روایت مسئول دفتر نماینده حوزه انتخابیه مهریز از حادثه تروریستی مجلس



 

 

احسان مراددشتی مدیر مسئول سایت “بافق فردا” لحطاتی پیش در گفتگو با خبرنگار “بافق فردا” از حادثه تروریستی مجلس شورای اسلامی چنین گفت: ساعت ده و پنج دقیقه صبح از اتاق به سمت ورودی مجلس برای دریافت بلیت هواپیما نماینده به راه افتادم.
قرار بود نماینده همراه با خانم ابتکار برای سفر کاری به یزد سفر کند.

صدای شکستن شیشه و فریاد به گوش می رسید

وی افزود: لحظه ای ایستادم و متوجه شدم صدای شکستن شیشه و فریاد به گوش می رسد در ابتدا ذهنم به این سمت سوق داده شده که به احتمال زیاد دعوایی رخ داده است به طرف ساختمان روابط عمومی مجلس به راه افتادم تا علت را جویا شوم.

پاسدار حفاظت مجلس فریاد می زد پناه بگیرید

مراددشتی با بیان اینکه در همان حین فردی را دیدم که از پایش خون جاری بود عنوان کرد: یکی از پاسداران حفاظت مجلس فریاد می زد پناه بگیرید تیراندازی شده است هنوز قضیه را جدی فرض نمی کردم باز هم در لابی ایستادم که صدای تیراندازی از تک تیر به حالت رگبار به گوش رسید.

پشت درب آهنی پناه گرفتم

رییس دفتر نماینده حوزه انتخابیه مهریز ادامه داد:جلوی آسانسور منتظر ایستادم و‌ کلید آسانسور را فشار دادم اما صدای تیر هر لحظه نزدیک تر شد به علت اینکه مکانی برای مخفی شدن وجود نداشت پشت دریچه آهنی که در اطراف آسانسور بود پناه گرفتم تا دیده نشوم.

مدیر مسئول سایت بافق فردا تصریح کرد: همراه با آسانسور به طبقه هفتم رسیدم در طول راهرو صدای تیراندازی زیادتر شد و رعب و وحشت ایجاد کرد به دلیل اینکه من از پایین آمده بودم همه علت سر و صداها و تیراندازی را جویا شدند به آنان گفتم در اتاقها را ببندید و پناه بگیرید.

پشت درب اتاق را با میز محکم کردیم

وی با اشاره به اینکه سریع در اتاق را قفل کردم خاطر نشان کرد : به اتفاق تعدادی از همکاران و یکی از مراجعین که از شهرستان خاتم آمده بود در اتاق بودیم و به دلیل اینکه درب درست بسته نمی شد میز و فایل چوبی را محکم پشت درب قرار دادیم.

مستقر شدن یگان ویژه و نیروهای انتظامی در پشت بام ساختمان های اطراف

مراددشتی همچنین بیان کرد: آتش سنگینی بود که لحظه به لحظه صدای آن بیشتر می شد و تا جایی رسید که فکر می کردیم در راهرو تیراندازی می شود .
یک لحظه به طرف تراس که رو به حیاط مجلس بود رفتم تا بیرون را ببینم یگان ویژه و نیروی انتظامی از روبرو و پشت بامهای اطراف اشاره کردند برو داخل.

وی اضافه کرد: آرامش ما از این بود که کسی نمی تواند وارد اتاق شود پس از چک کردن تلگرام و اینترنت متوجه عملیات انتحاری در حرم امام (ره) شدیم.

نامه های حوزه انتخابیه دسته بندی شد

رییس دفتر صباغیان با بیان اینکه تا به آن لحظه ذهنمان به طرف بمب و بمب گذاری سوق داده نمی شد گفت:تا ساعت ۱۱:۳۰ با همکارانم ابراهیمی و میرقیصری نامه های محیط زیست را آماده کردیم تا نماینده بتواند در سفر کاری با خانم ابتکار آنان را مطرح کند ساعت ۱۲ اتفاق خاصی در طبقه هفتم رخ نداد و باعث ترس بیشتر شد و دیگر متوجه شدیم که کار کردن هم فایده ندارد و نماینده به سفر کاری خود نخواهد رسید.

صدای مهیب انفجار به گوش رسید

مدیر مسئول سایت بافق فردا با اشاره اینکه در حالت نگرانی متوجه صدای انفجار شدیم اظهار داشت:آن لحظه یکی از تروریست ها عملیات انتحاری خود را انجام داد و صدای وحشتناکی فضای سالن را فرا گرفت.

همکاران عزیزی به فیض شهادت رسیدند

مراددشتی همچنین با حالت حزن و اندوه در حالی که از دوستان شهید خود یاد کرد یادآور شد: اگر بخواهم بگویم به خیر گذشت درست نیست چرا که بسیاری از کسانی که به فیض شهادت رسیدند از دوستان بودند و گاها در طبقات آنان را می دیدیم و راجع به مسائل مختلف کاری صحبت می کردیم.
پاسداران عزیز که هر روز درب مجلس با آنان احوالپرسی داشتیم.

