راضیه حسینی: سختیاش تا پنجاهدرصد بود، بعد از آن میرویم در سراشیبی لذتبخش بیتفاوتی. تورم فقط تا جایی سخت است که یک چیزهایی را بتوانی بخری، ولی گرانتر از قبل، مدام مقایسه میکنی و حرصت درمیآید از اینکه قبلتر همین کالا را چهقدر ارزانتر تهیه میکردی، ولی از یک جایی به بعد، دقیقاً همان موقع که به قیمت نگاه کردی و دیدی نمیتوانی بخری، دیگر همه چیز مثل هم میشود.
دیگر برایت مهم نیست چه چیز چهقدر از قبل گرانتر شده است، تو در آرامشی مثالزدنی به سر خواهی برد، آرامشی ناشی از رد دادن.
متوجه میشوی دیگر، تلاش، تو میتوانی و من میتوانم، تمامی کتابهای زرد و انگیزشی، خودیاری و موفقیت، هیچکدام کارساز نیست. میدانی خود برایان تریسی هم بیاید بنشیند وسط زندگیات و تصمیم بگیرد بهصورت اختصاصی، فقط برای تو برنامهی موفقیت بنویسد هم بعد از فقط چند دقیقه، و با دیدن قورباغهای که به قاعدهی یک غول بیشاخودم است، کم میآورد. هر طور حساب میکند میبیند این غول را نمیشود قورت داد.
ممکن است بعدازاین شکست برود و همهی کتابهایش را پاره کند، دیگر هم از هیچکس نخواهد که قورباغهاش را قورت دهد. شاید در خانهای دور از مردم و شهر و شلوغی، جایی که فقط صدای قورقور قورباغهها بیاید زندگی کند.
البته ما و قورباغههایمان سالهاست در کنار هم زندگی مسالمتآمیزی را سپری میکنیم. از همان موقع که فهمیدیم دیگر برای قورتدادن خیلی بزرگ شدهاند، از همان زمان که آنها هم فهمیدند دیگر نمیشود قورتشان داد، تصمیم گرفتیم در کنار هم زندگی کنیم. هر صبح وقتی میدیدیم از قبل بزرگتر شده و غولپیکرتر، متوجه میشدیم خبری از گرانی بیشتر، و تورم بالاتر آمده است.
امروز وقتی دیدیم دیگر در خانه جا نمیشوند و دست و پایشان از پنجرهها بیرونزده و زیادی ورم کردهاند، شستمان خبردار شد که خبر گرانی رسیده و باز فاصلهمان با زندگی عادی بیشتر شده است.
مسئولان عزیز، اگر روزی روزگاری مسیرتان به کف شهر خورد و دست و پاهای سبزرنگی را از پنجرهها بیرونزده دیدید، اصلاً نگران نباشید، اینها قورباغههای ما هستند که همینطور بزرگ و غولتر میشوند. امیدواریم تا ابعادشان از اندازهی خانههایمان بیشتر نشده است و نزده خودمان و خانه را یکجا نترکانده، بالاخره تورم کمی در جا بزند و بالا نرود.