تحلیل عبدالله نوری درباره مخاطرات اصلاحات



عبدالله نوری با اشاره به موضوع ارتباط اصلاح‌طلبان با مقام معظم رهبری، می گوید: من موافق این موضوع هستم و به نظرم برای تعمیق و گسترش وحدت و همبستگی ملی، بسیار اتفاق خوبی است. ما که طرفدار تعامل و گفت‌وگو با دنیا هستیم،....

عبدالله نوری با اشاره به موضوع ارتباط اصلاح‌طلبان با مقام معظم رهبری، می گوید: من موافق این موضوع هستم و به نظرم برای تعمیق و گسترش وحدت و همبستگی ملی، بسیار اتفاق خوبی است. ما که طرفدار تعامل و گفت‌وگو با دنیا هستیم، در داخل چه مشکلی وجود دارد که اهل تعامل و گفت‌وگو نباشیم؟ گاهی اوقات حدس زده می‌شود افراد و گروه‌های قلیلی وجود دارند که مطلوبشان این است که نظرات اصلاح‌طلبان به رهبری منتقل نشود یا تحریف‌شده و مجعول منتقل شود؛ این در حالی است که مجموعه جریانات اصلاح‌طلب اعتقادشان به اسلام و ایران و قانون اساسی چنانچه بیش از آنها نباشد، کمتر نیست.

به گزارش «شرق»،  مدتی پیش برای ملاقاتی به دفتر یکی از احزاب اصلاح‌طلب رفته بودم. در زمان انتظار، کتابی که روی میز نزدیک کتابخانه قرار داشت، توجهم را جلب کرد. «شوکران اصلاح» را برداشتم و تورقی کردم... از آن روزها زمان زیادی گذشته است. از روزهایی که خاطراتت دادگاهش (شوکران اصلاح) بارها تجدید چاپ شد. آن هم به واسطه آنچه در «خرداد» منتشر می‌کرد.

نوری نامش با رسانه‌ها گره خورده بود؛ چه آن زمانی که نماینده امام در پست‌های کلیدی بود و چه آن زمان که وزارت کشور دولت‌های سازندگی و اصلاحات را تجربه می‌کرد.  نوری به‌وضوح از آن سال‌ها فاصله گرفته است. وقتی روبه‌روی او می‌نشینم تا از لزوم بازنگری اصلاحات سخن بگوییم، می‌گوید شرایط آن روزها اقتضا می‌کرد که حداکثری عمل کنیم. بعد هم ادامه می‌دهد «جریان اصلاحات، با توجه به شرایط کشور و موانع موجود در راه دستیابی به خواسته‌های آرمانی خود و اهدافی که در سر می‌پروراند، بسیار تعدیل شده است». از واژه اعتدال هم در این مصاحبه زیاد بهره برد.

نوری در این سال‌ها كمتر با رسانه‌ها سخن می‌گوید، اما در میان این نبودن‌ها، بیشتر در اتاق‌های فکر و برنامه‌ریزی‌ها نقش‌آفرینی می‌كند. او هر دو هفته یک ‌بار در منزلش با چهره‌های شاخص جریان اصلاح‌طلب بر سر راهبردها به بحث می‌نشیند. حاصلش همان شورای مشورتی رئیس دولت اصلاحات است. این نشست‌ها تداوم دارد و نتایج آنها، خود را به‌تدریج در جبهه اصلاحات نشان می‌دهد.

ضرورت بازخوانی جریان اصلاحات چیست؟ اگر بخواهیم جریان اصلاح‌طلب را بازخوانی کنیم، شما نقاط ضعف را در کجا می‌بینید و فکر می‌کنید اگر قرار است اصلاحی بر اندیشه اصلاح‌طلبانه صورت بگیرد، باید از کجا شروع کرد؟
بسم ‌الله ‌الرحمن ‌الرحیم. برای هر جریانی، لازم است که به ارزیابی درونی خود بپردازد؛ یعنی نقاط ضعف و قوت خود را شناخته، تا جایی که می‌تواند، در جهت بهبود وضع خویش تلاش کند. جریان اصلاحات هم باید نسبت به خود ارزیابی داشته باشد و من بر این موضوع، در جلسات گوناگون با دوستان اصلاح‌طلب تأکید داشته‌ام؛ تأکید بر اینکه اصلاحات باید از درون، خود را ارزیابی کند تا چنانچه نقاط ضعفی هست، برای رفع آن راهکار پیدا کند. نباید تمام اشکالات را به گردن دیگران انداخت، ممکن است در مواردی نقاط ضعف و نواقصی داشته باشیم که باید اصلاح شود و چه بهتر که اصلاح‌طلبی را از خود آغاز کنیم.

