آتقی هم آمد



زبان دراز هفته نامه آيينه يزد

عجب روزگاری شده از شیر تا پیر، زن و مرد همه احساس مسوولیت می‌کنند گویا هرخانواده ایرانی باید یک‌نفر نماینده در انتخابات شورای شهر و یا رئیس‌جمهوری داشته باشد شاید هم از روزیکه «اوسا محمود» اراده فرمود مجدداً در پاستور ساکن شود و بقایی‌ها نامزد گردیدند همه فکر می‌کنند (کجامون از اینها کمتره) بعضی از والدین هم باخنده می‌گویند: تازه بچه‌ام که از اینها خوش‌تیپ‌تر که هست (الهی بابا و ننه قربونت بشه). در میان چهره‌های روز اول حضور «آتقی» از همه جالب‌تر بود شاید او تصور کرده با افزایش آمار (حزب منقلیون) حائز اکثریت آرا و چه‌بسا هم باعث رونق شود زیرا اهل «فور» چنین روایت کرده‌اند پای این منقلها چه کارخانه‌هایی که احداث نشده و چه راه‌ها که کشیده نشده و چه خانه‌ها که ساخته نشده و چه قول‌ها که به قول پامنقلی‌ها مشهور می‌باشد داده نشده است و البته خوانندگان خبیر می‌دانند همه اینها همراه با پریدن اثرات دودودم هم به قول «مش‌قاسم» دود می‌شود و می‌پرد هوا.

زبان‌دراز