باروری یا باربری در دارالعباده یزد



محمد مسعود مناقبی

یزدفردا:اینروزها مردم شاهد پراکنده شدن ابرها برفراز دستگاه های مرتبط با باروری ابرها در منطقه شیرکوه همزمان با غرش هواپیمای مرتبط با این موضوع هستند .چندسالی است که از راه اندازی این سیستم در استان یزد گذشته است وهمگان چشم به این داشتند که این سیستم ابرها را بارور کرده و برکات آن بر شیرکوه جاری خواهد شد .اما هرچه که از این زمان گذشته مردم نتیجه معکوسی را از آسمان شاهدند ویزد در این چندسال اخیر بدترین خشکسالی ها را به چشم خود دیده وتمام هستی اش جلوی چشم اش دود شده وبسان مادری است که مرگ کودک خویش را به چشم می بیند .همه دود است که از زمین کشتمون کشاورزان بلند می شود و غبار است که از معادن سنگ منطقه بر چهره پیره مرد روستائی می نشیند .

 .بعضا گفته میشود که حاصل این باروری ابرها بر فلان کویر ریخته است ویا حتی آثارش در انتهای مسیرابرها در افغانستان ملاحظه شده است . برخی هم بر این بارورند که رسالت این سیستم نه باروری که باربری ابرها تا دوردست های ناکجاآباد است.چرا که شاهد مدعا در جریان بازیهای المپیک زمستانی مسکو در روسیه تجربه شده است و کشور  صاحب این سیستم با کمک همین سامانه مانع از بارش ابرها برفراز مسکو و استادیوم مسابقات جهانی خویش بوده است .

از طرفی بحث کشوری این سیستم این گمان را ایجاد کرده که حاصل این تلاش ها بارش فراوان تر بر مناطق پرباران غرب کشور بوده است . وعده ای نیز معتقدند بین این عدم بارش ها در دامنه های شیرکوه و بارورسازی برخی معادن استان که برخی از آنها ارزیابی محیط زیست استانی خود را بدست نیاورد و پروانه اش باطل شده ارتباطی معنا دار وجود دارد .بهر روی ناتوانی مردم در اثبات واقعیت های این سیستم باروری ابرها و این مرکز تحقیقاتی که بودجه زیادی از کشور مصروف آن شده است مردم را به این صرافت رسانیده است که اگر این سیستم در این چند سال عمرخود در ایران کاری پیش نبرده ودر تحقق اهداف خود موفق نبوده است آیا بهتر نیست که برای چند سالی خاموش شده واز دور فعالیت خارج شود ؟ حسن این موضوع حداقل در این است که هزینه ای از کیسه بیت المال در این بحبوهه بی پولی بیت المال خرج نمی شود ومردم نیز بنظر راضی تر هستند .واما اینکه با اینهمه دم ودستگاه وپرسنل وردیف بودجه و ... آیا چنین امری ممکن است یا خیر ؟ نیز خود مقوله دیگری است.

از طرفی اهالی شهرستان تفت وبخصوص ساکنین روستاها که از کارکرد منفی معادن وتاثیر منفی آن بر  جاده ها وقنوات خویش شاکی ونگران هستند این پرسش را مطرح می کنند که چرا در توزیع منابع آب استان وبخصوص در اجرای خط دوم انتقال آب از سرشاخه های کارون عدالت رعایت نشده و آب شرب وبهداشت اهالی این روستاها بعنوان کمترین مطالبه بحق شان مورد توجه قرار نگرفته است ؟ آیا واقعا وحی منزل است که هردو خط انتقال آب از یکی دوشهرستان خاص بگذرد؟ واین درحالی است که استان های بالا دست نظیر اصفهان وچهارمحال مدعی بهره گیری از آب انتقالی یزد در صنایع هستند!!!

آیا این ادعای استان های بالادست صحت دارد ؟ ودرهرصورت آیا حق این مردم ضعیف روستائی نیست که حداقل آب شرب وبهداشت شان را فراهم کنیم ؟ اینروزها حتی درذهن جمعیت فراوانی که از روستاهای شهرستان تفت به خاطر نبود زیرساخت ها وبخصوص مقوله آب و تبعیض بین روستائی ومعدن دار به مرکز استان ودیگر استان ها مهاجرت کرده اند نیز فراوان است .سوالاتی که کمتر به آنها پاسخ داده شده است..

نکند که باروری امیدها وعدالت خواهی های مردم در یزد به باربری امیدهایشان دراستان دارالعباده   بدل شود ؟

چنین مباد!!!

با احترام

تفتی تباران












کاربران آنلاین

نظرهای کاربران