اخیراً یکی از اعضای شورای شهر درمورد افشاکنندگان موضوع املاک نجومی شهرداری، جمله تندی بیان کرد. ریشه واگذاری این خانهها، همین ذهنیت خطرناك است كه عدهای خود را صاحب و طلبكار جامعه میدانند در حالی كه یا خدمتی نكردهاند، یا اگر هم كردهاند، میلیونها نفر مشابه آنان چنین خدماتی را بلكه بیشتر كردهاند و در هر حال انتظارات آنان از این خدمات معقول و منطقی نیست.
به گزارشیزد فردا، در روزنامه «شهروند» آمده است: بسیاری از گزارههای ذهنی هستند كه هیچگاه از طرف افراد به صورت آشكار بیان نمیشوند، ولی همیشه این امكان وجود دارد كه به صورت ناخواسته و ناآگاهانه جملاتی گفته شود كه آشكاركننده آن گزارههای ذهنی باشد. یكی از جملات كلیدی كه نشانگر ذهنیت بسیار خطرناك مخفیشده در پشت آن است، چندی پیش از سوی یكی از اعضای شورای شهر مطرح شد.
وی كه نامش در سند منتشره سازمان بازرسی در ذیل عنوان اعضای شورای شهر آمده است كه املاك شهرداری را با تخفیف شامل حالشان شده و هنوز هم بهطور رسمی اعلام نشده كه آیا چنین املاكی را گرفتهاند یا خیر و جزو كسانی است كه علیه روزنامهنگار منتشركننده این سند شكایت كرده و همچنان وی در حبس به سر میبرد، در نقد رفتار روزنامهنگار زندانی جملهای مهم را بیان داشت و گفت كه: «کسی که این حرفها را منتشر کرده، یک هفته خواهرش دست داعش باشد تا بفهمد. اینها آمدهاند آبروی همه را بردهاند، چه کسی چیزی داده؟ اگر چیزی به کسی دادهاند، به یک اسطوره و یک آزاده دادهاند.» هرچند بعداً این جملات را اصلاح کرد و مدعی شد که منظورش توهین نبوده است.
برای هركس این پرسش قابل طرح است كه چه ارتباطی میان این جمله و آن واگذاری املاك نجومی وجود دارد؟ داعش این وسط چه كاره است؟ چرا خواهر آن جوان باید به دست داعش باشد؟! به فرض هم كه خدای نخواسته چنین اتفاقی بیفتد، خب برای زنان و خواهران هركسی میتواند رخ دهد، چرا فقط برای او؟ درواقع باید گفت که این جمله بیارتباط با آن افشاگری نیست. گوینده متوجه بوده كه چه میخواهد بگوید و شنونده نیز متوجه ماجرا شده است.
بهطور خلاصه میتوان گفت كه این جمله را چنین باید ترجمه كرد: «كسانی وجود دارند كه امنیت مردم را تأمین میكنند و جان و ناموس آنان را از شر دشمنان و داعش مصون میدارند و چون مهمترین كالا و خدمت مورد نیاز برای جوامع امنیت است، پس باید هزینه این امنیت را پرداخت و واگذاریهای نجومی بخشی از پرداخت بدهی و دین جامعه به این تأمینكنندگان امنیت است و آن فرد نیز برای اینكه متوجه اهمیت ماجرا شود، باید تصور كند كه خواهرش در دستان داعش اسیر است و بقیه ماجرا و از آنجا كه امنیت یك فرآیند مستمر و طولانی است، پس این بدهیها به تأمینكنندگان امنیت شامل رزمندگان دو و سه دهه گذشته نیز میشود و هرگونه واگذاری نجومی به آنان ادای دین به این عزیزان است».
گمان نمیرود كه مضمون دیگری را برای ارتباط میان آن گزاره و اتهام انتشار سند و واگذاریها پیدا كرد، ولی این مضمون ایرادات جدی دارد.
١ـ نخستین مشكل در این نگاه این است كه گویی از نظر گوینده مدافعان امنیت جامعه چیزی شبیه اعضای بلاكواتر یا سازمان خصوصی تأمین امنیت هستند و برای پول وارد تأمین امنیت جامعه میشوند و این توهین بزرگی به چنین رزمندگانی است. كسانی كه هیچگاه توقع و انتظار اینچنینی نداشتهاند، زیرا شأن خود را بالاتر از این میدانند كه مثل كاركنان بلاكواتر رفتار كنند.
٢ـ فرض كنیم كه به همه آنان باید به همین اندازه خانه و با قیمتهای نصف و قسطی واگذار كرد؛ ایرادی ندارد. ولی چرا فقط چند نفر دارند به جای بقیه از این نعمت برخوردار میشوند؟ به علاوه كسانی كه پول و خانه برای انجام این كارها میگیرند، دیگر نمیتوانند فخر بفروشند و به دیگران منت بگذارند كه ما چنین بودیم و چنان كردیم. کسب اجر معنوی و مادی را نمیتوان در اندازههای بزرگ با یكدیگر جمع كرد.
٣ـ از سوی دیگر اگر كسی تأمین امنیت را با هدفگرفتن تخفیفهای نجومی انجام داده ایرادی ندارد؛ این را باید از نخست شرط كنند، شاید افراد دیگری هم باشند كه برای شركت در چنین كاری و با هزینه کمتری اعلام آمادگی كنند. این یك قرارداد است كه باید از ابتدا ابعاد آن روشن باشد، نمیتوان ابتدا با نام دیگری وارد ماجرا شد، سپس به قول معروف دبه در آورد. همچنین باید مشخص شود كه این امتیازخواهی تا چه زمانی و تا چه سقفی باید ادامه یابد؟
٤ـ مسأله مهمتر از همه اینها باید پرسید که آیا گوینده آن سخن و دوستانش كسانی هستند كه مانع از حضور داعش در ایران و اسارت زنان و خواهران شهروندان ایرانی شده است؟ او كه خود در ناف تهران با آرامش زندگی میكند و به قول خودش قبلاً هم از این نوع خانهها گرفته است و این بار نیز نامشان در لیست سازمان بازرسی قید شده است، كی و در چه زمانی به مبارزه با داعش رفتهاند كه كسی از آن مطلع نیست؟
٥ـ در هر حال جمله مذكور بهطور ضمنی تأیید میكند كه واگذاریهای املاك نجومی انجام شده است، فقط مابهازای تأمین امنیت كشور در برابر داعش است.
ریشه واگذاریها، همین ذهنیت خطرناك است كه عدهای خود را صاحب و طلبكار جامعه میدانند در حالی كه یا خدمتی نكردهاند، یا اگر هم كردهاند، میلیونها نفر مشابه آنان چنین خدماتی را بلكه بیشتر كردهاند، و در هر حال انتظارات آنان از این خدمات معقول و منطقی نیست.