خبر مرگ به همان اندازه که خبری ناگوار است خبر باورنکردنی نیز می باشد. می خواهد خبر مرگ آدمها باشد یا خبر مرگ قراردادهایی که نتیجه سالها تلاش و فعالیت گفتگو کنندگان دو طرف پیگیر برای رسیدن به سازش است. درست چند روز یا چند هفته بعد از امضای طرفین پای قرارداد، با تحریمهایی که دولت اوباما نمود ناقوس مرگ برجام زده شد. اما چنان خبر باورنکردنی بود که هیچکس، بویژه طرف ایرانی نخواست یا نتوانست خبر مردن برجام را باور نماید. مگر می شد قراردادی که سالها طرف مقابل در پی دستیابی به آن بود طی چند هفته همان طرف، سعی در کشتن و به قتل رساندن آن داشته باشد؟ به هر دلیلی که شاید بخشی از آن دلایل بر ما پوشیده است طرفهایی که قرارداد را به امضا رساندند آن قرارداد را نابود نمودند. غرب پس از آن با طرح مباحثی چون اینستکس و نیز بی میلی بخش خصوصی اروپا در معامله با ایران بخاطر تحریمهای وضع شده از طرف ایالات متحده، در عمل کشورمان را در موقعیتی قرار داد که رفته رفته مرگ برجام را باور کند. هر چه بود ایران بعد از یکسالی که رفته رفته شاهد مرگ برجام بود اندک اندک در حال پذیرفتن مرگ برجام می باشد. باور به مرگ قطعی برجام باعث واکنشهای اخیر کشورمان در غنی سازی و افزایش بیشتر ذخایر اورانیوم غنی شده کشورمان شده است. غرب نیز ناباورانه شاهد اقدامات متقابل کشورمان می باشد. طبیعی است که جنگ روانی چند ماهه ایالات متحده بر علیه کشورمان که با سرنگونی پهپاد آمریکایی به پایان خود نزدیک می شود دست اروپا را در شروع ایجاد جنگ روانی جدید بسته است. شاید اروپاییهایی که شاهد اقدامات واکنشی جدی کشورمان هستند تلاش کنند تا با دادن وعده های جدید مدیریت کشورمان را تشویق به زنده کردن برجام نمایند. اما چنین کاری شدنی و عملی نیست. مگر می شود یک سال نه دولت کشورمان بلکه ملتی را در شادی و بعد از آن در نگرانی و تشویش قرار داده و در حالیکه ایران به تمامی مفاد قرارداد پایبند بود کشورهای مقابل به هیچکدام از تعهداتشان عمل ننمایند و دوباره بخواهند همان وعده های نسیه را به کشورمان حواله دهند و شرایط را به پیش از اقدامات واکنشی کشورمان برگردانند؟ اگر چنین باشد هزینه های خسارتی که کشورمان در طول این یک سال متحمل گردید و بیم و امیدهای یکساله مردم کشورمان چه می شود؟
برجام مرده است. اما روح برجام هنوز زنده است. روح برجام همان تلاشها، شورها، شوقها و احساسات مشترکی است که طرفین مذاکره برای رسیدن به تفاهم داشتند می باشد. روحی که ناشی از باور به صداقت طرفین در رسیدن به تفاهم مشترک می باشد. اگر طرفین مذاکره باور به زنده بودن روح برجام داشته باشند، می توانند با درنظر داشت بدهی یکساله اروپا به ایران که ناشی انجام ندادن تعهدات برجامی اروپا می باشد، بیرون رفتن ناگهانی ایالات متحده از برجام و تهدیدهای چند ماهه کشورمان بوسیله ایالات متحده، بدون پایبندی ایران به جزئیات تفاهم نامه برجام، از جمله مقدار ذخایر اورانیوم ذخیره شده ای که کشورمان نگهداری می کند، سعی کنند روح برجام را زنده نگاه بدارند. دادن بدهیهای تعهدات برجامی اروپا و ایالات متحده به کشورمان بصورت نقد و وعده های نسیه کشورمان به کشورهای اروپایی و ایالات متحده می تواند روح برجام را زنده نگاه بدارد. اطمینان به انجام نقد تعهدات غرب در برابر کشورمان می تواند مسئولین کشورمان را در آینده به این نتیجه برساند که برای زنده کردن جسم برجام تلاش نمایند. در غیر این حالت بایستی مرگ جسم و روح برجام را باور کنیم.