کد خبر: 132680
تاریخ انتشار: 24 آذر 1395
به بهانه آزاد سازی حلب واعزام مدافعان حرم یزدی به سوریه

سردار مرج عذرا و زینبیه؛ شنیدم که شهر راهبردی «حلب » با رشادت مردان مرد سرزمینم ایران عزیز و تحت فرماندهی دلاورانه و مقتدرانه سردارانی چون تو از لوث وجود روبه صفتان پینه به پیشانی پاک شده است.

دلنوشته ای خطاب به سردار فلاح زاده(ابوباقر) به بهانه آزاد سازی حلب واعزام مدافعان حرم یزدی به سوریه
سردار زینبیه آزادی حلب مبارک
یزدفردا:مهران فاطمی:سردار مرج عذرا و زینبیه؛ شنیدم که شهر راهبردی «حلب » با رشادت مردان مرد سرزمینم ایران عزیز و تحت فرماندهی دلاورانه و مقتدرانه سردارانی چون تو از لوث وجود روبه صفتان پینه به پیشانی پاک شده است. دستت را می بوسم و به تو افتخار می کنم. آفرین بر همت مردانه تو که با وجود مهمانهای ناخوانده تنت- ترکشهای بر جای مانده از دفاع مقدس و نبرد حلب را می گویم- پشت پا به تعلقات دنیوی زدی و در جستجوی شهادت، خنده را میهمان کودکان آواره حلب نمودی!
دست مریزاد! سلام مرا به حاج محسن ابوترابی - آیت زاده ای که با بسیاری از آقازاده ها فرق می کند-  و دیگرانی که از این دیار دارالعباده ، عزم دفاع از  حریم حرم عقیله بنی هاشم(سلام الله علیها) نموده اند، برسان. من هم قول می دهم این پنج شنبه به نیابت از تو برای سرداران شهید همدانی و الله دادی، شهید محمد خانی و شهید اسکندری و شهدای خان طومان و سایر شهدای مدافع حرم  زیارت عاشورا بخوانم.
راستی سرداراشک های محمد حسین که از تبار پارسایان شهر است وقتی که آماده اعزام شده بود اما در فرودگاه به خاطر اینکه از خانواده شهدا بود از خروج او ممانعت کردند، بدرقه راه مدافعان حرم یزدی شده است، از همشهریانت خوب پذیرایی کن!
ارادتمند همیشگی:




محل درج آگهی شما

محل درج آگهی شما