هر ساعت 21 طلاق و 49 نفر اعزام به زندان!



رضا سلطان زاده مدیر مسئول هفته نامه آيينه يزد

قائم مقام مشارکت‌های اجتماعی سازمان بهزیستی کشور به آمار طلاق اشاره کرد و گفت: «...روزانه 493 طلاق ثبت می‌شود. به عبارتی هر ساعت 21 طلاق در کشور به ثبت می‌رسد. بخشی از این زنان مطلقه دچار آسیب می‌شوند و نیازمند حمایت بهزیستی هستند. در این میان نهادهای اجتماعی این مقوله را تهدیدی برای خانواده‌های ایرانی می‌دانند. رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در همایش خانواده و سلامت اجتماعی در سمنان با بیان اینکه متاسفانه در هر یک ساعت 49 نفر وارد زندان‌های کشور می‌شوند، گفت: در دنیا به‌ازای هر 100 هزار نفر 140 نفر ورودی زندان داریم اما در ایران این عدد 270 نفر است. دکتر موسوی چلک افزود: براساس اعلام مسئولان قضایی کشور 15 میلیون و 200 هزار پرونده داریم. و این رقم برای یک کشور 80 میلیونی رقم بالایی است. وی با بیان اینکه چهار میلیون و 400 هزار نفر در کشور با معضل اعتیاد دست به گریبان هستند اضافه کرد: در کشور ما همچنان اعتیاد بعنوان اصلی‌ترین معضل و مادر بسیاری از آسیب‌های اجتماعی است ضمن اینکه در کشور ما، پرونده‌های خشونت بعد از مواد مخدر؛ بیشترین تعداد پرونده‌های محاکم قضائی است. وی اضافه کرد: ما در گذشته آیین‌ها و جشن‌هایی داشتیم که امروزه بعضا حتی اجازه اجرای آن‌ها را که سرشار از شادی و شور و سلامت اجتماعی بود نمی‌دهند. وی با بیان اینکه از دیدگاه من فضای مجازی یک فرصت است، بر لزوم استفاده از این فضا برای ارتقای آموزشی جامعه تاکید کرد. رئیس انجمن مدد کاران اجتماعی ایران، ورود مقام معظم رهبری به بحث حاشیه نشینی را ناشی از دغدغه‌های اجتماعی معظم له برشمرد و اظهار کرد: نزدیک به 25 درصد از مردم ما در جاهایی زندگی می‌کنند که حداقل‌های زندگی معمولی را ندارند. متاسفانه در کشور ما بیش از 66 هزار فرد آلوده به ویروس ایذر وجود دارد.»(1)
استان یزد که اکنون افزون بر سه هزار زندانی دارد و بیش از دویست قاضی و ده‌ها کارمند اداره امور دادگستری و قضایی آن را بر عهده دارند و در ساختمان‌های متعدد و چندین طبقه مستقر می‌باشند قبل از پیروزی انقلاب اسلامی کارمندان دادگستری یزد در یک ساختمان چند اتاقه مستقر بودند و شهر دارالعباده در سال 1358 حدود بیست نفر زندانی داشته در حالی که اکنون جمعیت شهر به دو برابر افزایش یافته است. حدود یکسال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران زمینه تشکیل جامعه معلمان به صورت سازمان یافته در یزد فراهم شد و با همگامی و همراهی و رهبری شهید محراب آیت‌ا... صدوقی جلسات متعددی در مسجد حظیره پایگاه انقلابیون یزد و یا در منزل آن شهید برگزار گردید. جامعه معلمان یزد نوع و نحوه اعتصابات، گردهم‌آیی‌ها و تحصن فرهنگیان و تعطیلی مدارس و شرکت در راه‌پیمایی‌های دانش‌آموزان و معلمان را اعلام می‌نمود. براساس مطالب مندرج در چندین جلد کتاب که به «روایت اسناد ساواک» درباره انقلاب یزد چاپ شده و یا توسط عده‌ای از محققان و مورخان به رشته تحریر درآمده به این نکته اشاره گردیده است فرهنگیان یزد در ردیف چند شهر در ایران بودند که زودتر از دیگران با نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) همگام شدند و فعالانه و اثرگذار در مسیر انقلاب گام برداشتند. راقم این سطور همراه با تعدادی از فرهنگیان بارها در مسجد حظیره و یا در نشست‌هایی که تشکیل می‌گردید به صورت شفاهی یا با صدور