زمان : 25 تیر 1397 - 16:44
شناسه : 145643
بازدید : 12718
متعهدها و متعهدنماها... سخنی با عامری و قمی به بهانه ی پایان جام جهانی و قهرمانی فرانسه متعهدها و متعهدنماها... متعهدها و متعهدنماها... سخنی با عامری و قمی به بهانه ی پایان جام جهانی و قهرمانی فرانسه ✍رضابردستانی پیشنهاد به عامری و قمی؛یک بار دیگر تصاویر شادی مردم فرانسه و کرواسی را ببینند شاید متوجه شوند چه فرصتی از یزد گرفته اند به سبب بی اعتمادی های ایجاد شده! ✍رضابردستانی

 

دموکراسی، زندگی بر مدار دموکراتیک ترین ایده های بشری و کلاً کمک به قدرت و قوت گرفتن نهادهای اجتماعی، فی نفسه عالی است و قابل ستایش. ما ایرانی ها تا 100 سال آینده به دو بخش تقسیم خواهیم شد؛ بخش اول شعار زدگی را پیشه ی خود خواهیم ساخت، بخشی دیگر نقش بازی کردن را و اما این دو بخش در یک مدار به حرکت در می آیند؛ دموکراسی در خدمت قدرت بخشی به نهادهای اجتماعی!
دو کشور فرانسه و انگلستان را مثال اگر بزنیم خواهیم فهمید ما ایرانی دقیقا طی 100 سال آینده وقت گران بهاتر از طلا را صرف دو چیز خواهیم کرد؛ شعارزدگی و نقش بازی کردن! حالا چرا با این صراحت؟
دو کشور فرانسه و انگلستان را مثال زدم چون برخورد این دو کشور با دموکراسی اندکی عجیب و دور از ذهن است. این دو کشور هر دو دموکراسی و بازی های جانبی آن را از حدود 400 سال قبل آغاز کرده اند و این روزها مشغول تئوریزه کردن دموکراسی هستند یعنی آن قدر در این وادی به مرجعیت رسیده اند که راهبردی ترین فرضیه های دموکراسی را به آسانی به این و آن جامعه تحویل می دهند.
برای بسط موضوع مجبوریم اندکی بحث را سیاسی و تخصصی پیش ببریم. دو واژه داریم که بارها در اخبار و رسانه ها دیده ایم و شنیده ایم؛ یکی برگزیت/برکسیت(Brxit) و دیگری فرگزیت/فرکسیت(Frxit) یکی به معنای خروج بریتانیا از اتحادیه ی اروپایی است(Brxit) و دیگری به معنای خروج فرانسه از اتحادیه ی اروپایی (Frxit)؛ یکی به رأی گذاشته می شود و مردم بدان روی خوش نشان می دهند و دیگری در همان نطفه خفه می شود! دلیل خیلی ساده است:
انگلستان و فرانسه هر دو در بالاترین سطح دموکراسی قرار دارند اما با یک تفاوت به شدت تأثیرگذار. در فرانسه حاکمیت از جامعه_ی_مدنی قوی تر است در انگلستان اما داستان برعکس است این جامعه ی مدنی است که از حاکمیت قوی تر، تأثیرگذارتر و تعیین کننده تر است. نتیجه اما قابل تأمل تر است؛ در فرانسه اساساً دولت اجازه ی طرح مسئله ای به نام فرگزیت/فرکسیت(Frxit) را نمی دهد چون قدرت دارد، چون شخص محور است اما در انگلستان مردم با تشکیل کمپین هایی دولت را موظف می کنند تا رفراندوم برگزیت/برکسیت(Brxit)را برگزار کند و نتیجه هرچه شد به شکل قانون به مجلس ببرد و راهکارهای خروج از اتحادیه را بررسی و عملیاتی کند. این مثال سیاسی ـ تخصصی را از این باب زدم که بگویم جهان سومی بودن فحش نیست، واقعیت است! ما هنوز داریم دنبال نهادینه کردن قانون احزاب می دویم در حالی که جوامع توسعه یافته و پیشرفته در حال ارزش گذاری بیشتر به جامعه ی مدنی است. توضیح از نان شب واجب تر:«کشته مرده ی دموکراسی غربی نیستم اما به طور قطع تشنه ی دموکراسی و قدرت گرفتن نهادهای اجتماعی هستم».
مخلص کلام:
«شورای شهر» سایه ای از دموکراسی و ارزش نهادن به نهادهای اجتماعی است اما با حضور امثال سفید، عامری، قمی، آزادی، ابوترابی و حتی عباسی، این نهاداجتماعی تأثیرگذار به یک باشگاه سیاسی پر حرف و حدیث تبدیل شد. شعارها همه سیاست زدگی را تداعی می کردند و کار کشید به عمل. سفید تقسیم وظیفه که نه! دقیقاً تقسیم غنائم کرد، قمی را درگیر هوشمندسازی کرد چون می دانست دل در گروی پیشگامان و ایده ها و آمال اقتصادی اش دارد، جنازه ی امور فرهنگی را روی دوش عامری نهاد با مشاورینی به شدت مردم گریز و گرد و خاک گرفته با اندیشه هایی به آرزو تبدیل شده و کهنه! و بقیه رانیز به همین ترتیب...
دیروز برخی تصاویر حکایت از تجمع چندصدهزار نفری در پایتخت های فرانسه/پاریس و کرواسی/زاگرب برای تماشای فینال جام جهانی داشت ناخودآگاه به یاد جشن برگزار نشده ی یکسالگی ثبت یزد در میزاث جهانی یونسکو افتادم، جشنی که قربانی بی اعتمادی مردم به عامری و قمی شد! دقیقا قربانی بی اعتمادی مردم به عامری و قمی! عامری برای چندعکس یادگاری با هانیه توسلی و دیگرانی از این دست نه فقط میلیون ها تومان پول را در جشن فیلم یزد به هدردادکه تمام اعتماد عمومی را به مسلخ برد و قمی با اصرار بر طرح های پیشگامان عملاً سرمایه گذاری در شهر را به سخره گرفت. این دو نشان دادند نهادهای اجتماعی در ایران تا وقتی مورد احترام هستند که پیش برنده ی اهداف شخصی باشند پس همان بهتر که حاکمیت قوی تر باشد که چنین ترکتازی ها را کنترل کند.
پ.ن: پیشنهاد به عامری و قمی؛یک بار دیگر تصاویر شادی مردم فرانسه و کرواسی را ببینند شاید متوجه شوند چه فرصتی از یزد گرفته اند به سبب بی اعتمادی های ایجاد شده!
مابعدتحریر: خیلی ها از من پرسیدند که چرا هیچ واکنشی به جشن یک ساله شدن ثبت شهریزد در میراث جهانی یونسکو نشان نمی دهم و من خیلی ساده گفتم:« با جشن کاملاً موافقم با برگزار کننده نه!»