مبحث ششم از سری بحث های مهارت های معنوی در زندگی
مهارت در تعامل اجتماعی (بخش دوم)

حجت الاسلام حسینی امام جمعه ابرکوه

14 مهر 1391                          تعداد بازدید: 5262                          کد خبر : 58289

بخش دوم ازموضوع مهارت در تعامل اجتماعی به نقل از امام جمعه ابرکوه:

ابرکوه - لیلا پورزارع زاده- خبرنگار یزد فردا-حجت الاسلام حسینی امام جمعه ابرکوه: در بحث مهارتها در زندگی در این خطبه به بحث دوم در امر تعامل اجتماعی می پردازیم. زیرا شعاع زندگی اجتماعی انسان به مراتب بیش از محدوده زندگی فردی است لذا بحث و گفتگوی بیشتر را در این زمینه می طلبد.

از نظر فرهنگ سازنده اسلام ،انسان باید میان خود و جامعه ، خط وصل باشد، نه خط فصل. وبراساس گفته هایی که قبلاً بیان کردم خط وصل با ادای حق مادی و معنوی مردم و ارحام و بستگان و آشنا و بیگانه صورت می گیرد و اساسًا حق شناسی انسان است که در جامعه موجب برخورد متواضعانه ، مردم خواهانه و خیرمندانه همراه با گذشت و ایثار و نوع دوستی می شود.

عکس قضیه هم این است که اگر انسان خط وصل را دنبال نکرد ، خط فصل جایگزین آن می شود و اگر حق شناس نشد ، حق کش می شود و حق کشی هم ملازمه دارد با حق ستیزی ،ظلم ، تجاوزنسبت به مردم و در نتیجه فاصله گرفتن و جدا شدن از آنها. زیرا تجربه نشان داده که انسان زورگو و ظالم و حق کش و متجاوز ، مورد نفرت و انزجار عام و خاص است و کسی به او دلبستگی و علاقه ندارد.انسان مسلمان نه فقط باید با احسان و خوبی و خیرخواهی و وظیفه شناسی در حق دیگران ، بین خود و جامعه ایجاد وصل کند(یعنی همگان را به خود دلبسته و علاقه مند کند)بلکه بین نفرات و آحاد جامعه اسلامی هم باید این اثر مثبت  وجودی را داشته باشد .

چرا غیبت حرام است؟ چرا دروغ و تهمت و افتراء حرام است ؟ چرا نمامی و سخن چینی حرام است ؟ چرا فحاشی و بدزبانی حرام است ؟ چرا تصرف عدوانی در مال غیرحرام است ؟چرا ایذا و اذیت مردم حرام است ؟ چون هرکدام از این گناهان بین انسان و جامعه یا بین دو برادر و خواهر دینی فاصله و جدایی می افکند و دلها را از هم دور می کند. تمام دستورات دین در روابط اجتماعی انسان براساس حکمت و مصلحت است که موجب تحکیم رابطه افراد جامعه اسلامی با یکدیگر گشته و موجب می شود که  مسلمانان همدل ، متحد و یَدِ واحِده باشند.

مولفه های تحکیم اجتماعی:

درخصوص نیل به تحکیم اجتماعی تمام دستورات اخلاقی به عنوان مولّفه های این مهم می باشند که از جمله آنها حُسن ظن هست.

حُسن ظن نسبت به افراد جامعه اسلامی است اگرقرار براین باشد که براساس آموزه های دینی همه به فکر وصل باشیم و برای هم بد نخواهیم و زمینه ساز رشد و شکوفایی معنوی یکدیگر باشیم دیگر زمینه ای برای بدخواهی باقی نمی ماند تا بدبین به هم باشیم. از این رو مسلمانان همه نسبت به هم خیرخواه و خوشبین هستند و نباید نسبت به هم ظنین و بدگمان باشند.این دستور انسان ساز قرآن مجید است که در سوره حُجُرات آیه 12می فرماید:

اِجتنبوا کثیرا من الّظن انّ بعض الّظن اِثم . از بدگمانیها نسبت به یکدیگر بپرهیزید که بسیاری از بدگمانی ها گناه است.

بنابراین حسن ظن به مردم و پرهیز از بدگمانی ، عامل استواری رابطه های اجتماعی است و بدگمانی سبب تهمت و غیبت و بدگویی و بی اعتمادی و بدخواهی نسبت به مردم می شود و ایمان انسان را نابود می سازد و عداوت و دشمنی را در جامعه ترویج می کند و خوش گمانی و حسن ظن ، پادزهر این سموم خطرناک در رفتار و پندارها می باشد. آیت الله دستغیب در این خصوص ما را توصیه می کرد که هرگاه از ناحیه برادر دینی ، زمینه سوء تفاهمی برایتان پیش آمد سعی کنید موضوع را حمل به صحبت  کنید.اگر 70 درصد زمینه بدبینی و 30 درصد زمینه خوش گمانی باشد ، شما 30 درصد خوش گمانی را ترجیح دهید و گفتار و رفتار مردم را حمل بر غرض نکنید و این راز و رمز شیرین شدن زندگی ها است.

البته حسن ظن برای تمامی مردم تعمیم ندارد ، چون بسیاری از افراد در زوایای مختلف عملی و اخلاقی و اعتقادی وِجهه قابل قبول و دینی ندارند ، از این رو افرادِ قابل اعتماد نیستند ، حسن ظن برای حسن اعتماد است، نسبت به انسان بد سابقه ، شخص بزهکار ، آدم بی اعتقاد و خلافکار حتی شخص بی نماز و تارک الصلوه ، نمی توان حسن ظن داشت چون با کلاهبرداری و خلافکاری ، حسن سابقه خود را از دست داده و همه را نسبت به خود بی اعتماد کرده است . پس حسن ظن و خوشبینی برای مومن است که خط قرمز خطا بر صفحه ی زندگیش کشیده نشده است.

اینکه رسول خدا (ص) می فرماید : المومنُ کَیِّس ، مومن زیرک است ، یعنی مومن اهل درایت و بصیرت است ، ساده لوحی نشانه ایمان نیست بلکه هرکس را باید به جای خود دید و با او به حسب شرایط ایمانش تعامل داشت.

زیرکی و فتانت همان بصیرتی است که رسول خدا از ما انتظار دارد ، نمی گوید کسی که قابل اعتماد نیست نسبت به او بدبین نباشید زیرا فرموده است نسبت به مومن بدبین نباشید و روشن است که مومن بدکار و بدسابقه نیست .

البته بوده اند کسانیکه به واسطه پاکی نفس و صفای دل ، گاهی همگان را در عالم خود احساس می کردند مثل اینکه به یکی از علمای نجف گفتند : دیشب ساعت سه نیمه شب دزدی را در بازار در حال سرقت مغازه گرفته اند ، آقا تعجب کرد و گفت : پس نماز شبش را کی خوانده؟

 


سایت خبری یزد فردا