زبان‌دراز و ماجرای قرص خواب‌آور



زبان دراز هفته نامه آيينه يزد

زبان‌دراز که خیری از روز و بیداری و اندیشه ندیده به توصیه جهاندیدگان و به لج دنیاخورندگان چند قرص خواب‌آور خورد و برای احتیاط پا به قبله کرد و خوابید تا به قول دوستان:
قرص خواب کردی اثر این بار زود/ توی خواب، بودم رییس هرکه بود
جمله بودند طالب مرگم زحق / نعره‌ی اهل حرم، خوابم در ربود
ناگهان خود را مسئول صدور حکم محکومان پرونده‌های تحقیق و تفحص مجلس که در حال خاک خوردن هستند دیدم، لذا فوراً عده‌ای از مقصران را پس از عودت مال به بیت‌المال برای آباد کردن کویر، گروهی را هم بیل و کلنگ به دست راهی سرچشمه‌های خشکیده آب‌ها برای احیای چشمه‌ها و قنات‌ها روانه کردم و به حامیان بلندگودارشان همراه با سانسورچی‌ها که مانع شفاف‌سازی بودند یک بلندگو دستی دادم تا تبعیدیان را به کار بیشتر وادار نموده و آماده توبه و زهد نمایند. بعد سراغ آنانکه دهان می‌بوییدند که نکند از مهر و هنر و تاریخ گفته باشی و مدیران دولتی و وکلای ادوار مجالس قبل که در کار و نظارت قصور کرده بودند رفتم و مرتباً در حال صدور حکم بودم که عیالات مربوطه حقیر را با شبیه‌سازی زلزله چند ریشتری بیدار کرد و گفت: زبان‌دراز دوباره خواب دیدی؟ بچه‌ها در انتظار نان سنگک داغ و عدسی هستند، خیر باشد!!

زبان‌دراز












کاربران آنلاین

نظرهای کاربران