زمان : 03 Shahrivar 1398 - 19:55
شناسه : 153225
بازدید : 5248
کجای لق خبرنگاران کجای لق خبرنگاران محمدعلی وزیری معلم بازنشسته وروزنامه نگار قدیمی


اول وقت اداری یک  صبح گرم  تابستانی  سال ۵۳ به همراهی مربی پیشاهنگی ام  وسرپرست اردو یزدی ها برای تحویل گرفتن لوح وجایزه ای که از تهران فرستاده بودند جهت حضور در مراسم شرفیابی! خدمت استاندار وهمسرشان که بانوی اول  یزدواز بانوان فعال اجتماعی و تشکلهای خیری کودکان وخانواده های کم بضاعت بود به استانداری البته نیم ساعتی زودتر از وقت تعیین شده رفته بودیم
  استاندار طی تشریفات مرسوم آن زمان  وارد استانداری شد وبه طرف اتاقش که الان تصور می کنم  اتاق مدیر کل میراث است  آمد ما در اتاق رییس دفتر منتظر بودیم  وی مودبانه  بامن نوجوان ومربی مسن مان وسرپرست  برخورد کرد وخیرمقدم گفت  وبا  جمله (لطفا ) منتظر بمانید تا (خانم )بیایید از ما جدا شد سپس باتحکم روبه دوتا از آقایان که  دست به سینه  ( البته پایین تر ومثل عکسهای مسولان امروزی )  ایستاده بودند  کرد وگفت مگر نمی دانید مخبرین ( خبرنگاران ) بزودی می رسند واشاره به  گوشه حیاط کرد که بقایای اندکی از وسایل  مراسم  دیشب مانده بود کرد  
برای من هنوز بعد از نیم قرن  صدایش در  گوشم هست صدایی که حس  احترام وترس  از  حضورخبرنگاران بعنوان  (چشم وگوش مردم ) موج می زد آن هم درر عصری که به خفقان وسانسور  وپوست کندن ساواک یادمی کنند
این خاطره را بارها در جمع  همکاران عزیز روزنامه نگار و خبرنگاران             نقل  کرده ام و یاد وخاطره مرحوم  جتاب آقای خضری یزدان سرپرست عکاس وخبرنگارروزنامه اطلاعات  را هم به خیر کرده ام واز احترامی که مدیران به این زنده یاد می گذاشتند گفته ام
اما  یک سوال وچند جواب
 گرچه بی ادبی یکنفر  هرچند معاون فرهنگی ! شهر دار شهر مقدس مشهدباشد را  نباید به همه مدیران تعمیم داد ولی  نمی توانم از تعدد روبه افزایش حرمت شکنی خبرنگاران یا عکاسان  هم بگذرم
راستی چرا از آن احترام توام با بیم به این حرمت شکنی بی پروا رسیده ایم علت را کدام گزینه می دانید
* دگرگونه شدن بینش مدیران  وخودرایی  وخود پسندی آنها
*ریختن ترس از عیان شدن کاستی ها
*بی عیب ونقص وپاکدستی مدیران
*  نسبت به افکار عمومی اهمیتی قایل نمی شوند
* کنش وبینش  بسیارقلیل ازخبرنگاران  که  از سر بیکاری نه عشق  ویا عده ای کاسبکاربا هدفی غیراز خبررسانی وتحلیل وارد این عرصه شده اند نمی خواهم عبارت حق السکوت بگیر را به کار ببرم حق نوشتن حلالشان
* نیاز  خبرنگاران و ناز ارباب قدرت وثروت! که عزت برد وذلت آورد
یا انفجار اطلاعات ووفور خبر وخبرنگار  که گفته اند هرچه زیاد شود ارزش آن کم شود
*همه موارد
چه کنیم تا خبرنگار به آن جایگاه برگردد آیا بفرموده نگاران! با هدف خوششان بیاید اجازه رجعت به جایگاه والا وعزتمند را به اهالی خبر می دهند؟
نمی دانم شاید من پیر بازنشسته در پیله ارزش های دیروزی مانده و قادر به دگردیسی  ووفق دادن با دگرگونی ها  روز نیستم  وپیرانه سر نق می زنم  
 روش درست همین است که هست