اطلاعیه و آگهی اعلام می‌نمود: خواست معلمان تشکیل حکومت اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) و پیاده نمودن تعالیم ارزنده اسلام و عمل به دستورات دین مبین و جلوگیری از فساد و غارتگری و رشوه‌خواری می‌باشد اما بعد از گذشت بیش از 40 سال که همگان در انتظار جامعه‌ای هستند که در نهایت زینت اهل بیت علیهم‌السلام باشد، شاهد فقر، بیکاری، فسادهای اقتصادی، ارتشاء و اشرافی‌گری، اختلافات فاحش طبقاتی، حاشینه‌نشینی، اعتیاد، قتل‌های خانوادگی، خودکشی و کودک‌آزاری شیطان صفتانی که هر لحظه در کمین پسران و دختران هستند می‌باشیم که پشت هر انسان منصف و آزاده‌ای را می‌لرزاند. گرچه عموم مردم به رسانه‌ها و سایت‌ها دسترسی دارند و بر این امور واقف می‌باشند اما چون چهل سال پیش بارها در مسجد حظیره و در گردهم‌آیی‌ها اعلام می‌گردید مردم بدانید: که فلان مقام مثلاً پانصد، ششصد برابر حقوق یک معلم رشوه گرفته یا دزدی نموده اما اکنون دیده می‌شود بسیاری از زراندوزان و مفسدان اقتصادی که حرف اول نام و فامیلشان به عنوان مثال از «الف» تا «ی» است میلیون‌ها برابر حقوق یک کارمند رشوه می‌گیرند، رانت‌خواری می‌نمایند و حق ملت را پایمال می‌کنند بنابراین نظر خوانندگان را به گوشه‌ای از آنچه که در جامعه می‌گذرد جلب می‌نماید تا اولاً تذکری باشد برای نویسنده که اگر در انجام وظیفه اداری به عنوان معلم یا مسئول کوتاهی نموده در پیشگاه با عظمت پروردگار استغفار کند، در ضمن بدون این‌که حزب و دسته و گروه و انجمن و خط سیاسی خاص و یا دولتی مورد خطاب قرار گیرد در نهایت هر خواننده خود تشخیص دهد مسئول این وضع چه کسانی هستند؟ و آیا سازمان‌ها و نهادهای نظارتی ذی‌ربط در هر سه قوه تا چه حد به وظایف خود عمل نموده‌اند؟ به یقین آسیب‌های اجتماعی در بسیاری از مناطق و شهرها شهروندان را نگران کرده است «...همین حوالی تهران، چند سال پیش مددکارها در کارگاهی را کوبیدند، مردی از کارگاه چوب‌بری بیرون آمد و گفت هیچ کس اینجا نیست، اما کمی بعد از آن 4 دختربچه کمتر از 10 سال با گریه و چهر‌ه‌هایی مستأصل بیرون دویدند و به مددکارها پناه بردند. آن طرف‌تر هم باغی است که پای دنیا دخترکی 7 ساله را به خاطر تجاوز سرایدار به او به دادگاه باز کرد و پرونده‌اش را به دیوان عالی کشور رساند. دختری که از 4 تا 6 سالگی به طور مستمر در همین باغ، به جسم نحیف و روح لطیفش تعرض می‌شده است...»(2)
دکتر نصرا... حکمت استاد دانشگاه شهید بهشتی می‌نویسد: «...ای خاک عالم بر سر من که عضو هیئت علمی دانشگاهی هستم که دانشجویش، یعنی یکی از فرزندان من، خود را از فراز دانشکده حقوق پرتاب می‌کند و می‌کشد و من فقط اظهار تأسف می‌کنم. سال‌هاست که ما شیون و فغان می‌کنیم و فریاد می‌زنیم اما گوش کسی بدهکار‌ نیست. همین چند روز پیش، در مراسم تشییع جنازه استاد فقید، مرحوم دکتر محمد علی شیخ، در صحن دانشکده ادبیات، بنده حقیر فریاد زدم که: دانشگاه، کارخانه نیست. در این دانشگاه، میلیارد‌ها خرج ساختمان و آهن و آجر و آهک کرده‌اند اما از دو رکن اصلی و اساسی دانشگاه یعنی دانشجو و استاد غافلند و آن‌ها را به دست حوادث روزگار سپرده‌اند...»(3)
