اما اصل قضيه اين است كه بعضيها گر چه تخصص و مديريت و تعهدشان مسجل و مبرهن و.. . است. ولي به قول (خرافه گويان) يك جو شانس و يك ذره پا و قدم ندارند مثلاً همين سرپرست محترم وزارت نفت چندي پيش وقتي «تقي به توقي» خورد و زمام ورزش كشور را دو دستي خدمت ايشان سپردند و اوشون (ايشان) هم عليرغم تلاش و هزينه كردن ريال و دلار كافي و اسكناسهاي فراوان البته با جد و جهد شافي در ورزش وقتي تشريفشان را از آن جا بردند تحليل گران ديدند سر فلش نمودار موفقيت و كسب مدالهاي المپيكي و جهاني نه تنها به طرف بالا ميل نكرده و يا صعودي نداشته است بلكه به خشوع و خضوع در برابر رقبا پرداخته و سر به نشيب و پايين كرده و افت و خجالت به بارآورده است و البته نتيجه كميسيون تحقيق و تفحص مجلس هم مثل بعضي از نتايج كميسيون تحقيق و تفحص ديگر به سرنوشت نامعلوم دچار شد.
همين بزرگوار كه سابقه صنعت نفتشان به قول خودشان به سي و چند سال پيش يعني به حدود زمان ساختن مخزن نفت و ريختن نفت تو بخاري ميرسد هنوز روي صندلي وزارت نفت جا خوش نكرده بودند كه از بركت پا و قدمشان ايران از لحاظ ذخاير و همچنين فروش نفت در بازار جهاني از رتبه دوم به سوم و يا پايين تر تنزل پيدا كرد.
حالا زبان دراز با توجه به هنر«سقوط جايگاه» كه در ايشان سراغ دارد و يا بهتر بگويم از خود نشان دادهاند پيشنهاد ميكند مشاراليه را به وزارت بازرگاني برده شايد سر فلش تورم و گراني كمي به پايين هدايت شود اگر خدا بخواهد اين بار از اين پا و قدم تا حدي هم ملت بهرمند شوند و بيش از گذشته دعا گوي دولت مهرورز و عدالت پرور باشند.