اخبار: آخرین بروز رسانی : 02 اسفند 1395 - 22:02
اخرین اخبار
 ديرين ديرين در يزد

 بیش از 3000 قطعه طیور زنده غیر مجاز عرضه شده در سطح استان یزد توقیف و جمع آوری شد.

 ليست قهرمانان سومین دوره مسابقات کشوری رزم طوس

 اعضای ستاد انتخابات شهرستان بافق منصوب شدند

 ثبت نام مجدد آزمون کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد اشکذر در سایت سازمان سنجش

 حراست از اصل ولایت فقیه مهمترین مسئله در حفاظت از انقلاب است

 پنجمين گردهمائي متصديان ايستگاه هاي آب و هواشناسي شركت آب منطقه اي يزد برگزارشد

 جشنواره فجر محل تسویه حساب شخصی شده است

 چرایی تعهد و مسئولیت

 2 میلیون دانش‌آموز در مسابقات ورزشی سال جاری حضور یافتند

  پنجمین مجمع عمومی فدراسیون ورزش دانش آموزی کشور دریزد

  راه اندازی یک مدرسه خاص دانش آموزان اُتیسم تا سال آینده در یزد

 مراسم یادبود درگذشتگان آجا استان برگزار شد

 دانش‌آموزان ورزش همگانی را ترویج کنند

 آگاهی بخشی؛بزرگترین مسئولیت اجتماعی و فرهنگی

 نشست مهندس طلائی برای رفع مشکلات کانسرام با مدیرعامل جدید، آقای دکتر اسماعیلی فرزند طبس

 یازدهمین نشست تخصصی اعضای شورای آموزش وپرورش شهرستان طبس با حضور طلائی مقدم ریاست شورای آموزش وپرورش شهرستان طبس برگزار شد

 با نهادینه کردن فرهنگ عذرخواهی موجبات عملکرد بهتر را فراهم آوریم

 احداث و تكميل ٥ كيلومتر انتهاي مسير به سازمان همياري شهرداري ها واگذار شده است

 ابزارهای نوین ارتباطی نمی‌تواند جایگزین کتاب‌های چاپی شود

 تسريع در گازرساني به مجتمع كارگاهي محصولات كنجدي شهرك صنعتي اردكان

 مدیرکل صداوسیمای مرکز یزد؛ نگاه جهان به اسلام تحت تاثیر قدرت رسانه است / نیازمند جهاد فرهنگی هستیم

 مدیر کل صدا و سیمای مرکز یزد از شهرستان بافق بازدید کرد

 امام جمعه موقت یزد: آیت‌الله هاشمی با شناخت سه اصل اسلام، انقلاب و زمان‌ از خود مردی برای تمام دوران حیات ساخت

 تجلیل از خدمات علمی دکتر پاپلی در دانشگاه آزاد اسلامی یزد

 نخستین گردهمایی دانش‌آموختگان گروه عمران واحد یزد برگزار می‌شود

 اعطای پروانه کارشناس استاندارد به سه عضو هیأت علمی واحد یزد

 رمپ های دو طرف پیاده رو جهت اتصال ، درخیابان قیام احداث خواهد شد

 بهترین دوست انسان کتاب است/فضای مجازی می تواند بازوی تبلیغي توانمند برای کتابخوانی باشد