به‌عنوان‌نمونه، وقتی بحث اصلاحات سیاسی و تحقق جامعه مدنی در تبلیغات انتخابات دوم خرداد ٧٦ مطرح شد و پس از پیروزی چشمگیر این گفتمان در انتخابات دوم خرداد، جریان اصلاحات احساس می‌کرد که می‌تواند گام‌های بلندی در این زمینه بردارد. خود من در مدت کوتاهی که در دولت اصلاحات مسئول وزارت کشور بودم، این‌گونه عمل کردم. در آن مقطع، براساس مقتضیات زمان، ما فکر می‌کردیم مردم بر اساس رأی به جریان اصلاحات، انتظاراتی از ما دارند که ما برای بر‌آوردن آن انتظارات باید به صورت حداکثری عمل کنیم و همین کار را هم می‌کردیم، اما در سال‌های بعد به‌تدریج مجموعه جریان اصلاحات، عملا به بازنگری خود پرداخته و به نظر می‌رسد که با توجه به شرایط کشور و موانع موجود در راه دستیابی به خواسته‌های آرمانی خود و اهدافی که در سر می‌پروراند، بسیار تعدیل شده است؛ یعنی روحیه‌ای که در سال ۷۶ به وجود آمده بود و براساس آن، حتی طیفی از اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس ششم شخصیتی مثل آقای هاشمی را برنمی‌تافت، در دهه ٩٠ در کنار آقای هاشمی قرار می‌گیرد.

البته ممکن است گفته شود در دهه ٩٠ همان‌گونه که اصلاح‌طلبان حرکت آرام‌تری را آغاز کردند، مرحوم آقای هاشمی هم حرکت همدلانه‌تری را نسبت به گذشته با اصلاح‌طلبان داشت. درواقع عملکردی که ما از جریان اصلاحات می‌بینیم، این است که آنها تا حدود زیادی از درون، خود را بازنگری و آسیب‌شناسی کرده و در مسیر تأثیرگذارتری گام برداشته‌اند.

‌جریان اصلاح‌طلب در سال ٩٢ به حسن روحانی رسید؛ گزینه‌ای که اگر اصولگرا نباشد، اصلاح‌طلب هم محسوب نمی‌شود. این تصمیم در یک ائتلاف گرفته شد، شما چنین تصمیمی را در راستای بازنگری صورت‌گرفته در جریان اصلاح‌طلب قلمداد می‌کنید یا آنکه این جریان صرفا برای اینکه بخواهد در ساختار حکومت باقی بماند و به‌عنوان یک بازیگر نقش‌آفرینی کند، چنین تصمیمی را گرفت؟
این تصمیم را می‌توان نتیجه همان بازنگری دانست و براساس آن اصلاح‌طلبان به این نتیجه رسیدند که از نامزدی حمایت کنند که مواضع نزدیک‌تری به آنان دارد و می‌تواند در شرایط دشوار به کشور کمک کند. این به معنای کوشش برای باقی‌ماندن در ساختار حکومت نیست، بلکه تأثیرگذاری بر روند امور، برای جلوگیری از بد‌ترشدن وضعیت است. البته در جبهه اصلاحات چه‌بسا نیروهایی هم هستند که به ماندن در ساختار نیز می‌اندیشند. همچنان‌که افرادی هم وجود دارند که انگیزه‌ای برای این كار ندارند. بنابراین نمی‌توان ادعا کرد که جریان اصلاح‌طلب خط اعتدال را پیش گرفت تا بتواند در حکومت جایی داشته باشد.

‌اما برای اینکه بتوانید منویات خود را عملی کنید، باید در ساختار حکومت باشید و اگر غیر از این باشد، شما در نقش اپوزیسیونی قرار می‌گیرید که شاید توان تغییر شرایط را نداشته باشد، درست است؟
برداشت من این است که ایران از لحاظ شرایط داخلی و خارجی، در شرایط بسیار سختی قرار دارد. براساس چنین برداشت و البته احساس مسئولیت در قبال ایران و اسلام است که فکر می‌کنم همه علاقه‌مندان به این آب و خاک در هر جایگاه و مقامی باید هرچه بیشتر در جهت میانه‌روی، همبستگی، تفاهم و گفت‌وگوی ملی حرکت کنند؛ یعنی اگر تا دیروز اصلاح‌طلبان، اصلاحات حداکثری یا ساختاری را مطالبه می‌کردند که ممکن بود مورد توافق قرار نگیرد و بر سر تحقق آن، چالش ایجاد شود، امروز به این نتیجه رسیده‌اند که به حداقل‌ها قناعت کنند برای اینکه شاید بتوان، برای بهبود اوضاع کشور یک گام به جلو برداشت.

