راضیه حسینی: به نظرمان علیالحساب قانون «حق گرفتنی است نه دادنی» را از قوانین زندگی خودمان حذف کنیم، تا ببینیم چه میشود.
در حال حاضر حق نهتنها بههیچوجه گرفتنی نیست، بلکه بهصورت کاملاً دلبخواهی دادنی است. مثلاً همین اینترنت باکیفیت که حق مسلم ماست، گزینشی به بعضیها که دلخواه مسئولان است داده میشود و باقی باید در حسرتش بمانند.
برای ما مردم معمولی حق چیزی توی مایههای گلدان یا آباژوری دکوری در خانههاست. یا مثلاً تابلویی زیبا بر دیوار. کاربرد خاصی ندارد، ولی ارزشمند است. میتوانیم هر چند وقت یکبار برش داریم، تمیزش کنیم، و آرام و محتاط بگذاریم سر جای قبلی. دلمان هم خوش باشد که هست، که داریم و خانهمان با آن زیباتر میشود. وقتی مهمان میآید میتواند ببیند که ما هم از این حقها داریم.
کمکم این حقوق آنقدر زیاد میشوند که باید جایی مجزا فقط برای آنها در خانه تعبیه کنیم. ردیف کنار هم بچینیم و از دیدنشان لذت ببریم. حق مسکن را میتوانیم اول بگذاریم. آدم که خانه نداشته باشد اینترنت و باقی چیزها به دردش نمیخورد.
بعد میتوانیم برویم سراغ باقی حقوق، از حق اینترنت و هوای پاک تا خوردوخوراک مناسب و پوشاک خوب و سفر بهقاعده و… باید مراقب باشیم اینهمه حق دکوری، کل خانهمان را اشغال نکنند. مخصوصاً این روزها که مدام بر حقوقمان اضافه میشود. چیزهایی که قبلاً داشتیم و نمیدانستیم ممکن است یک روزی تزیینی شوند، قدرشان را نمیدانستیم. فکرش را هم نمیکردیم مثلاً روزی دلمان برای همین اینترنت نیمبند خودمان هم تنگ شود.
البته نباید ناشکر باشیم. همین که مسئولان این حق را برای ما قائل شدهاند و گذاشتهاند لااقل یادبودی از این حق داشته باشیم جای خوشحالی دارد. خوب است که نگفتهاند الان اصلاً نباید دنبال اینترنت باشیم و مثلاً فلان کشور در شاخ آفریقا اصلاً نمیداند تلفن چیست چه رسد به اینترنت و همین که ملیاش را دارید بروید شکر کنید و از این حرفها. مسئولان ما بسیار فهمیدهاند و همیشه ما را درک میکنند!