 ورزشکار بافقی به عنوان کماندار برتر سال ۹۵ معرفی شد

 افتتاح نمایشگاه کتاب یزد با حمایت گروه تعاونی پیشگامان

 صعود تیم هندبال پیشگامان به مرحله حذفی لیگ دسته 2 کشور

 دوره آموزشي آشنايي با بورس كالا و فرابورس در يزد برگزار شد

 حضور خوشه طلاي يزد در نمايشگاه طلا و جواهر تهران

 فردا ؛آغاز بکارنهمین نمایشگاه بزرگ کتاب یزد

 گام_به_گام_تا_برگزاری_انتخاباتی_پرشور

 تبادل تفاهم نامه همکاری میان سازمان آموزش فنی و حرفه‌ای کشور و بنیاد قرآن

 ضرورت توسعۀ آموزش‌ها برای افزایش کارآیی نیروی انسانی دستگاه‌های استان

 اجراي برنامه هاي كاهش آسيب هاي اجتماعي در استان با اختصاص مبلغ 13 ميليارد ريال

 در شبکه تابان ایستگاه اعداد را ببینید

 اختتامیه هشتمین دوره از مسابقات ورزش پهلوانی دانش آموزی از سیمای شبکه تابان

 تفت نامزد پایتخت کتاب ایران شد

 توجه به نقش‌آفرینی بانوان برای پیشگیری از آسیبهای اجتماعی

 عیدی مستمری بگیران صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان و روستاییان استان یزد واریز شد.

 اجرای سامانۀ جامع انبارها گامی مؤثر در راستای شفاف‌سازی نظام توزیع است

 ضرورت ارتقای آگاهی و مشارکت مردم در حوزۀ مبارزه با قاچاق کالا

 راه اندازی یک مدرسه خاص دانش آموزان اُتیسم تا سال آینده در یزد

 هشدار به فرهنگیان استان یزد

 آغاز هشتمین دوره مسابقات کشوری کشتی پهلوانی و ورزش زورخانه ای دانش آموزان

 در حاشیه سفر معاون پژوهش و برنامه ریزی سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور به کشور آلمان صورت پذیرفت:انعقاد تفاهم نامه همکاری بین سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور وشرکت فستو

نسخه فابل چاپ  
همه اشتباهات تابش!!!/مقاله ای انتقادی از اشتباهات شخصی و استراتژیکی تابش در طول 16 سال نمایندگی مردم اردکان در مجلس شورای اسلامی(9نظر)

حمیدرضا مستوفی

10 آبان 1394 - 18:49                          تعداد بازدید: 6354                          کد خبر : 113314


این روزها جوی در بین دوستان حاکم شده که من اسمش را "تابش هراسی" گذاشته ام. وقتی ایده یک مقاله یا مطلب انتقادی از آقای دکتر را مطرح می کنی ، جوری نگاهت می کنند که انگار سرت به تنت زیادی می کند یا می خواهی خودت و خانواده ات را از نان خوردن بیندازی!!  اما گمان شخصی من این است که این مرض، توهمی بیش نیست و آقای تابش نماینده محترم مردم اردکان از سعه صدر و روحیه انتقادپذیری بالایی برخوردارند . ایشان قطعا انتقاد به جا و سازنده را به تملق و چاپلوسی و به به و چه چه های آبکی ترجیح خواهند داد و نان منتقدی را آجر نخواهند کرد. گذشته از این ها بنده متاسفانه یا خوشبختانه نانی ندارم که آجر بشود و اگر هم آجر بشود خدارا شکر می کنم چون در این بازار کساد اقتصادی همگان لااقل این را می دانند که بهای آجر کجا و قیمت نان کجا؟

 آشنایی نزدیک من با جناب آقای تابش به سال های دور گذشته برمی گردد و همانطور که دوستان می دانند بنده دو فیلم تبلیغاتی برای ایشان ساخته ام و با خلقیات آقای دکتر از نزدیک آشنایی دارم. طی شش سال فعالیت در کسوت خبرنگاری صداوسیما هم مرتبا خدمتشان می رسیدم و به مناسبت های مختلف مصاحبه های بی شماری از ایشان گرفته ام و به قول معروف این اندازه ها توی دم و دستگاهشان بوده ام. لذا به خوبی می دانم که حرف و حدیث های فراوانی که این روزها بر سر زبان هاست ، سازگاری چندانی با واقعیت ندارد. گواه ادعای بنده هم این است که در این سال ها انتقادات تندی از ایشان در رسانه های مختلف منتشر شده اما لااقل بنده تاکنون نشنیده ام از منتقدی شکایت کرده باشند و اصطلاحا نان کسی را آجر کرده باشند.

