نبود عطش مطالبه گری، مانع توسعه یزد!؟



سید علی فراز مدیر مسئول دو هفته نامه اندیشه یزد : یزد همچنان می سوزد از گرمای طاقت فرسا، آلودگی هوا ، بی آبی  که امانش را دارد می برد ، بی تفاوتی و ... ما وارد یک بحران شده ایم، بحران پرسش و مطالبه گری ، نبودنِ سؤال درست و بجا ! هرکدام از ما شهروندان چقدر توانستیم در نقدها و ایرادهایمان سؤالی مطرح کنیم که مدیران پاسخ بگویند؟ روحیه و فرهنگ پرسشگری را چقدر بین خودمان و دیگران رواج دادیم؟ اصلا کسی به ما یاد داده چگونه پرسشگر باشیم؟ وظیفه مسلم هر مسئولی (همان طورکه از اسمش پیداست) پاسخ گفتن است؛ اما هریک از ما شهروندان وظیفه مان چیست؟ آیا ما سؤال کرده ایم؟ یا اگر سؤال کرده ایم، پیگیر حقوق و خواسته های بحقمان در چارچوب قانون بوده ایم؟ آیا نمایندگانی از ارکان سیاست انتخاب کرده ایم که وضع موجود را به چالش بکشند و با روحیه پرسشگری، پاسخ دقیق و کاملی را برای مردم یزد بخواهند. هرکسی که می خواهد به هرجای این شهر و کشور نقدی وارد کند, بالاخره پای یک مسئولی به میان می آید. شاید یکی از غیرمسئولانه ترین کارهایی که ما شهروندان می کنیم همین است که همه جواب ها را گردن این و آن می اندازیم اما دریغ که دیگر ما ناامید شده ایم از مسئولانی که پاسخ گو باشند و البته با خودمان اندیشیده ایم ، چرا هرکسی بر منصبی نشست به عادت همیشگی، پاسخ گو نیست راستش اصلا مسئولی می داند باید نسبت به چه چیزی پاسخ گو باشد !! ما فراموش کردیم بپرسیم و مطالبه گری کنیم حتی در موارد سطحی و خیلی پیش پاه افتاده!!! مثل خط انتقال آب دوم به یزد چه موقع از روی کاغذ شکل عملیاتی به خود می گیرد؟  چرا چند نفر مرکز نشین باید تصمیمات کلان و مسئولین رده بالای استان را بدون در نظر گرفتن منافع این مردم  انتخاب کنند ؟  چرا عده ای تمایل شدید دارند یزد را دو قطبی کنند و پشت سر نام و القاب بزرگان یزد قرار گیرند ؟ چرا سیاست بازان به جای پیگیری مطالبات حیاتی مردم سعی می کنند مردم را با سیاسی کاری سرگرم کنند ( کنسرت  را ول نکن !! )  ؟ چرا  در مقابل بحران آب و عطش سوزناک یزد عده ای فقط نشسته اند و هر از گاهی فقط اعلام خطر می کنند  و یا یک حرکت لاک پشتی و تبلیغاتی فکر می کنند سر و ته قضیه را جمع کرده اند  ؟ چرا شورای شهر یزد از جیب مردم به یک تیم فوتبال  شکست خورده 500 میلیون تومان کمک می کند  ؟! چرا نماینده یزد بجای پیگیری مسائل استان دارد تیم داری می کند ؟! چرا ... ؟ و چراهای دیگر ...  که هر یک افراد جامعه خود بیشتر واقف هستند ولی حرف بر سر این است ما فراموش کرده ایم بپرسیم و مطالبه کنیم ، از آینده فرزندانمان بپرسیم ... ! . تردیدی نیست که همه ما به مواردی برخورده ایم که احساس کرده ایم حق و حقوقمان پایمال شده است. از پارک کردن ماشین تا عبور مردم از خیابان و تردد موتورسیکلت در پیاده روها و مواردی از قبیل حق آلایندگی صنایع، مشکلات فرهنگی و ورزشی، توسعه نیافتگی شهرستان و استان در حالی که قطب انرژی هستیم و بهره مند از نعمت معادن  ، اولین شهر خشتی و دومین شهر تاریخی جهان و ...؛ اما در پاسخ به این سوال که پس چه باید کرد؟ باید گفت: مطالبه گری! در تعریفی ساده، مطالبه گری که از آرمانگرایی ذاتی بشر نشأت می گیرد، احساس مسئولیت نسبت به پیرامون و پیگیری آن به وسیله مطالبه از حاکمیت تا حصول نتیجه ای مطلوب است. امام علی (ع) در خصوص حق متقابل حاکم و مردم عبارتی بسیار قابل تأمل دارند به این مضمون که می فرمایند: من را بر شما حقی است و شما را بر من حقی است، حق من این است که شما از من اطاعت کنید و حق شما بر من این است که مرا در نهان و آشکار نصیحت کنید. از مهم ترین وظایف حاکمان، ایجاد امنیت، رفاه، آسایش و عدالت برای مردم است و لازمه تحقق این مهم وجود شهروندانی می باشد که منطقی و آگاه به حقوق قانونی خویش و مسئولیت پذیر بوده و با شیوه نظارت و مطالبه گری آشنا باشند. تاثیر رعایت حقوق شهروندی در تأمین امنیت روانی و ایجاد بهداشت روانی شهروندان بسیار مهم است. مطالبه گری نیاز جامعه است و رابطه اش با جامعه بسان خون است در کالبد انسان. هیچ انسانی بدون خون زنده نمی ماند و هیچ جامعه ای بدون شهروند مطالبه گر، با نشاط و پویا و زنده نیست و جامعه ای که مطالبه گر نباشد، مرده است؛ همانگونه که کمترین خلل و مشکلی در سیستم خون ایجاد شود سبب بیماری های عدیده ای می گردد، جامعه نیز چنین است. وقتی روح مطالبه گری در کالبد جامعه نباشد و یا اینکه جامعه دچار اختلال روانی گردد باید منتظر بروز آفت  مسئولیت گریزی و بی تفاوتی  در بطن جامعه باشیم. مطالبه گری یکی از ویژگی های بارز جوامع مردم سالار  است.  در چنین جوامعی رابطه ی دولت با مردم دوسویه و برابرانه می باشد. بنابراین می توان عنوان نمود که مطالبه گری یکی از خصوصیات جوامع مردم سالار است. در جوامعی که سطح مطالبه گری و پرسشگری پایین است، بیشترمردم گرفتار روزمرگی می گردند به صورتی که از ابتدایی ترین حقوق انسانی خود غافل می شوند و لذا خود را محکوم به پذیرش وضعیت موجود می نمایند. مردم در چنین جوامعی احساس خودکم بینی می کنند و خود را بنده و حاکم را معبود و مسلط بر سرنوشت خود می دانند. همچنین همیشه تصور نوعی کنترل درونی و روانی وجود دارد به صورتی که بر اساس چنین تصوری قادر به نوع آوری و خلاقیت نیستند. بنابراین مردم دچار نوعی پسرفت تاریخی می گردند. به صورتی که در جوامعی که میزان آسیب های اجتماعی ، بی تفاوتی اجتماعی و سلامت اجتماعی پایین باشد، مطالبه گری اجتماعی نیز کاهش خواهد یافت. در چنین جوامعی ارتباطات مردم ضعیف بوده و از انسجام اجتماعی ضعیفی برخوردار هستند. شکوفایی اجتماعی به حداقل می رسد و پیوند اجتماعی بین مردم کاهش می یابد. علاوه بر این مردم نسبت به سرنوشت خود و دیگران بی تفاوت می باشند. چنین جوامعی دچار نوعی سرخوردگی و اضطراب اجتماعی بوده به صورتی که قادر به حل بحران و چالش های زندگی نیستند. مردم در چنین جوامعی قابل پیش بینی نمی باشند زیرا هیچگونه نظمی بر مناسبات و روابط بین فردی استوار نیست. بنابراین مطالبه گری در چنین جوامعی به حداقل می رسد. زیرا اصولا در چنین شرایطی مردم فراتر از وضعیت موجود نمی توانند بیاندیشند. مطالبه گری به طور کلی بر دو شیوه سازماندهی شده ، رسمی و ساختار یافته و بالعکس فردی، غیر رسمی و خود جوشانه صورت می پذیرد. یکی از مهمترین ظرفیتها و کارکردها در این امر رسانه ها می باشند و در انواع شکلهای مختلف آن مثل مطبوعات،سایتها و پایگاههای خبری و تحلیلی ،صدا و سیما و….