هوش و ذکاوت ایرانیان، معادن و ثروت‌های طبیعی، اعتقاد به دین اسلام آیا با این همه فقر و فساد و حاشیه‌نشینی و آسیب‌های اجتماعی سازگاری دارد؟ «فقر یک مسئله‌ی جدی در جامعه کنونی است. اخیراً یکی از مسئولین بیان کرده است که حدود 11 میلیون فقیر در جامعه وجود دارد. این سخن به این مفهوم است که حدود 14 درصد جمعیت کشور در فقر به سر می‌برند. با مراجعه به برخی آمارها و نشانه‌ها تلخی فقر بیش از پیش آشکار می‌شود. مسائلی مانند فروش اعضای بدن، فروش فرزند و... همه می‌تواند نشانه‌ای از این وضعیت در کشور باشد. طبیعتا فقر یک پدیده صرفا اقتصادی نبوده، جنبه‌های مختلفی دارد. فقر دارای ابعاد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و دینی نیز می‌باشد. در منابع دینی به این ابعاد به خوبی پرداخته شده است، اما لبّ سخن این است که جامعه امروزی ما که گاه به امّ‌القرای جهان اسلام و گاه با تعبیری همانند الگوی سایر جوامع مسلمان از آن یاد می‌شود، به طور گسترده با معضل فقر روبرو است... پس از آیات قرآنی، روایات بسیاری نیز بر این مسئله تاکید دارند. از جمله در نامه مشهور مالک اشتر چنین آمده است: این فرمان بنده خدا، علی امیرمومنان به مالک اشتر پسر حارث است، در عهدی که با او دارد. هنگامی که او را به فرمانداری مصر برمی‌گزیند تا خراج آن دیار را جمع آورد و با دشمنانش نبرد کند، کار مردم را اصلاح و شهرهای مصر را آباد نماید. سپس حضرت امیر(ع) در ادامه نامه می‌نویسد: باید تلاش تو در آبادانی زمین بیشتر از جمع‌آوری خراج باشد. در این نامه، از وظایف حکومت دینی، اصلاح امور مردم و آبادانی شهرها ذکر شده است. روشن است که رونق و آبادانی معنایی جز گشایش امور معیشتی و رفاه و یا به تعبیر دینداران، وسعت روزی نخواهد داشت. سپس حضرت در ادامه، نظام مالیات‌ستانی را با هدف آبادانی و رفاه و رونق جامعه ذکر می‌کند. در نامه به محمدبن ابی‌بکر، زندگی مرفه را حق مؤمنان می‌داند. حضرت امیر(ع) چنین بیان می‌دارد: آگاه باشید! ای بندگان خدا! پرهیزکاران از دنیای زودگذر به سلامت گذشتند و آخرت جاودانه را گرفتند. با مردم دنیا در دنیایشان شریک گشتند، اما مردم دنیا در آخرت آنها شرکت نکردند، پرهیزکاران در بهترین خانه‌های دنیا سکونت کردند، و بهترین خوراک‌های دنیا را خوردند و همان لذت‌هایی را چشیدند که دنیاداران چشیده بودند و از دنیا بهره گرفتند آنگونه که سرکشان و متکبران دنیا بهره‌مند بودند. سپس از این جهان با زاد و توشه فراوان و تجارتی پر سود به سوی آخرت شتافتند. شهید صدر در توضیح این نامه می‌نویسد که این نامه تاریخی، صرفاً داستانی نیست که امام(ع) از آن سخن گفته باشد بلکه هدف از این بیان، تبیین وضعیت آرمانی است که جامعه پارسایان باید آن را در زمین محقق سازند...»(4)
تحقق اهداف آرمانی و ایده‌آل منظور نیست بلکه باید حداقل‌ها را دولت‌مردان و حاکمان در جامعه تامین کنند. این حق توده‌هاست که از فقر و نداری و بی‌چیزی نجات یابند تا قوام و دوام خانواده که رکن اساسی جامعه است از خطر فساد و فحشا و فروش فرزند و فروش اعضای بدن و اعتیاد رهایی یابد. دولتیان مکلفند اول این کاستی‌ها را در جامعه برطرف سازند تا اهداف بعدی که آموزش‌وپرورش و ارتقای فرهنگ و اخلاق و معنویت است در عرصه زندگی اجتماعی فرصت بروز و ظهور یابد. مصداق صریح این گفتار نص قرآن‌کریم است که می‌فرماید: «پروردگار این خانه را پرستش کن هموکه همگان را از گرسنگی نجات داد و از امنیت برخوردار کرد.»(5)

مدیرمسئول

پی نوشتها:
1- خبرگزاری‌ها و آیینه شماره 530
2- عصر ایران، 17/8/96
3- انصاف نیوز، 11/8/96
4- صفحات 48 و 50 دوماهنامه صفیر حیات، شماره چهاردهم و پانزدهم، خرداد و تیر- مرداد و شهریور 1396
5- ترجمه آیه شریفه 3 و 4 سوره مبارکه «قریش»












کاربران آنلاین

نظرهای کاربران