اخبار: آخرین بروز رسانی : 04 فروردین 1396 - 16:21
اخرین اخبار
 در رثای "يزدِ فردا "

  برپایی نمایشگاه توانمندی های شهرستان بافق واقع در میدان خان تصاویر

 چندین انبار مهمات در اوکراین آتش گرفت

 ترافیک درجاده کرج -چالوس سنگین شد

 بارش برف تردد را درجاده چالوس کند کرده است

 تشکیل تیمی متشکل از کمیسیون های مختلف مجلس برای ریل گذاری منسجم در سال اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال

 ترامپ پیام نوروزی داد

 حمله تروریستی برابر پارلمان انگلیس+ تصاویر

 اشتغال اساس حرکت ‏زندگی و بیکاری سرآغاز تمام مفسده‌هاست

 چرا کسی این خانم را تحویل نمی‌گیرد؟!

 صالحی امیری: فرهنگ و انسان بستر اصلی توسعه است

 اغذیه فروشی‌ها و نانوایی‌ها در صدر شکایات مردمی

 پاسخ منفی آلکانترا به بارسلونا

 ورود هواپیماهای جدید، ضامن اشتغالزایی حمل و نقل

 چپ و راست در مقطعی سرنوشت‌ساز، بهم رسیدند

 متلک جدید به الله کرم، محسن رضایی و احمدی نژاد!

 زمان ثبت نام از داوطلبين پنجمين دوره شوراهاي اسلامی شهر و روستا تمديد نمی شود

 چی بودیم، چی شدیم؟!

 بازدید وزیر علوم ، تحقیقات و فناوری از آثار و ابنیه تاریخی باغشهر

 درخشش آفتاب کویر بر نگین بافق+تصاویر

 تا پایان سال 96 همه روستاهای بالای 20 خانوار به شبکه اینترنت وصل می شوند

 نشست سه جانبه نماینده حوزه انتخابیه مهریز و فرماندار بافق با وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات

 هجدهمین جلسه مجمع هم اندیشی توسعه شهرستان بافق برگزار شد+تصاویر

 فرماندار بافق: صنایع و كارگاه هاي مزاحم شهري بافق ساماندهي می شوند

 تحویل سال نو در جوار آستان مقدس امام زاده سیدمحمد رشکوئیه

 پیام نوروزی مسئول اتحادیه نوشت افزار، خرازان، لوازم آرایشی و کفش فروشان طبس

 بازدید وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات از چهار مرکز تاریخی میبد

 تلاش دولت تدبیروامید بهره‌مندی همۀ مردم از حق ارتباطات و فناوری اطلاعات است

 سرمایۀ مردم مبنای توسعۀ کشور است/ تضمین بازگشت سرمایه در حوزۀ ICT

 دیدار وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات و استاندار یزد با امام جمعهٔ میبد در روز اول نوروز

 آمار تعداد داوطلبان انتخابات شوراهاي اسلامی شهر و روستا در استان به305 نفر رسید

 پیام نوروزی بخشدارگاریزات

 گزارش تصویری نشست خبری مهندس موسوی نماینده مردم شریف یزد و اشکذر

 82 روستاي یزد در دولت تدبیر و امید دارای پوشش اینترنت شدند/ فعالیت ۴۶درصد شرکت های پارک علم و فناوری استان در حوزهٔ ICT

 ارتباطات و فناوری اطلاعات دیگر بخش های کشور را توانمند می کند/ محدودیت در اینترنت مانع توسعه است

 هدف وزارت ارتباطات افزایش دسترسی‌های ارتباطی است

 هدف‌گذاری دولت تدبیر و امید بهره‌مندی 90درصد روستاها از اینترنت است

 نصب خودپرداز در روستاها، اقدام ارزشمند پست‌بانک در یزد

 زیرساخت‌های ارائۀ خدمات جدید حوزۀ ارتباطات و فناوری اطلاعات در استان یزد فرآهم است