بروز می یابند.رسانه ها می توانند هم محلی جهت اموزش شهروندی جهت اشنایی با حقوق شهروندی و راهها و شیوه های مطالبه گری باشند و هم خود به تنهایی از ارکان اصلی در این مسیر جهت مبارزه با فقر، فساد و تبعیض در جامعه و چشم ناظر مردم و کارشناسان فن و نخبگان در جهت ارایه راهکارهای کارشناسانه ،پیشگیری و کمک به رفع مشکلات جامعه و بی کفایتی سیستم مدیریتی باشند. قطعا ادارات خود دارای سیستم نظارتی جهت جلوگیری از ایجاد بی نظمی و بی قانونی و ارتقاء سیستم هستند ولی تا موقعی که شهروندان نتوانند و نخواهند در این مسیر با نظارت و مطالبه گری به کمک سازمانها و ادارات بیایند انها نیز به تنهایی قادر نخواهند بود به شکل مطلوب جلوی کارشکنی ها و نابسامانی ها را گرفته و باعث بهبود و بالا رفتن راندمان کاری خود شوند. هر چند مسولین امر باید در این امور مردم را یاری رسان خویش احساس کنند و نه در تقابل و تخاصم،البته به شرط اینکه این گونه حرکتها با رعایت موازین اخلاقی، منطقی و قانونی بوده و مسیر پیگیری را به درستی و بر طبق اطلاعات درست و مستدل انجام دهند. شیوه دیگر مطالبه گری مردمی ان هم از نوع خودجوشانه و غیررسمی می توان به اتفاق تاخیر پرواز در یکی از فرودگاهها اشاره کرد که پس از اینکه هواپیما به مقصد رسید اکثر مسافران به شکل جمعی حاضر به پیاده شدن نبودند و خواستار احقاق حقوق تضیع شده خود و غرامت بودند که با حضور مسولین مربوطه و عذرخواهی و پرداخت مبلغی به شکل آرام و به دور از تنش دغدغه حقوق تضیع شده رفع گردید.احزاب و سازمانهای مردم نهاد نوع سازمان یافته،رسمی و تشکیلاتی این حرکت هستند.خصوصا اقشارتحصیلکرده و فرهیخته که درد و دغدغه حقوق شهروندی مغفول مانده و بعضا تضیع شده را دارند با ارایه برنامه و طرح و اهداف مشخص در ابعاد و کارکردهای مختلف مانند اقتصاد،توسعه،اشتغال،عمران ،بهداشت و درمان،اموزش ،محیط زیست ،اسیبهای اجتماعی و….از سازمانهای مرتبط مطالبه گری می کنند و از مسولین خواستار بررسی و پاسخگویی هستند و در چهارچوب تشکلات آن را پیگیری می کنند و به شکل تخصصی و منظم ناظر بر عملکرد انها هستند و تمام این روندها در متون قانون اساسی ،قانون احزاب و انجمن ها و آیین نامه های مرتبط تصریح شده که موفقیت در این امر نیاز به رعایت مفاد آن می باشد.قطعا این روش تشکیلاتی موثرترین و بهترین نمونه از روش ها و شیوه های گوناگون مطالبه گری،نظارت و پرسشگری است که به شکل موثر می تواند در کاهش فقر و محرومیت ،ارتقاء توسعه و آبادانی و رفع مشکلات مختلف جامعه نقش ایفا نماید و این خود نیازمند سازوکار قانونی است.                                                                                 

                                                                                       سید علی فراز   












کاربران آنلاین

نظرهای کاربران