وی بیان کرد: بالاخره حوالی ساعت ۲:۳۰ تیراندازی طبقه هفتم به تک تیراندازی تبدیل شد و یک مرتبه احساس کردیم که درب اتاق فشار داده می شود و کسی از پشت درب صدا می زد اگر داخل هستید بیاید بیرون کسی هست یا نه؟ سوال کردیم چه کسی هستید و از لای درب نگاه انداختیم تعداد زیاد بود و مطمئن شدیم پاسداران هستند.

تعداد خشاب و پوکه خالی زیاد بود

وی افزود: بیرون از اتاق چند نفری از پاسداران از جلو و تعدادی نیز پشت سر ما شروع به حرکت کردند به خواسته آنان از کنار دیوار سریع به راه افتادیم باید هفت طبقه طی می شد در طول مسیر صدای تیراندازی و صحنه های خون، دیوارهای خونی و سوراخ شده، جای گلوله، خشاب و پوکه خالی زیاد مشاهده می شد.

با حمایت پاسداران انقلاب اسلامی نجات پیدا کردیم

رییس دفتر صباغیان با بیان اینکه با حمایت و حفاظت دوستان پاسدار به محل امن رسیدیم تصریح کرد:امروز به عینه شاهد تلاش و از خودگذشتگی دوستان و عزیزان پاسدار، نیروی انتظامی و… بودم.

درسهای بزرگی آموختم

وی در ادامه با اشاره به اینکه نزدیک درب مجلس یکی از پاسداران جان خود را برای نجات دادن جان مادر و دختری فدا کرد عنوان نمود: صحنه های غم انگیز و حزن انگیز بود اما درسهای بزرگی داشت صحنه هایی که به شخصه از نزدیک تاکنون آن را لمس نکرده بودم ‌.

کشور نیازمند وحدت و همدلی است

مراددشتی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اینکه کشور امروز نیازمند وحدت و همدلی است متذکر شد: مهمترین هدف دشمن ایجاد تفرقه و اختلاف در بین مردم جامعه است

وی گفت: باید با هوشیاری با مسائل برخورد کرد و همواره در پی حفظ وحدت و انسجام بود.

مسئول دفتر نماینده مردم در تهران در ادامه سخنانش ضمن تشکر از دوستان و مردم در ۵ شهرستان حوزه انتخابیه خاطر نشان کرد :امروز واقف شدم که دوستان باوفا و بامرام زیادی هستند که برای بودن و موفقیت من تلاش می کنند بسیاری با ارسال پیامک، گفتگوی تلفنی لحظه به لحظه ما را همراهی و دلداری دادند و خدا را شاکرم که متوجه شدم همشهریان مهربانی دارم.

نماینده سفر خود را لغو کرد

وی ضمن تقدیر از حمایت های آقای صباغیان بیان کرد:نماینده که برای همراهی کردن با خانم ابتکار به فرودگاه رفته بود به علت نگرانی که برای بنده داشت و در جریان نفوذ تروریستها به طبقه هفتم قرار گرفته بود از فرودگاه برگشت.

مدیر مسئول سایت” بافق فردا” همچنین با اشاره به صحبت ها و پیامهای ارسال شده در فضاهای مجازی عنوان کرد:متاسفانه داستان تکراری تصادفات باز برای این حادثه تکرار شد و دامن زدن بدون اطلاعات به مسائل امروز باعث نگرانی خانواده های بسیاری شد و متاسفانه باز هم این قضیه تکرار شد.

وی در ادامه با بیان اینکه پاسداران جان بر کف سپاه همانند دیگر نیروهای امنیتی برای حفاظت جان مردم وارد عمل شدند اظهار داشت : حمله تروریستی یک حمله هدایت شده بود باید دقت کرد در فضای مجازی با بحث های سیاسی در هم آویخته نشود واقعیتی که مشاهده شد عزیزان پاسدار واقعا از جان برای امنیت جامعه مایه گذاشتند و خالصانه کوشیدند.

مدیر مسئول سایت بافق فردا در حالی که بغض در گلو داشت گفت: پاسداران امروز برای حفاظت از کشور و مردم جان خود را در کف دست گذاشتند .
صحبت وطن که باشد تمام کادر امنیتی وارد عرصه عمل می شوند.

ساعاتی را به یاد خانواده های شهید سپری کردم

وی ادامه داد: روز سختی بود اما در طول ساعات به یاد خانواده شهدا که جوانان خود را فدای کشور و میهن کردند بودم صحنه های ایثار پاسداران و نیروی انتظامی تا سالها در ذهنم باقی خواهد ماند من ۵ ساعتی این لحظات سخت را سپری کردم اما فریاد از دل مادر شهید، مادر ایثارگر چگونه سالیان سال مصیبت و دوری فرزند را تحمل کرده است.

مراددشتی باز هم در پایان این گفتگو از تمامی دوستان خود که وی را در آن ساعات سخت تنها نگذاشتند تقدیر و تشکر کرد.












کاربران آنلاین

نظرهای کاربران