تکریم ارباب‌رجوع و خاطره‌ای از آیت‌ا... پسندیده



رضا سلطان زاده مدیر مسئول هفته نامه آيينه يزد

چند ماه پیش نشستی در استانداری یزد به منظور تشکیل و یا فعال نمودن موسسات و انجمن‌های خیریه در محلات یزد برگزار گردید. به مناسبتی یکی از حاضران خطاب به استاندار وقت که اخیراً برابر با قانون مصوب بازنشست شده است گفت: «جناب آقای استاندار اگر بخواهیم شما را ببینیم باید حداقل دو ماه جلو اتاقتان کاه‌گل لگد کنیم» چون عده‌ای از مسئولان و مدیران به‌ اصطلاح در دسترس نیستند چه رسد به این‌که پاسخگوی تلفنی باشند، نگارنده این سطور مناسب می‌داند در این شماره درباره تکریم ارباب‌رجوع و تشکیل میز خدمت در ادارات و سازمان‌ها به مواردی اشاره و نظر خوانندگان آیینه یزد را به نقل خاطره‌ای از عبدا... نوری وزیر کشور دولت سازندگی و اصلاحات جلب نماید.
شاید دیده یا شنیده باشید و یا برای خودتان اتفاق افتاده باشد که افرادی پس از صرف وقت و طی راه‌های طولانی و ساعت‌ها معطلی به اداره و نهاد و سازمانی مراجعه می‌کنند و موفق نمی‌شوند مشکل اداری خود را حل کنند. چه بسا مدت‌ها یا باید پشت در بایستند یا در راه‌روهای اداره قدم بزنند و تعداد موزائیک و یا سنگ‌فرش‌های مسیر را بارها و بارها بشمارند و متر کنند، دکوراسیون‌های بعضی از ادارات را که در مدتی کوتاه مجدداً تغییر کرده و دگرگون شده تماشا کنند امّا به آنها ندا داده می‌شود مسئول مورد نظر در حال مرخصی است، فردای آن روز می‌گویند معاون تشریف ندارد، روز دیگر لیست ملاقات‌کنندگان بسته شده است و هفته بعد دوباره «روز از نو روزی از نو». در خبرها و نوشته‌ها می‌بینیم و می‌خوانیم که مقامات و مدیرانی می‌گویند مردم ولی نعمت ما هستند و نصیحت و موعظه می‌کنند تا کارمندان در برخورد با مراجعان صبور باشند، با حسن خلق برخورد کنند، در تحقق خواسته‌های مردم بکوشند، در برابر عدم اطلاع مراجعه‌کنندگان برخورد تند نداشته باشند، توضیحات کافی ارائه نمایند، در محل کار به امور شخصی و گفت‌وگوهای «صد تا یک غاز» نپردازند، بین افرادی که به آنها مراجعه می‌کنند تفاوت و تبعیض قائل نشوند، در حین رسیدگی به امور اداری ارباب‌رجوع در گفتار و نحوه نشستن ادب و نزاکت را رعایت کنند، اگر معتقد به تکریم ارباب‌رجوع هستیم باید در هر شهر و استان توسط روابط عمومی‌های ادارات، دلسوزان واقعی و رسیدگی‌کنندگان به امور اداری ارباب‌رجوع به معنای واقعی تشویق و تقدیر شده و رسانه‌های هر شهر و منطقه نیز به این امر پرداخته باشند و در برابر افرادی که احیاناً مردم را به اصطلاح دست به سر و معطل کرده و نارضایتی شهروندان را فراهم نموده‌اند برابر با ضابطه و قانون با آنها برخورد شود. به یقین فراوان هستند کارمندان و مسئولانی که با علاقه‌مندی مشکل مراجعه‌کنندگان را حل می‌کنند و گاه دیده می‌شود بعضی از آنان بیش از وظیفه مشخص شده همگامی و همکاری می‌نمایند. متاسفانه هستند برخی از مدیران که به درستی انجام وظیفه نمی‌نمایند و سبب نگرانی شهروندان می‌شوند و مردم را بدبین می‌کنند. دیده می‌شود معمولاً چند نفر در چندین اتاق مانده به محل جلوس آن‌گونه مدیران مواظبت می‌کنند که پشه‌ای اطراف آن محدوده پر نزند با وسایل الکترونیکی چندین درِ تو در تو باز و بسته می‌شود تا در موقع ورود و خروج مراجعه‌کننده‌ای باعث دردسر آن مقام نشود و حتی مدیرانی در رده‌های پایین‌تر در آن اداره و سازمان به راحتی نمی‌توانند خدمت مقام عالی برسند و مسائل مربوط به همان سازمان و اداره را بازگو کنند که بیان و نوشتن این‌گونه مطالب دل‌ها را به درد می‌آورد