اخبار: آخرین بروز رسانی : 06 اسفند 1395 - 11:32
اخرین اخبار
 تيم دولت سابق در یزد از چه كسي در شورا حمايت مي كند؟

 بازدید معاون استاندار و فرماندار ویژه شهرستان طبس از روند اجرای تکمیل موزه میراث زمین در شهرستان

 دیدار اعضای هیات رئیسه نمایندگی نظام مهندسی ساختمان طبس با مهندس طلائی معاونت محترم استاندار و فرماندار ویژه شهرستان طبس

 حضور معاون استاندار وفرماندارویژه طبس در کارگاه پیشگیری ازمفاسداجتماعی

 تعامل همه‌جانبه برای کاهش هزینه‌های مادی و معنوی بیماران خاص

 هویت یزد با حفظ مناسبت‌ها حفظ می‌شود

 فرهنگ گردشگری با ارتباطات جهانی تقویت می‌شود

 استان از وجود معتادان و خرده‌فروشان پاک‌سازی می‌شود

 گروه های مردم نهاد یکی از ابزار بسیار مفید و کارآمد در خصوص ساماندهی امور جوانان است

 امروز نبرد کفر باحق جنگ نرم وجنگ اقتصادی است

 موفقیتی دیگر برای صدا و سیمای مرکز یزد

 یزد در زمینه گردشگری به ظرفیتی بین‌المللی دست یافته است

 دردانه را از شبکه تابان ببینید

 مستند رخصت دررادیویزد

 برگزاری دوره آموزشی مشاوره و هدایت شغلی مقدماتی برای اولین بار در اداره کل آموزش فنی و حرفه ای استان یزد

 بازدید اساتید هیات علمی دانشگاه یزد از مرکز آموزش فنی و حرفه ای آیت ا... خامنه ای شماره یک یزد

 ویژه های مستند در شبکه تابان

 صدا و سیمای مرکز یزد به استقبال نوروز 96 می رود

 تجلیل رییس بنیاد شهید یزد از مدیرکل صداوسیما

 حضور فرماندار شهرستان بافق در اداره کل آموزش فنی و حرفه ای استان

 چهل کچل از یاد مخاطبان پاک نمی شود

 برگزاری شورای مدیریت بحران شهرستان تفت برای بررسی موضوع آنفولانزای حاد پرندگان

 دیدار مدیرکل تامین اجتماعی استان یزد با سرپرست فرمانداری بافق

 مراسم کلنگ زنی احداث المان مزار شهدای گمنام در دانشگاه آزاداسلامی طبس با حضور مهندس طلائی و امام جمعه موقت و جمعی از مسئولین

 اعزام تیم هندبال جوانان پیشگامان به مرحله نهایی مسابقات قهرمانی کشور

 روحانیون و تشکل‌های اجتماعی دو گروه تأثیرگذار در ارتقای اجتماعی و فرهنگی

 شرایط ثبت نام کاندیداهای پنجمین دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا

 جلسه شورای هیئت های مذهبی در محل هیئت ابوالفضلی با حضور مهندس طلائی

 پيام تبريك مهندس طلائي مقدم معاون استاندار و فرماندار ويژه شهرستان طبس بمناسبت پنجم اسفند به تمام مهندسين

 ثبت رویدادهای کارآفرینی یک رویکرد موج‌آفرین در اشتغال استان است

 نظارت شورای شهر بر شهرداری و نظارت مردم بر شورای شهر ( حسین کمالی میرزایی )

 رئیس مرکز مدیریت حوادث و فوریت های پزشکی استان یزد بر ضرورت ادغام مراکز پیام اورژانس پیش بیمارستانی شهرستان های تابعه استان یزد در واحد ارتباطات مرکز استان تاکید کرد

 مراسم کلنگ زنی آموزشگاه 6 کلاسه آبیاری در روستای نصرآباد شهرستان تفت برگزار شد.

