دو سال ابتدایی دوره دوم دولت آقای روحانی کشور ما شرایط سختی را از سر گذرانید. مهمترین سختی، دندان تیز کردن گرگهای جهانی برای از بین بردن ثبات مدیریتی کشورمان بود. دومین مورد مسئله کاهش پول ملی کشورمان بود. مسئله ای که بنام دولت آقای روحانی تمام شد اما دولتهای روی کارآمده از سال 1374 تا کنون هر کدام به نوبه خود سهم بزرگی در تورم این دو سال کشورمان داشتند که سهم و نقش آن دولتها در کاهشی که این دو سال برای پول ملی کشورمان پیش آمد از یاد برده شد. در یکسال گذشته منافع و خرد اقتصادی کشورمان حکم می کرد تا دولت ذخایر خود را به بالاترین قیمت می فروخت. راهکار این بود که بازار ارز و سکه امنیتی نمی شد، هر کسی بخت خود را برای رسیدن به سودهای ناگهانی آزمایش می کرد و نرخ بهره بانکها بتدریج پایین آورده می شد. کار اخیر برای دولتی که مهمترین بانکدار کشورمان می باشد و خود مهمترین سهم برنده از منافع بانکها و نیز سهم برنده از نرخ تورم بالا می باشد میسر نبود. تورمی که دولتها مجبورند هر ساله بر حجم نقدینگی بدون پشتوانه برای جلب رضایت سپرده گذاران بیفزایند و بدنبال آن مجبور باشند برای جلوگیری از فلاکت اقشار حقوق بگیر کشورمان رشد حقوق دورقمی را به کشور تحمیل کنند. چگونه با رشد حقوق دو رقمی، کشورمان می تواند به تورم پایدار تک رقمی دست بیابد؟ گمان نمی کنم هیچ اقتصاد دانی برای این سوال پاسخی داشته باشد. کاری که برای اقتصاددانان از محالات است برای سخنرانیهای گوشنواز سیاستمداران کاری شدنی است.  

 اندک اندک به لحظه موعود  در چند ماه آینده نزدیک می شویم. سرنوشت برای دولت روحانی طوری رقم خورده است که دولت ایشان با وجود از سرگذرانیدن سختیهای دو سال گذشته  بتواند نام خود را به عنوان به یاد ماندنی ترین دولت پنجاه سال گذشته ثبت نماید. منافع کشورمان که از منافع همه گروههای حزبی کشورمان بیشتر اهمیت دارد بایستی همه گروههای سیاسی و حزبی را پشت سر دولت روحانی جمع نماید تا دولت آقای روحانی بتواند به چنین امر مهمی دست بابد. این امر مهم، جمع کردن بساط یارانه های پنهانی است که بنام فقرا اما در اختیار ثروتمندترین اقشار کشورمان گذاشته شده است. یارانه پنهان در پنجاه سال گذشته باعث شده ثروتمندان کشورمان بدون اینکه خودشان متوجه باشند، میلیارد میلیارد ثروت کشور را دود کرده و به هوا بفرستند یا به قیمت ناچیز به تولیدکنندگانی داده شده تا با امتیاز دارا بودن انرژی ارزان در بازار جهانی یال و کوپالی پوشالین و دروغین در اقتصاد جهانی برای خود دوخته و عرض اندام نمایند. جمع کردن بساط یارانه پنهان در اقتصاد بزرگترین خدمت به تولیدکنندگانی است که بدون نیاز به مزایای انرژی ارزان  توانمندیهایشان چنان قدرتمند است که می توانند با اتکا به استعدادهای ذاتی خود در اقتصاد جهانی بدرخشند و به برندهایی افتخارآفرین برای کشورمان تبدیل شوند. جمع کردن بساط یارانه های پنهان به همراه صندوق قدرتمند ذخیره ارزی، یک نرخی کردن ارز، استقلال و اقتدار بانک مرکزی و مجهز شدن بانک مرکزی به نخبه ترین دانشمندان علم اقتصاد، محترم شمردن آزادیهای فردی و آزادی انتخاب سبک زندگی نسبتا بردبارانه، قطع شریان مافیای دولتی از سر اقتصاد کشورمان و بیرون سپاری امور وزارتخانه ها به فعالین اقتصادی، بسته ای است که بایستی مورد حمایت تمامی جناحها، احزاب و شخصیتهای وزین کشورمان چه در داخل یا خارج از کشورمان قرا بگیرد. بایستی در سایتهایی که برای مثال همین امروز بخاطر دانش بشدت یک بعدی خود برای مخالفت با دولت چنین جملاتی را می نویسند: (با توجه به شرایط نامساعد اقتصادی کشور هرگونه تصمیم‌‌‌ گیری برای گران شدن سوخت، نه‌تنها تورم‌زاست، بلکه فشار اقتصادی مضاعفی را بر مردم وارد می‌کند) یا گل گرفت یا سردبیران چنین سایتهایی که صادقانه اما نابخردانه خود را به بازیچه منافع کوتاه مدت ثروتمندان کشورمان تبدیل کرده اند را به عاقبت چنین درفشانیهایی آشنا نمود تا سایت خبری که با پول مردم کشورمان امور خود را می گذراند به ابزار خبری دشمنان  میهنمان تبدیل نشود. خواست پایان یافتن یارانه های پنهان بایستی به خواستی ملی، میهنی و نیز عقیدتی در وجدان جمعی کشورمان تبدیل شود. هیچ دین و آیینی اسراف و هدر دادن مال خود و غیر و ثروت  کشور را به  پیروان خود سفارش نکرده است. امیدوارم دولت آقای روحانی با چنین اقدامی که مطالعه ای عمیق روی آن صورت گرفته باشد به دولتی یگانه در تاریخ پنجاه ساله کشورمان تبدیل شده و نامش در تاریخ اخیر کشورمان بدرخشد. به یقین انجام چنین کار سترگی نیاز به اقدامات خردمندانه حمایتی بعدی دارد تا همانند کار بدون مطالعه دولت سابق که در موقعیت زمانی بسیار نامناسبی صورت گرفت به شکست اقتصادی خفت آور برای کشورمان تبدیل نشود.

  • نویسنده : یزد فردا
  • منبع خبر : خبرگزاری فردا