زمان : 21 شهریور 1399 - 15:05
شناسه : 159389
بازدید : 4747
لیف و صابون چند؟ متری چقدر؟ لیف و صابون چند؟ متری چقدر؟ زبان دراز هفته نامه آيينه يزد

قدیم‌ها دعای دایی‌جان در حق کسی که کار خوبی می‌کرد (الهی پیر شوی!) بود حالا که پیر شده شاید متوجه گردیده که عجب نفرینی در لباس دعا کرده بوده لذا اخیرا می‌گوید [الهی زنده باشی!]. یک روز پرسیدم دایی جان! چرا دعا را عوض کردید؟ گفت: نوردیده زندگی خیلی گران و سخته ولی مردن خرجش گران‌تر و سخت‌تر است ببین بهترین حمام عمومی با لیف، صابون، ماساژ و داروی نظافت و تیغ و سدر و حنا… هزینه‌اش پنجاه تومان با نوشابه می‌شد. ولی شهرداری برای غسل دادن میت چندین برابر می‌گیرد زمین دو نبش با دید عالی در بهترین نقطه یزد رو به ترقی قابل فروش و واگذاری به دیگری چند است؟ ولی شهرداری نیم‌متر زمین وقفی اهدایی در طبقه گودی منهای صفر غیرقابل‌فروش مجدد و واگذاری به دیگری چند حسابت می‌کند؟ بعلاوه خرج کندن و پر کردن یک ربع ساعت یک نفره به اندازه دستمزد «اوساغلوم» برای 8 ساعت کار است خنده‌دارتر که عوارض و پول ارزش افزوده هم می‌گیرند؟

سند حرف‌هایم این فاکتور کفن و دفن بی‌بی‌جان! خرما و کیک و مداح و شام و ناهار، پیش‌کش جان خودت از عروسی گران‌تر است. هنگام دفن خدابیامرز بی‌بی، مداح بدصدا بی‌دعوت خودسر ده دقیقه خواند و گفت: سیصد هزار تومان. گفتم: چرا؟ یک ریالت هم نمی‌دهم با تهدید گفت: الان به پسرهایش می‌گویم داماد موقع تلقین خواندن لبخند می‌زد به دخترهایش می‌گویم مادرتان را فشار داد فکر کنم کفنش آلوده شده باید غسل تجدید شود هم کتک می‌خوری هم دوباره باید خرج‌ها را تکرار کنی! من هم صورتش بوسیدم و گفتم: بفرمایید این پول انعام هم اضافه کردم برای مجالس ختم و سوم و هفته و دو هفته و ماه و چهل و سال هم خبرتان می‌کنم یا نصرت خان هنگام تشییع گفت: اسکناس داری؟ گفتم: برای چی؟ گفت: به گریه‌کن‌ها و جیغ‌زن‌های غیراصیل درجه یک باید [شاباش] بدهی و به مرحوم میت موقع بازگرداندن به خانه (پاانداز) و حتما گوسفند هم که جلو پای میت قربانی می‌کنید؟ وگرنه قبول نیست! گفتم: کجا نوشته؟ گفت: صبرکن می‌بینی. گفتم چشم. پس الهی نمیری و زنده باشی! لال نمیرد آمین‌گوی بلند! بلند بگو آمین!

زبان‌دراز

لینک کوتاه: http://ayenehyazd.ir/iR5XA