارا دیدار می کند. این دو مرد کلیک می کنند و آنها 10 ساعت را صرف گفتگو و به اشتراک گذاری ایده های انقلابی خود می کنند.

گوارا در ژورنال خود درباره این برخورد می نویسد:

"من تمام شب را با فیدل صحبت کردم. و صبح من دکتر اعزام جدید وی شده بودم. راستش را بخواهید ، بعد از تجربیاتم در سراسر آمریکای لاتین ، من احتیاج به بیشتر برای عضو شدن در یک انقلاب علیه یک ستمگر نداشتم. اما من به ویژه تحت تأثیر فیدل قرار گرفتم. من خوش بینی او را ابراز کردم. ما باید عمل کنیم ، مبارزه کنیم ، اعتقادات خود را تحقق بخشیم. غر زدن و جنگ را متوقف کنیم. "

فیدل کاسترو در سالنامه دبیرستان 1945 خود را ترک کرد ، و ارنستو گووارا 22 ساله را در سال 1951 در آرژانتین گذراند [Diario de la Marina / Associated Press؛ دامنه عمومی] 

31 ژوئیه 1956: کاسترو منتظر می ماند و گوارا را از زندان بیرون می آورد

در راه اندازی سازمان انقلابی خود ، M26 ، کاسترو تحت رادار نیروهای امنیتی مکزیک قرار می گیرد و به همراه گووارا زندانی می شود.

کاسترو قبل از گوارا آزاد می شود. گوارا به کاسترو می گوید که او را در آنجا رها کند ، اما کاسترو امتناع می کند و سرانجام او را از زندان بیرون می آورد.

سرژ رافی روزنامه نگار و نویسنده می گوید: "ارنستو گوارا ، البته هرگز این ژست را فراموش نخواهد کرد ، وقتی رفیقش برای او مانند یک برادر شد."

گوارا در ژورنال خود می نویسد:

"پاسخ فیدل برگشت ناپذیر بود و هنوز هم می توانم از او بگویم که:" من تو را رها نمی کنم ". این تصمیم او بود و او هرگز از آن دور نشد. این نگرش فیدل نسبت به کسانی که به آنها اهمیت می داد عامل تعصبی است که او را احاطه کرده است. اگر به اصول او پایبند باشید ، به تمام شخصیت او پایبند هستید و همین باعث این ارتش شورشی است یک بلوک غیر قابل تقسیم. "

فیدل کاسترو به عنوان رهبر شورشیان در کوبا ، 26 فوریه 1957. کاسترو از ماه مکزیک به راه افتاد تا در نوامبر سال 1956 ، چند ماه پس از آزادی او و گووارا از زندان ، با یک ارتش کوچک از مبارزان شورشی در چوب کوبا جنگ چریکی را آغاز کند [آسوشیتدپرس ]

8 ژانویه 1959: پس از انقلاب ، گوارا به کاسترو اجازه می دهد تا مورد توجه مردم قرار گیرد

پس از اعلام پیروزی انقلاب کوبا در سانتیاگو دو کوبا در اول ژانویه 1959 ، کاسترو راهپیمایی یک هفته ای به پایتخت کوبا را آغاز کرده بود.

رافی می گوید: "در طی این راهپیمایی به سمت هاوانا ، گوارا پیش است. و آن وقت است که فیدل کاسترو ، که هیچ فرشته ای نیست ، و یک سیاستمدار واقعی است ، تصمیم می گیرد نظمی را برقرار کند." وی خواستار عقب ماندن گوارا و سایر افراد شد. "

سیمون رید-هنری مورخ می گوید: "این باید یک کوبایی باشد که برای اعلام انقلاب به شهر برسد."

در 8 ژانویه 1959 ، کاسترو با پیروزی به هاوانا می رود در حالی که گوارا وفادار به شدت ، که اکنون "کماندنت" وفادار کاسترو است ، در سایه باقی مانده است.

فیدل کاسترو کمی پس از اعلام موفقیت کوبا در ژانویه 1959 در مقابل کاخ ریاست جمهوری در هاوانا به جمعیتی خطاب می کند [هارولد ولنتاین / آسوشیتدپرس]

1964: کاسترو گوارا را به عنوان سفیر انقلاب منصوب کرد

کاسترو گووارا را به عنوان سفیر منصوب می کند تا وی را از کوبا دور کند. با گذشت زمان ، دوستی بین کاسترو و گوارا تغییر کرده است. کاسترو که یک عملگر است ، بیش از یک بار آینده رهبری خود را مقدم بر اهداف انقلابی خود قرار می دهد ، در حالی که گوارا به طور فزاینده ای اظهارات رادیکال می کند.