و خواننده را متاثر و متاسف می‌سازد. عبدا... نوری خاطره‌ای از آیت‌ا... پسندیده در کانال تلگرامی خود بیان می‌کند که بسیار خواندنی است و شاید تلنگری به برخی مدیران کشورمان باشد که اجازه عبور ارباب رجوع از یک کیلومتری دفترشان را هم نمی‌دهند. «عبدا... نوری وزیر کشور دولت سازندگی و دولت اصلاحات؛ در کانال تلگرامی خود نوشت: روی خود را از مردم بر مگردان و بر زمین با نخوت و تکبر گام برمدار که خداوند هیچ ‌متکبّر فخر‌فروشی را دوست ‌ندارد. (سوره مبارکه لقمان، ترجمه آیه 18) دوره اول ریاست جمهوری مرحوم آیت‌ا... هاشمی رفسنجانی در کابینه ایشان وزیر کشور بودم. به یاد دارم در آن زمان، در سالگرد رحلت امام خمینی ‌‌رحمه‌ا... علیه و شاید سال 1370، در حاشیه مراسم، ‌خدمت مرحوم آیت‌ا... پسندیده برادر امام خمینی(ره) رسیدم‎. ایشان ‌خاطره‌ای از مراجعه خود به وزارت کشور، در رژیم گذشته را بیان کردند که کلیت آن که به یاد دارم، چنین بود: در ‌دوره پهلوی، در خمینِ ما ‌حاکمی بود که ‌به مردم ظلم می‌کرد. من ‌یکی دو بار به آقای ‌اخوی امام خمینی(ره)، گفتم برویم تهران و ‌برای مردم خمین دادخواهی کنیم، ایشان ‌‌نپذیرفتند. تصمیم گرفتم به تنهایی کاری بکنم. به تهران آمدم و به ‌وزارت کشور مراجعه کردم و از محل دفتر وزیر جویا شدم، مرا ‌راهنمایی کردند. ‌مسئول دفتر وزیر در مورد کار من پرسید. گفتم می‌‌خواهم ‌وزیر را ببینم، پاسخ داد ایشان ‌جلسه دارند، منتظر بمانید تا پس از اتمام جلسه با ایشان هماهنگ کنم. پس ‌از مدتی، چند نفر از اتاق وزیر خارج شدند، مسئول دفتر به ‌داخل رفت و برگشت و ‌مرا به ‌اتاق وزیر دعوت کرد. من وارد شدم، سلام کردم، ‌آقای وزیر هم از جا برخاست احترام ‌کرد. پس از آن، مشکل حاکم ‌خمین و ظلم او به مردم را برای آقای وزیر توضیح ‌دادم. پس از پایان سخنان من، وزیر گفت: ‌شما ‌درست می‌فرمایید، ما اشتباه کرده‌ایم و ‌او را برکنار خواهم کرد. من خداحافظی کرده ‌از وزارت کشور به خمین ‌مراجعت کردم و ‌حاکم هم تغییر کرد. پس از اتمام این دوره، تا سال 1375 که افتخار نمایندگی مردم تهران در مجلس شورای ‌اسلامی را یافتم، مسئولیتی نداشتم و برای کارهای علمی به قم بازگشتم. در یکی از ‌روزها که برای زیارت به حرم حضرت معصومه سلام‌ا... علیها، مشرف شده بودم، هنگام بیرون آمدن از ‌حرم، شنیدم سه نفر از ‌زوار با لهجه یکی از شهرستان‌های اطراف اصفهان در مورد ‌من، به همدیگر این جمله را می‌گویند: اون روز که کاری ازش ‌میومد نمیشد دیدش حالا ‌که میشه دیدش کاری ازش ‌نمیاد. جمله‌ای ساده و البته بسیار پرمعنا و دقیق. اکنون که خاطرات گذشته را مرور می‌کنم از خود می‌پرسم به راستی آیا اگر در ‌جمهوری اسلامی یک روحانی، چه رسد سایر مردم، می‌خواست در وزارت کشور با ‌من به عنوان وزیر کشور دیدار کند، به همان راحتی که آیت‌ا... پسندیده، در زمان پهلوی با وزیر ‌‌کشور ملاقات کرد، می‌توانست؟ چه جمله ‌زیبا و معناداری را به من ‌گوشزد کردند، اون ‌روز که کاری ازش میومد نمیشد دیدش، حالا که میشه دیدش ‌کاری ‌ازش نمیاد. فراموش نکنیم و به‌خاطر بسپاریم که: رفتار مسئولان از دید مردم پنهان نیست و برای هریک براساس ‌برداشت خود و نه ‌‌خوشایند ایشان پرونده‌ای در ذهن دارند. ریاست‌ها همانند عمر، به سرعت سپری شده، آنچه باقی می‌ماند عملکرد و رفتار ‌پسندیده و ‌ناپسند ‌ماست.»(1)
