دیباچه شکرنامه زبان‌دراز!!



زبان دراز هفته نامه آيينه يزد

منت خدای را عزوجل که عطیه داد ما را خیل مدیران و وزیران و وکیلان، اعم از مودار و کچل که گفتن تملقشان برای بعضی مزید نعمت و پست است و کمال و به قرب اندرشان مزید مال. هر کلامی که این طائفه گویند گره از خلق گشایند و هر قدم که بردارند مشکلی حل نمایند. پس از دست و زبان که برآید/ کز عهد شکرشان! به درآید. گفت طبیب‌الوزرا مَر پیرمرد علیل را که چون دارو و درمان گران است خودت بمال که خوب می‌مالی!! ‌ظریف‌الوزرا نیز فرمود انتخاب خودتان بود نمی‌کردید. حال آش خاله‌تان است بخورید و دم نزنید و شاکر باشید و چون مردمان از گرانی گوشت بنالیدند وزیر جهاد گفت: شکر کنید که هست و ما چون بدانیم که شکر نعمت، نعمت افزون کند پس به خاطر وجود و هستن! این عزیزان خدایا شکر! ولی به جان زبان‌دراز که مقرب درگاهت می‌باشد تو را قسم می‌دهم به پاس این شکرگزاری تعدادشان مزید مفرما! که یک داغ دل بس است برای قبیله‌ای، و ما صد داغ از این نوع جنس بر دل داریم ضمناً ما که از زبان‌درازان هستیم نفهمیدیم منظور شکر کنید که هست و چه هست؟ آیا منظورشان گوسفندان بود یا چیز دیگر؟! نورچشمی توضیح واضحات بر پرسش ما داد «اعلموا آل طویل اللسان!» شاید منظور وزیر از اینکه فرمود (شکر کنید که هست): بودن شخص چنین وزرا، مدیران و وکلا است نه گوسفند و گوشت مشارالیها! تم بعونه ولی شکرنامه و شکرگزاری ادامه دارد...

زبان‌دراز شکرگزار












کاربران آنلاین

نظرهای کاربران