 پرداخت تسهیلات با توجه به سطح صنعتی استان‌ها باشد

 تشکیل جلسه شوراي راهبري توسعه مديريت اداره کل آموزش فنی و حرفه ای استان یزد

 اداره کل آموزش فنی و حرفه ای استان یزد اعلام کرد: صدور و دریافت کارت مهارت بصورت الکترونیکی

 بازديد كارشناس وزارت راه و شهرسازي از معابر اصلي بخش گاريزات

 طرح بین المللی منارید شهرستان در مرحله اجرا قرار گرفت

 آمادگی نیروهای بسیجی برای برگزاری رزمایش بزرگ «الی بیت المقدس» در مهریز

 نگاه فراجناحی صباغیان در استیضاح وزیر راه

 آنفولوآنزای فوق حاد پرندگان در یزد پاک‌سازی شد/ مردم یزد منتظر توضیح متخصصان از شبکۀ استانی باشند

 بازدید سرپرست فرمانداری و بخشداری مرکزی بافق از روستای رضائیه

 برگزاری مراسم عزای حضرت فاطمه(س)

 بازدیدمعاون استانداروفرماندارویژه بهمراه جلالی مدیر آموزش وپرورش ازروندبازسازی زمین چمن ورزشگاه

 لوح تقدیر امام جمعه محترم شهرستان بافق و ریاست آموزش و پروش ازجناب مهندس طلائی مقدم فرماندار محبوب طبس

 لزوم ارائه گواهی عدم سوء پیشینه برای کاندیداتوری انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا

 داوطلبان انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا برای دریافت گواهی عدم سوء پیشینه اقدام کنند

 راه اندازی و فعالیت پست قرنطینه دامپزشکی درقسمت ورودی شهرستان ابرکوه

 حضور مدیریت اسناد و کتابخانه ملی استان در نمایشگاه کتاب یزد

  ابلاغ شیوه نامه بیستمین برنامه معلم پژوهنده

نسخه فابل چاپ  
به خاطر شوهرم قتل مادرش را گردن گرفتم!!!(عجیب اما واقعی)

شوهرم مادرش را کشت به من گفت توگردن بگیر!!!!

04 بهمن 1394 - 15:46                          تعداد بازدید: 6737                          کد خبر : 117528


لحظه مرگ// بر اساس ماجرای واقعی

یزدفردا"سرویس اجتماعی"خبرهای پلیسی" محمد حسین كریمی"خیلی ناامید بود و هر لحظه به مرگ نزدیكتر می شد، او فریب خورده بود و حالا باید تاوانش را پس می داد.

ناامیدی تمام وجودش را فرا گرفته بود، از این که مرگی زودرس برایش رقم می­خورد، نگران بود.

در و دیوار زندان برایش بوی مرگ می داد، هر کجا را نگاه می­کرد تصویر حکاکی شده طناب دار را می دید. هر ثانیه، ساعت که جلو می رفت یک قدم به مرگ نزدیک تر می شد.

روی تختش دراز کشیده بود. سقف سلول را تماشا می کرد، لحظه ای به یاد پسر 4 ساله اش افتاد خون دل خوردن هایی که برای پسرش کشید به یادش آمد.

چشمانش را روی هم گذاشت، به وداع آخرش با پسرکش فکر کرد از آینده­ای که می خواست برای بچه اش رقم بخورد هراسان بود.

خیلی ناامید بود درست مثل زمانی که می خواست رضایت پدر و مادرش را برای ازدواج با حامد بگیرد ولی آنها زیر بار نمی رفتند.

"بهناز" آنقدر اصرار کرد تا کار به جایی کشید که پدرش او را به خود وا گذاشت و گفت: هر غلطی می خواهی بکن ولی باید دور من را خط بکشی و فراموش کنی که پدر داری .

باهمه این وجود "بهناز" زیر بار این حرفها نرفت و حاضر شد قید خانواده اش را بزند و با حامد ازدواج کند و تمام امتیازاتی را که پدر قرار بود به او بدهد نادیده بگیرد؛ ولی اکنون او در زندان به سر می برد و منتظر لحظه مرگش بود .

شب داشت به نیمه­ های خود می­رسید و "بهناز" چون مرغی پرکنده سرگردان، حیران از حکمی بود که برایش بریده شده بود.

 هیچ راه بازگشتی نبود انگار خواهش های او پیش خداوند هیچ سودی نداشت و حکمش باید اجرا می شد .

