کد خبر: 124539
تاریخ انتشار: 19 تیر 1395 - 23:12

دکتر احمد ابویی

یکم) هر سال اول مهرکه می شد این اولین موضوع  انشا ما بود!

تابستان خود راچگونه گذرانده اید؟

نه اینکه فکر کنید طرح این موضوع از روی کنجکاوی معلم ها ی ما بود که ما تابستان ها را چیکار می کنیم؟

نه، این فقط یه عادت بود وگرنه هم بچه های کلاس وهم معلم ها ی مدرسه  همه می دونستن که ما تابستون ها، غیر از دوچرخه سواری وگل کوچک توی کوچه ها واب تنی توی هر حوض واستخری  که گیر بیاریم کار دیگه ای نداشتیم که بکنیم.

برنامه کودک و نوجوان تلویزیون، همش یک ساعت در روز بود  از ماهواره و موبایل و اینترنت هم خبری نبود.

تازه یه عده از بچه ها هم مجبور بودن از همون اول تعطیلات برن سرکار، حالا یا پیش پدرشون یا پیش یه اوستای غریبه اما حالا تابستون ها رنگ و بوی دیگه ای داره  موبایل و اینترنت و کافه گردی و ماهواره وقتی برای بچه ها نمی زارن که براش برنامه بریزن دیگه کمتر توی کوچه ها بساط گل کوچک  دیده میشه اره، همه چیز تغییر کرده اما  انگار تنها این عادت های آدم بزرگ ها  هستند که اصلا عوض بشو نیستند و هنوز هم بعد از تعطیلات تابستان از بچه ها می پرسند:

تعطیلات خود را چگونه گذرانده اید؟

دوم ) چند روز پیش به یمن ماه مبارک رمضان توفیقی شد تا از صدا و سیما نصیبی ببریم. به صورت اتفاقی بعد از افطار توی اخبار متوجه تشکیل جلسه اوقات فراغت، توسط مسولین محترم افتادم.

بی اختیار یاد عادت معلم های قدیم انشای خودمان افتادم که اول مهر می گفتند تعطیلات تابستان خود را چگونه گذرانده اید؟

باور نمی کنید توی آن زنگ انشاء ما با قوه ی تخیل خودمان چه تعطیلات تابستانی رویایی و پرباری را برای بچه ها و معلم ها تجسم می کردیم و همه غرق یک رویای دلنشین می شدیم. طبعا هر کسی قوه ی تخیل بهتری داشت نمره بهتری می گرفت.

فکر می کنم تشکیل جلسه ی سالیانه اوقات فراغت  مسولین هم درست مثل بقیه عادت های ما باشد. عادتی از روی تکلیف که ناگزیر به انجام آن هستیم وگرنه چگونه میشود برای 200000 هزار دانش آموز استان در یک جلسه 2 ساعته برنامه ریزی و تصمیم گیری کرد. تنها اگر خواسته باشیم برای هر دانش آموز یک ثانیه وقت بزاریم باید بیش از 55 ساعت کار کارشناسی انجام شود.

ای کاش برای یک بار هم شده معلم ها قبل از تابستان از بچه ها می خواستند که برنامه های خودشون را برای تابستان بنویسند!!

تا حداقل مسولین بدانند برای چی و برای کی می خواهند برنامه ریزی کنند!

و کلام اخر؛

یادمون باشه بخش خصوصی در برنامه ریزی اوقات فراغت ذی نفعه و لازم نیست همه ی کارها را دولتی ها بخوان انجام بدن. کافیه همراهی و نظارت بیشتری بر این بخش صورت بگیره.

سوم) نظام آموزشی ما نیازمند تغییر است و کامل نیست. خوشبختانه یزد در این نظام آموزشی سرامد کشور است و 20 سال است عنوان برتر قبولی کنکور را دارد اما آایا تنها میزان قبولی در کنکور می تواند ملاک موفقیت آموزش وپرورش ما باشد.

آیا آمار بالای خشونت، طلاق و اعتیاد میتواند گوشه دیگری از خروجی نظام اموزشی ما باشد؟

اموزش و پرورش همیشه دو بال داشته ولی بال پرورش همیشه مغفول مانده زیرا تعریف از پرورش بیشتر اوقات دستخوش نگاه و برداشت های یکسویه ای بوده. شاید وقت آن رسیده است تا نگاهی دوباره به تربیت نسل آینده این کشور داشته باشیم.

نسل جدید همراه با دینداری نیازمند پرورش  روحیات مثبتی نظیر:

مسولیت پذیری

روحیه کار جمعی

کنترل خشم

صداقت

احترام به حقوق دیگران

و آموزش مهارت های زندگی می باشد.

باید به این نسل زندگی کردن را هم اموخت تا در برابر اسیب های اجتماعی واکسینه  گردد و خط مقدم این امر آموزش و پرورش می باشد.

"به تابستان خوش آمدید"




محل درج آگهی شما

محل درج آگهی شما