زمان : 14 Khordad 1405 - 07:33
شناسه : 222191
بازدید : 2552
چه کسی نگران است، ما یا مرغ‌ها؟ طنز؛ چه کسی نگران است، ما یا مرغ‌ها؟ یزدفردا؛ سخنگوی دولت: «هیچ نگرانی درباره ذخایر مرغ کشور وجود ندارد.»

راضیه حسینی: در حال حاضر چه کسانی نگران ذخایر مرغ کشور هستند؟

مردم؟

ما که آخرش نفهمیدیم مسئولان از کدام طرف به زندگی ما نگاه می‌کنند که هیچ‌وقت متوجه نمی‌شوند ما نگران چه چیزهایی هستیم و به چه مسائلی حتی در خواب هم فکر نمی‌کنیم. چه شد که فکر کردند ما صبح از خواب بیدار شدیم، موقع خوردن صبحانه از شدت نگرانی برای ذخایر مرغ، پنیک اتک کردیم و دیگر نتوانستیم حتی یک قلپ چای بنوشیم.

همین‌طور با لرزش دست‌وپا و تپش قلب و عرق سرد بر پیشانی سر کار رفتیم، همین‌طور مضطرب بودیم تا این‌که فهمیدیم هیچ نگرانی درباره‌ی ذخایر مرغ وجود ندارد. بعد یک‌هو آرام شدیم و از زندگی لذت بردیم. اصلاً تمام مشکل ما ذخایر مرغ بود، نه گرانی آن.

هر روز پشت در فروشگاه‌های زنجیره‌ای صف می‌کشیدیم تا گونی، گونی مرغ بخریم و ببریم در یخچال که نه، سردخانه‌های‌مان انبار کنیم، به همین خاطر هر روز نگران کمبود ذخایر مرغی بودیم و حالا که این خبر را شنیدیم دیگر خیال‌مان راحت شده است!

یک احتمال دیگر هم وجود دارد. اصلاً مخاطب این خبر ما نباشیم. در این صورت می‌ماند خود مرغ‌ها.

ممکن است مرغ‌ها خودشان نگران ذخایر خودشان شده باشند. مثلاً در مرغداری یکی‌شان که حساب‌وکتاب بلد بوده بلند شده و همه را شمرده، بعد کلی قدقد راه انداخته است که واویلا ما خیلی کم هستیم و این‌طوری نمی‌شود.

مرغ‌های دیگر هم همگی ترسیده و به درودیوار خورده‌اند که چرا این‌قدر کم هستند و حالا باید چه کنند، اما به‌محض این‌که همان مرغ حساب و کتاب‌دان، که خواندن و نوشتن هم بلد است، خبر اخیر را خوانده و گفته است: «مشکل حل شد. مسئولان گفتن هیچ نگرانی بابت ذخایر ما نیست.» همگی آرام شدند و خیال‌‌شان جمع شد.

حالا این‌که چرا مرغ‌ها باید نگران ذخایر خود باشند هم جای بحث‌وبررسی دارد. آیا سرنوشت خود را پذیرفته‌اند، آیا دیگر از زندگی خسته شده‌اند؟ یا شاید می‌خواهند جمعیت مرغ‌های زنده را بیشتر کنند و یک فرار مرغی راه بیندازند.

شاید وقتی فهمیده‌اند آن‌قدر گران شده‌اند که از سبد بعضی خانواده‌ها پر کشیده‌اند، تصمیم به فرار گرفته‌اند. می‌خواهند با پای خودشان بروند پیش خانواده‌هایی که مدت‌هاست مرغ نخورده‌اند. می‌توانیم اسم‌شان را بگذاریم مرغ‌های رابین‌هودی. یک تراژدی حماسی طور.