پس از بحران موشکی کوبا در سال 1962 ، گوارا از اتحاد جماهیر شوروی - کوبا از نظر اقتصادی به او وابسته است - فاصله می گیرد در حالی که کاسترو تلاش می کند تا برای ابرقدرت راحت باشد.

رافی می گوید: "در آن زمان ، ارنستو گوارا کمی آزار دهنده شده است زیرا او بر ماه عسل فیدل با اتحاد جماهیر شوروی تأثیر مخربی می گذارد."

"او چند جمله باورنکردنی ارائه می دهد ... او می گوید آماده است نیویورک را از سطح کره زمین پاک کند. بنابراین روس ها فکر می کنند:" این یکی ، ما باید مجبور باشیم او را خوب زیر نظر بگیریم ، زیرا این نه به شکلی که می خواهیم کار کند. "

فیدل کاسترو در 23 مه 1963 با نیکیتا خروشچف ، نخست وزیر شوروی در مسکو دست داد. 

24 فوریه 1965: گوارا علناً از اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی انتقاد کرد

گوارا که در کنفرانس آفریقایی-آسیایی در الجزایر سخنرانی می کرد ، علناً در مقابل نمایندگان این کشور از اتحاد جماهیر شوروی شوروی انتقاد می کند ، که شوروی را خشمگین می کند. کاسترو را تحت فشار قرار می دهد تا از دوست قدیمی اش فاصله بگیرد.

در مارس 1965 ، هنگامی که گوارا به هاوانا بازگشت ، "چه گوارا بلافاصله توسط کاسترو ربوده شده و به" خانه امنیتی "فرستاده می شود ، همانطور که آنها را در کوبا می خوانند ... ما شهادت یکی از محافظان امنیتی را داریم که در نزدیکی و فریاد زمزمه فیدل را شنیدید ، "می گوید Pierre Kalfon ، متخصص آمریکای لاتین. 

بنینیو ، یك مبارز چریك و یك رفیق سابق گوارا ، می گوید: "شاید بعد از 42 یا 43 ساعت صحبت كردن ،" ال چه "بیرون آمد. او بدبخت به نظر می رسید ، من هرگز او را اینگونه ندیده بودم. او با سبز خود بیرون آمد برت ، مثل اینکه به او گفته شده بود که به یک بیماری کشنده مبتلا شده است. راه رفتن او سنگین بود و سرش را پایین نگه داشت. "

ارنستو 'چه' گوارا در سال 1964 با احمد بن بلا ، رئیس جمهور الجزایر در فرودگاه الجزیره قدم می زند. یک سال بعد ، گوارا برای کنفرانس آفریقایی-آسیایی به الجزایر بازگشت [آسوشیتدپرس]

3 اکتبر 1965: گوارا از کمیته مرکزی حزب کمونیست برکنار شد

در پرتو شایعه ترور گوارا توسط کاسترو - که اکنون چند ماهی است از چشم مردم دور است - کاسترو با خواندن "نامه خداحافظی" ، ادعا شده توسط گوارا ، در ملا public عام اخراج "ال چه" از کمیته مرکزی را اعلام کرد. بدون اطلاع گوارا.

کالفون می گوید: "یک بار دیگر ، فیدل یک باره عمل گرا است و نسبتاً بی رحمانه است.  

در آن زمان ، گوارا خود به طور ناموفق در چوكان جنگ چريكي در كنگو به سر مي برد - نتيجه آنچه سرژ رافي "استراتژي خروج كاسترو براي" نجات "دوست خود" مي نامد: "اين پيشنهاد وي به گوارا است ،" جنگ ، بنابراین باشد ، شما در آفریقا این کار را خواهید کرد ".

بعد از شکست گوارا در کنگو ، کاسترو عملیات چریکی بین المللی دیگری را برای دست راست سابق خود ترتیب می دهد - این بار در بولیوی . در آنجا ، وی در 8 اکتبر 1967 زخمی و دستگیر شد. روز بعد ، گوارا اعدام می شود.

گوارا در کوبا به شهادت می رسد ، افسانه او فقط به قدرت کاسترو به عنوان رهبر افزود.

نخست وزیر کوبا ، فیدل کاسترو هنگام پخش رادیو و تلویزیون در هاوانا در 15 اکتبر 1967 نشان داده شد. وی گفت که جنبش انقلابی در آمریکای لاتین علی رغم "ضربه سخت" مرگ گوارا ادامه خواهد یافت [آسوشیتدپرس]

منبع:  الجزیره