 پیام نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه یزد به مناسبت سال جدید

 پیام نوروزی محمدرضا صباغیان

 اسامی ، جدول ساعت پخش و معرفی سریال های نوروز 1396

 153 نفر در اولین روز ثبت نام به عنوان داوطلب شرکت در انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا ثبت نام کرده اند

 آغاز ثبت نام قطعي داوطلبين عضويت در شوراهاي اسلامی شهر و روستا

 پيام تبریک نوروزي مهندس طلايي مقدم به همدیاران خود بمناسبت عيد باستاني وآغاز سال 1396 خورشیدی

 پيام تبريك فرماندار بافق به مناسبت فرارسيدن سال 1396

 همزمان با سراسر کشور در 30 اسفندماه صورت پذیرفت؛ آغاز فرایند ثبت نام از داوطلبان نامزدی در انتخابات پنجمین دوره انتخاتبات شوراهای اسلامی شهر و روستا در شهرستان تفت

 ثبت نام از داوطلبان انتخابات شوراهای شهر و روستا شهرستان بافق آغاز شد

 نقدی بر مطلب " ظلم و جفایی که به هاشمی شد!!؟":به عنوان یک شهروند یزدی اولا احساس شرم می کند!!!

 در پاسخ به مطلب جناب باقری "ظلم و جفایی که به هاشمی شد!!؟" :لقد جئت شيئافريا!

نسخه فابل چاپ  
به خاطر شوهرم قتل مادرش را گردن گرفتم!!!(عجیب اما واقعی)

شوهرم مادرش را کشت به من گفت توگردن بگیر!!!!

04 بهمن 1394 - 15:46                          تعداد بازدید: 7173                          کد خبر : 117528


لحظه مرگ// بر اساس ماجرای واقعی

یزدفردا"سرویس اجتماعی"خبرهای پلیسی" محمد حسین كریمی"خیلی ناامید بود و هر لحظه به مرگ نزدیكتر می شد، او فریب خورده بود و حالا باید تاوانش را پس می داد.

ناامیدی تمام وجودش را فرا گرفته بود، از این که مرگی زودرس برایش رقم می­خورد، نگران بود.

در و دیوار زندان برایش بوی مرگ می داد، هر کجا را نگاه می­کرد تصویر حکاکی شده طناب دار را می دید. هر ثانیه، ساعت که جلو می رفت یک قدم به مرگ نزدیک تر می شد.

روی تختش دراز کشیده بود. سقف سلول را تماشا می کرد، لحظه ای به یاد پسر 4 ساله اش افتاد خون دل خوردن هایی که برای پسرش کشید به یادش آمد.

چشمانش را روی هم گذاشت، به وداع آخرش با پسرکش فکر کرد از آینده­ای که می خواست برای بچه اش رقم بخورد هراسان بود.

خیلی ناامید بود درست مثل زمانی که می خواست رضایت پدر و مادرش را برای ازدواج با حامد بگیرد ولی آنها زیر بار نمی رفتند.

"بهناز" آنقدر اصرار کرد تا کار به جایی کشید که پدرش او را به خود وا گذاشت و گفت: هر غلطی می خواهی بکن ولی باید دور من را خط بکشی و فراموش کنی که پدر داری .

باهمه این وجود "بهناز" زیر بار این حرفها نرفت و حاضر شد قید خانواده اش را بزند و با حامد ازدواج کند و تمام امتیازاتی را که پدر قرار بود به او بدهد نادیده بگیرد؛ ولی اکنون او در زندان به سر می برد و منتظر لحظه مرگش بود .

شب داشت به نیمه­ های خود می­رسید و "بهناز" چون مرغی پرکنده سرگردان، حیران از حکمی بود که برایش بریده شده بود.

 هیچ راه بازگشتی نبود انگار خواهش های او پیش خداوند هیچ سودی نداشت و حکمش باید اجرا می شد .

