آقای استاندار شاه عباس کبیر اینچنین پرچم شیعه را بالا برد شما چطور؟




بوی عطر مهرماه همیشه برای همه به ویژه دانش آموزان، دانشجویان ، معلمین واساتید فرهیخته مست کننده وشادی آفرین بوده ولی نکته ای از تاریخ سترگ و شکوهمند بافق ذائقه بسیاری را برای ستمی که بر قانون رایج کشور رفته تلخ نموده است.

روستای آریز که در ۳۵ کیلومتری بافق قرار دارد تا تاریخ بیاد دارد تمامی امور دهیاری و اداری آن تحت نظر ادارات بخشداری ،آموزش وپرورش ،ثبت اسناد و املاک ،ثبت احوال ، راهسازی و جهاد روستایی شهرستان بافق از زمان طاغوت علیه لعنه انجام می شده اما انگار سال های ۱۳۷۰ خورشیدی مرزهای این روستا و بیابان های اطرافش کمی کش پیدا کرده و به کیلومترها داخل شهر غاصب دیگری کشیده شده!!!حال چطور در زمانی که همه مان فریاد اسلام خواهی سر می دهیم و به وجود حکومت اسلامی مان با افتخار و مباهات می بالیم چنین قانون ستیزی واقع گردیده جای تامل دارد؟

جناب استاندار محترم !یاد داستانی که مرحوم حسن پیر نیا درکتاب ایران باستان آورده افتادم : شاه عباس کبیر شخصا به اصناف مختلف در ساعات شب و روز سرکشی می کرد.در یکی از این پنهان گردی ها ازدر دکان نجاری گذشت و دید نجار چوبی را برید و چون چوب کوتاه شد آن را بدور انداخت و دوباره برید و چون بلند شد اضافه اش را دوباره برید و مدتی وقتش تلف شد تا چوب به اندازه دلخواه برسد.سپس از جلوی دکان کفاشی رد شد که مرد کفاش تخت کفشی را بریده بود. روی مدل اندازه گرفت و متوجه شد کوتاه است، چرم را به نیش گرفت و مقداری کشید …چرم بلند تر شد و به اندازه دلخواه رسید!.شاه به قصر رفت و فردا به درباریان دستور داد که مالیات نجارها را حذف و بر مالیات کفاش ها اضافه کنند!


جناب استاندار محترم طی سی گذشته انگار عده ای پیش از حضور جنابعالی ،چرم مرزهای شهر دارالشجاعه بافق را به دندان طمع گرفته و تا توانسته اند کشیده اند طوری که روستای آریز را که حتی خاندان امام جمعه سابق بافق یعنی خاندان بزرگ میرغنی زاده هم در آن دارای زمین مزروعی بودند به حلقوم ستم پیشه شان فرو برده اند و استاندار روسیاه وقت هم در برابر این زیاده خواهی غیر قانونی سکوت یا همراهی نموده است یعنی آش انقدر شور است که اراضی متعلق به آیت الله میر غنی زاده نماینده مرحوم امام و امام جمعه سابق بافق را هم به قلمروشان کشیده اند!!!

اسناد واگذاری مراتع آن از طرف ادارات بافق به گله دار بافقی هم موجود است. آن کوته فکران که به طمع معدن دی ۱۹ بافق را به خاکشان کشیده اند شاید به عمد و شاید به سهو موجبات اصطحکاک و کشکمش بین مردم دو شهری که قرن ها در کنار هم به مسالمت زندگی نموده اند را فراهم ساخته و آسایش و آرامش منطقه ای از استان را نشانه گرفته اند تا تخم ناامنی و در گیری های منطقه ای را در استان زیبایمان بکارند.

شهر شجاع پرور بافق اگر تا کنون در تاریخ استان و ایران با آب و خاک و بزرگانش افتخار آفرینی نموده و تاریخ از او به بزرگی و نیکی یاد کرده به مدد عدالت گستری ، ظلم ستیزی و اسلام خواهیش بوده و آنان که بر پایه رانت خواری ،حرام اندوزی و دوز وکلک ،چرم وجودشان را به دندان کشیده و کش داده اند چند صباحی بیشتر بر اریکه قدرت و صندلی لرزان مقام نخواهند بود و نظام مقدس جمهوری اسلامی دندان طمشان را به مدد هوشیاری و شجاعت مردم بافق از بیخ خواهد کشید.

مردم شجاع بافق فقط و فقط به مر قانون پایبندند و از آن تمکین می کنند و همانطور که مستحضرید مر قانون به به ادا و ادوار کفاش و آهنگر و زید و عمرو نمی چرخد بلکه همیشه ثابت بوده و زید و عمرو باید بر مدار آن بچرخند.

جناب استاندار محترم دی نوزده و آریز همیشه تاریخ از آن بافق بوده و خواهد بود بیایید همانند شاه عباسی که به کبارت و نیکی از او یاد می شود گاهی شبگردی کنید تا جلوی ظلم پنهان بی قانونان گرفته شود و روسیاهی هااز آسمان استان خدا جوی یزد پاک گردد ولو اینکه عداه ای خاص زبون و خوار گردند.


سید محمد میرسلیمانی بافقی












کاربران آنلاین

نظرهای کاربران