به یقین فاصله گرفتن از مردم بر شهروندان فشار وارد خواهد آورد و در جامعه مفاسدی در پی خواهد داشت چون عدم آگاهی از مشکلات مردم باعث می‌شود مقامات و مسئولانی که تجمل‌گرایی و اشرافی‌گری را پیش گرفته‌اند یا بر مبل‌ها و صندلی‌های سبز و قرمز و آبی و... تکیه زده‌اند، حقوق‌های نجومی می‌گیرند، به عنوان عضو هیات‌مدیره بعضی از شرکت‌ها مبالغ گزافی در ماه و سال دریافت می‌کنند بر مرکب‌های میلیاردی سوار می‌شوند دور آنها عده‌ای خدم و حشم و بله قربان‌گو جمع شده‌اند نمی‌توانند معضلات زندگی اکثریت مردمی که زیر خط فقر زندگی می‌کنند را درک کنند و حس نمی‌کنند یک مرتبه مثلاً ‌صد در صد قدرت خرید مردم کمتر می‌شود یعنی چه؟ و چه به روزگار ولی نعمتان می‌آید و چگونه آنها باید به زندگی ادامه دهند؟
علامه محمد تقی جعفری در شرح و توضیح فرازی از فرمان مولای متقیان حضرت علی(ع) به مالک اشتر در مورد ملاقات کارگزاران اسلامی با مردم و آگاه شدن از مصائب و سختی‌هایی که در زندگی روزمره بر آنان مستولی می‌شود می‌نویسد: «...در آن مجلس و همنشینی که زمامدار با مردم ارتباط کاملاً مستقیم برقرار می‌کند باید نیروی اجرائی چه سرباز و دستیار و معاون و چه محافظین و پاسبانان را از مردم برکنار کند،‌ علت این امر بسیار روشن است، زیرا ایستادن آنان در بالای سر مردم و نشان دادن آمادگی برای هجوم و جلوگیری آنان از سخن گفتن و اظهار حاجت، بیم و هراسی در مردم به وجود می‌آورد که در نتیجه با حالتی غیرطبیعی با زمامدار رویاروی می‌گردند که نه مردم می‌توانند از رویارویی مستقیم با زمامدار بهره‌ور شوند و نه خود زمامدار با مردم در حالت طبیعی می‌تواند ارتباط برقرار نماید، و بدین ترتیب ارتباط مستقیمی که مطلوب‌ترین جریان بین زمامدار و مردم است مبدل به ارتباط تصنعی از هر دو طرف می‌گردد... برای اینکه مردم بتوانند سخنان خود را صریح و آشکار و به طور طبیعی و بدون تصنع بگویند، اگر نیازی به چاره‌جوئی‌های دیگری باشد (به اضافه برطرف کردن هیبت و حالت سیطره و آمادگی برای هجوم قوه اجرائی مانند سرباز و محافظ و پاسبان و غیرهم) باید زمامدار دست به آن چاره‌جوئی‌ها بزند تا مردم به حالت کاملاً طبیعی دردها و نیازهای خود را بازگو کنند... زمامدار و هر مقام مسئول باید انواع ناتوانی‌های مردم را در سخن گفتن تحمل نماید، مانند خشونت در بیان، لکنت زبان، ناتوانی از بهره‌برداری از الفاظ فصیح و دلچسب و غیرذلک...»(2)
و امروز اگر افراد و اشخاصی از طبقات مختلف و عامه مردم توانایی بیان نظر داشته باشند به راحتی می‌توانند در جمع مسئول یا مدیری صحبت کنند و آیا اجازه می‌یابند اظهارنظر نمایند؟ آیا فاصله بین مردم و مسئولان در نظام جمهوری اسلامی روز به روز بیشتر و بیشتر نشده است؟ در نظام گذشته بنابر تکریم ارباب‌رجوع نبود و آن‌چنان رفتار می‌شد امّا در نظام جمهوری اسلامی قرار بود عامه مردم و توده و طبقات مستضعف و محروم، بزرگ داشته شوند و حرفشان شنیده شود و برای دردشان درمانی و در حل مشکلاتشان گشایش ایجاد شود که امروز پس از چهل سال به اینجا رسیده‌ایم. آیا بخش‌هایی از معیشت و اقتصاد و سیاست و آموزش و فرهنگ مردم به دست بعضی از افراد نیست که با توده و عامه مردم فاصله‌ای به وسعت عرش تا فرش دارند؟ از خداوند بزرگ تمنا داریم آن عده از حاکمان و مسئولان را که عنایتی به حل مشکلات مردم ندارند را از غفلت رهایی بخشد و توجه به آحاد جامعه و درک سختی‌ها و گرفتاری‌ها و مضایق مردم را به آنان بفهماند و سیره اولیای دین را پیش چشم آنان بنمایاند و اگر هیچکدام نشد این مناصب از آنان گرفته شود.

مدیرمسئول

پی نوشتها:
1- روزنامه آرمان، 24/8/97
2- «حکمت اصول سیاسی اسلام»، ترجمه و تفسیر فرمان علی(ع) به مالک اشتر، محمد تقی جعفری












کاربران آنلاین

نظرهای کاربران