بهناز خودش در دادگاه اعتراف کرده بود که با ضربه چاقو مادر شوهرش را از پای در آورده، برای اینکه زودتر شوهرش به اموال و دارایی آنها برسد در حالیکه زمانی که قتل صورت گرفت او در خانه خودش مشغول تکان دادن گهواره ی بچه اش بود .

وقتی به این فکر می کرد که چه طور حرف­های حامد را گوش داده و خودش را قاتل معرفی کرده برای اینکه شوهرش را از قتل تبرئه کند خنده اش می گرفت.

 به یاد حامد می­افتاد که می گفت: "گوش کن خانمی من این کار را فقط به خاطر آینده تو و بچه ­­ام کردم در ضمن مادرم سرطان داشت و با شیمی درمانی زنده بود دوست نداشتم او تمام پول هایش را خرج خودش کند".

آخه من هم آدمم به فکر روزهای خوب باش ، اگه تو خودت را قاتل معرفی کنی، مادر من که به غیر از من کسی را نداره و من در جلسات اول و دوم دادگاه می خوام که قاضی تو را قصاص کنه ولی جلسه سوم مطمئن باش می بخشمت .

بهناز وقتی این حرف­ها را شنید محکم زد توی گوش حامد طوری که رد هر پنج انگشتش روی صورت او ماند؛ ولی حامد ول کن ماجرا نبود.

حامد آنقدر توی گوش بهناز خواند، که او هم رفت پیش پلیس و خودش را قاتل معرفی کرد و تمام جزئیات قتل را که حامد یادش داده بود بدون هیچ کم و کاستی گفت.

کارهای حامد حساب شده و دقیق بود؛ گذاشت تمام کارها طبق نقشه پیش رفت ولی جایی که قرار بود رضایت بده این کار را نکرد و دادگاه رای خودش را صادر کرد .

بهناز طوری عاشقانه حامد را دوست داشت که حاضر شد جای او خودش را به پلیس معرفی کند و از اینکه عشقش آزاد باشه خوشحال بود ولی همین که فهمید حامد چه نقشه ای برای او کشیده تازه فهمید چه بلایی سرش آمده دیگه حکم صادر شده بود و او نمی توانست هیچ کاری انجام بدهد .

ساعت دو نیم شب بود آخرین ساعات عمر بهناز در حال سپری شدن بود و مثل یک چشم بهم زدن لحظه آخر سر رسید.

پدرو مادر بهناز به دست و پای حامد افتاده بودند و دائم داشتند او را قسم می­دادند که رضایت بده ولی او قبول نکرد تا اینکه دو مامور زن دست بهناز را گرفتند و به طرف طناب دار هدایت کردند و طناب دار را دور گردنش بستند.

همین که سرباز می خواست با لگد به زیر سکو بزند یکی گفت دست نگه دارید بر طبق این حکم شما باید اعدام را متوقف کنید.

 وکیل بهناز بود که توانسته بود برای بی­گناهی او ادله­ ی خوبی را به قاضی نشون بده و شاهدی را پیدا کند که در لحظه ی قتل، بهناز در خانه خودش بوده است .

بهناز آزاد شد ولی هیچ وقت حرف­هایی که حامد بهش می زد را فراموش نمی کرد. همیشه خدا را شکر می کرد که بیگناهی اش ثابت شده و خوشحال بود از اینکه حامد با اون زن که طراح نقشه اش بود هر دو به دام قانون افتادند.



اخبار مرتبط با اردکان فردا


افراد آنلاین این خبر



اخبار مرتبط با اردکان فردا
برچسب‌ها: اعتراف انگشت پلیس پول جزییات چاقو خنده دادگاه زنده سرطان شیمی درمانی شوهر صادر عشق قاتل قانون قتل قصاص گوش ماجرا مادرشوهر محکم مرگ نقشه هدایت

در مورد این مطلب نظر دهید


اخبار مرتبط :

صفحه اول | آرشیو | پیوندها | تماس با ما | خبرخوان
تمامی حقوق این سایت برای سایت خبری یزد فردا محفوظ است .