بر این اساس، چنانچه دولت معتدلی روی کار آمده باشد و برای وزارتخانه‌ها از ما نظرخواهی کند، به او توصیه خواهیم کرد از انتخاب افرادی که مورد حساسیت هستند بپرهیزد و از نیروهای اصلاح‌طلب یا اصولگرای معتدل که نسبت به آنها حساسیت منفی نباشد استفاده کند تا شاید به دلیل هماهنگی بیشتری که با مراکز قدرت دارند، چالش‌ها به حداقل برسد و بیشتر بتوانند به کشور خدمت کنند.

‌شما در صحبت‌های خود خیلی از کلمه اعتدال استفاده می‌کنید! این در حالی است که به نظر می‌رسد گفتمان اعتدال هنوز پرورده نشده و بنیان آن بیشتر سلبی است تا ایجابی. برخی به‌خصوص طبقه اجتماعی حامی جریان اصلاح‌طلب ممکن است این برداشت را داشته باشد که قدرت عاقله اصلاح‌طلب در حال عدول از منویات خود و مواردی که از سال ۷۶ مطرح کرده، است. آیا اصرار شما بر این واژه، اصرار ویژه‌ای است و قرار است از این به بعد به جای گفتمان اصلاح‌طلبی از گفتمان اعتدالی صحبت کنیم؟ اگر چنین است، چگونه می‌خواهید این طبقه اجتماعی حامی اصلاحات را توجیه کنید؟
آنچه در شرایط کنونی به اعتدال معنا می‌دهد، بیشتر همان جنبه «سلبی» آن است. در کشور یک جریان افراطی وجود دارد که عملکرد آن به منافع ملی آسیب فراوان وارد کرده است و در این مرحله چنانچه بتوان در جهت نفی همین افراط‌گرایی گام برداشت، موفقیت است و این خود حرکتی اصلاح‌طلبانه است. باید تأکید کنم که اصلاح‌طلبی اصولا نسبی بوده و هیچ‌گاه مطلق نیست. مردم هم کاملا متوجه هستند، شرایط را ارزیابی کرده و درک می‌کنند. به‌عنوان نمونه، شرایط فعلی ایران به‌ویژه با روی‌کار‌آمدن دولت جدید آمریکا، چه در داخل و چه در صحنه بین‌المللی می‌تواند نگران‌کننده باشد. در چنین فضایی، برخی جریانات یا افراد، شاید ناخواسته رفتاری می‌کنند که ممکن است خطراتی متوجه ایران شود.

حال چنانچه جریانی در نفی این خواسته عمل کند، شما می‌توانید اسم آن را اعتدال بگذارید. در این موضوع، «اعتدال» با «اصلاح‌طلبی» همپوشانی دارد. اساسا اصلاح‌طلبی صفر و صدی نیست و طیف گسترده‌ای را هم شامل می‌شود. نکته دیگر اینکه نباید در ذهن ما نقش ببندد که هر گامی بر‌می‌داریم، باید کامل و جامع باشد. برای مثال چنانچه از نظر شرایط خاص و محدودیت‌های موجود برای جریان اصلاحات، این احتمال باشد که اکثریت مجلس شورای اسلامی را افراطی‌ها تشکیل بدهند، هر گامی که باعث شود این اکثریت، به یک جمع شکننده تبدیل شود، خود، گام مثبتی است. به تعبیر حضرت علی علیه‌السلام: «ما لا یدرک کله لا یترک کله» کاری را که نمی‌توان به شکل کامل انجام داد، نباید از اساس ترک کرد.

البته بهتر است نگاهی هم به بازخوردها داشته باشیم. شاید این استدلال برای بدنه حامی جریان اصلاحات خیلی قانع‌کننده نباشد. صرفا این نفی‌کردن بدون اینکه ما‌بازایی داشته باشد و بدون اینکه مخاطب اجتماعی در نظر گرفته شود، نمی‌تواند انتظارات را برآورده کند. منظور من این است که اگر گفتمان اصلاح‌طلبی از نظر شما در بازخوانی به این نتیجه رسیده که در شرایط فعلی نمی‌توان شعارهای خود را زنده نگه دارد و باید به اولویت‌های دیگری که مختص شرایط امروز است، بسنده كند، باید آن را با صراحت با مخاطب در میان گذاشت.<