بهناز خودش در دادگاه اعتراف کرده بود که با ضربه چاقو مادر شوهرش را از پای در آورده، برای اینکه زودتر شوهرش به اموال و دارایی آنها برسد در حالیکه زمانی که قتل صورت گرفت او در خانه خودش مشغول تکان دادن گهواره ی بچه اش بود .

وقتی به این فکر می کرد که چه طور حرف­های حامد را گوش داده و خودش را قاتل معرفی کرده برای اینکه شوهرش را از قتل تبرئه کند خنده اش می گرفت.

 به یاد حامد می­افتاد که می گفت: "گوش کن خانمی من این کار را فقط به خاطر آینده تو و بچه ­­ام کردم در ضمن مادرم سرطان داشت و با شیمی درمانی زنده بود دوست نداشتم او تمام پول هایش را خرج خودش کند".

آخه من هم آدمم به فکر روزهای خوب باش ، اگه تو خودت را قاتل معرفی کنی، مادر من که به غیر از من کسی را نداره و من در جلسات اول و دوم دادگاه می خوام که قاضی تو را قصاص کنه ولی جلسه سوم مطمئن باش می بخشمت .

بهناز وقتی این حرف­ها را شنید محکم زد توی گوش حامد طوری که رد هر پنج انگشتش روی صورت او ماند؛ ولی حامد ول کن ماجرا نبود.

حامد آنقدر توی گوش بهناز خواند، که او هم رفت پیش پلیس و خودش را قاتل معرفی کرد و تمام جزئیات قتل را که حامد یادش داده بود بدون هیچ کم و کاستی گفت.

کارهای حامد حساب شده و دقیق بود؛ گذاشت تمام کارها طبق نقشه پیش رفت ولی جایی که قرار بود رضایت بده این کار را نکرد و دادگاه رای خودش را صادر کرد .

بهناز طوری عاشقانه حامد را دوست داشت که حاضر شد جای او خودش را به پلیس معرفی کند و از اینکه عشقش آزاد باشه خوشحال بود ولی همین که فهمید حامد چه نقشه ای برای او کشیده تازه فهمید چه بلایی سرش آمده دیگه حکم صادر شده بود و او نمی توانست هیچ کاری انجام بدهد .

ساعت دو نیم شب بود آخرین ساعات عمر بهناز در حال سپری شدن بود و مثل یک چشم بهم زدن لحظه آخر سر رسید.

پدرو مادر بهناز به دست و پای حامد افتاده بودند و دائم داشتند او را قسم می­دادند که رضایت بده ولی او قبول نکرد تا اینکه دو مامور زن دست بهناز را گرفتند و به طرف طناب دار هدایت کردند و طناب دار را دور گردنش بستند.

همین که سرباز می خواست با لگد به زیر سکو بزند یکی گفت دست نگه دارید بر طبق این حکم شما باید اعدام را متوقف کنید.

 وکیل بهناز بود که توانسته بود برای بی­گناهی او ادله­ ی خوبی را به قاضی نشون بده و شاهدی را پیدا کند که در لحظه ی قتل، بهناز در خانه خودش بوده است .

بهناز آزاد شد ولی هیچ وقت حرف­هایی که حامد بهش می زد را فراموش نمی کرد. همیشه خدا را شکر می کرد که بیگناهی اش ثابت شده و خوشحال بود از اینکه حامد با اون زن که طراح نقشه اش بود هر دو به دام قانون افتادند.



اخبار مرتبط با اردکان فردا


افراد آنلاین این خبر



اخبار مرتبط با اردکان فردا
برچسب‌ها: اعتراف انگشت پلیس پول جزییات چاقو خنده دادگاه زنده سرطان شیمی درمانی شوهر صادر عشق قاتل قانون قتل قصاص گوش ماجرا مادرشوهر محکم مرگ نقشه هدایت

در مورد این مطلب نظر دهید


اخبار مرتبط :

صفحه اول | آرشیو | پیوندها | تماس با ما | خبرخوان
تمامی حقوق این سایت برای سایت خبری یزد فردا محفوظ است .