ماجرای دوربین‌ها و پیامک‌ها!!



زبان دراز هفته نامه آيينه يزد

زبان‌دراز با شنیدن خبر نصب یکصدوپنجاه دوربین که سراسر شهر بدون پلیس را خواهد گرفت و با هر تخلف ظرف چند ثانیه آن را برای متخلف پیامک می‌کنند دچار بیماری روانی (دوربین زدگی حاد یا خود را در معرض دید قرار دادن) گردیده است. خوانندگان محترم نفرمایند زبان‌دراز سابقه پریشان‌گویی داشته علاوه بر آن گرمای تابستان و تابش آفتاب هم مزید بر علت شده است. دیگه چه می‌شود خدا عاقبت سلطان‌الاینه را به خیر کند و صبر جمیل عطا فرماید می‌خواهم ماجرای رویای خود را برای خوانندگان توضیح بدهم در عالم خواب دیدم در خانه برای زبان‌دراز پیامک اول آمد، دکمه یقه‌ات را ببند مواظب باش بسم‌ا... هم نگفتی، سر کوچه ترمز گرفتی وسط راه، پیامک سوم رانندگی می‌کنی آیا پیاده‌رو و ماشین بغلی را می‌پایی؟ پیامک چهارم دوربین بالا درخت را دیدی ندیدی ولی او تو را دید، پیامک پنجم سرنشین ماشین روبرو هم دامادت بود که مادر زنت را می‌برد برساند در خانه‌ تا با میهمانان دم افطار همراه با بچه‌ها حضور داشته باشند، پیامک ششم خیر باشه عطسه که می‌کنی دستمال جلو دهانت بگیر، پیامک هفتم مراقب باش مثل اینکه یک چیزی زیر لب گفتی آن راننده ماشین بغلی که نگاهش کردی و لبخند زدی برای همسر محترمه و مادر خانمت ارسال شد و در نهایت صدای جیغ ترمز. روایت کرده‌اند اطلاع موثقی از زبان‌دراز تا ساعت مخابره خبر جدید بدست نیامده است...!!

زبان‌دراز












کاربران آنلاین

نظرهای کاربران