همه این ها به بنده جسارتی می دهد تا به تحلیل چالش ها و ضعف هایی بنشینم که یا خود استنباط کرده ام یا از دهان مردم کوچه و بازار شنیده ام و پس از کنکاش و بررسی به صدق آن پی برده ام. شاید دوستانی سوال کنند پس چرا امروز و در این برهه ؟ سوال به جایی است زیرا بنده تاکنون خبرنگار صداوسیما بوده ام و اجازه فعالیت سیاسی نداشته ام. برخی هم ممکن است محاسن و عملکرد مثبت ایشان را در عرصه های مختلف یادآوری کنند و مدعی شوند "عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگو". این هم حرف حسابی است و جواب این است که اولا رسالت منتقد، نقد کردن و اشاره به دردها و چالش هاست و نه ارائه گزارش عملکرد مسئولان. ثانیا آقای دکتر خودشان دستگاه عریض و طویلی دارند و مرتبا از خدمات شان در تریبون های رسمی و غیررسمی ،رسانه های شنیداری و دیداری و گروه های مجازی می گویند و از این بابت الحمدلله خلائی احساس نمی شود که بنده با زبان الکن خود آن را پر کنم.

لذا اگر هنوز هم کسانی به مشی اخلاق مدارانه آقای دکتر و کارکنان دفترشان در مواجهه با منتقدان شک دارند بنده می توانم نقش موش آزمایشگاهی را برایشان بازی کنم و با چشم خود ببینند که بنده پس از انتشار این مطلب همچنان خواهم زیست و همانطور که در این 33 سال آبرومندانه زندگی کرده ام و در محکمه ای مورد مواخذه قرار نگرفته ام و انگشت نمای خاص و عام نشده ام، در چند ماه پیش رو نیز ان شاالله مشکلی برایم پیش نخواهد آمد و مورد تنبیه و تهدید و گوشمالی و مواخذه قرار نخواهم گرفت. خدا را شکر خرده اختلاسی هم از ما سر نزده که چوب آبروبری ها و پرده دری های روسای مان را بخوریم!

این روزها هرجا می نشینی حرف از انتخابات است و تعجب می کنی که چرا مردم کوچه و بازار هم تا این حد قاطی سیاست شده اند و هر تحرکی را تحلیل می کنند و از آن معنایی سیاسی و انتخاباتی برداشت می کنند؟ لذا از این حیث این دوره انتخابات را بسیار حساس می دانم و احساس می کنم گروه های مجازی نظیر تلگرام و واتساپ و اینستاگرام و لاین و وایبر و ... شاخک های مردم را نسبت به گذشته تیزتر و ذائقه سیاسی مردم را دستخوش تغییراتی اساسی کرده است. برخی از سیاسیون خوش خیال که به نداشتن تلگرام و واتساپ و ... افتخار می کنند و بی سوادی خود را در لایه ای از افتادگی و سادگی و بی پیرایگی و تواضع پوشالی می پوشانند، معتقدند درصد بسیار کمی از مردم در گروه های مجازی عضویت دارند و از این بابت خیالشان جمع است که منتقدانی که در این گروه ها فعالند راه به جایی نخواهند برد اما غافل اند که امروزه به طور رسمی بیش از 22 میلیون نفر از جمعیت 75 میلیونی ایران در این گروه ها عضویت دارند و نه تنها مردم کوچه و بازار که حتی روستاییان هم از شیفتگان این پدیده اجتماعی و رسانه ای اند. جدا از آن منِ جوان که روز و شبم در تلگرام و واتساپ می گذرد باطبع خانواده خود را هم از کشف و شهودها و نظرات و دریافت های سیاسی و فرهنگی و اجتماعی ام بی نصیب نمی گذارم و کاری کرده ام که پدر و مادر کم سوادم هم هرشب خودشان به بهانه ای نوکی بزنند و مرا تخلیه اطلاعاتی کنند. پس امروزه روز این پدیده رسانه ای شوخی بردار نیست و در این دوره از انتخابات قرار است بارسنگینی به دوش بکشد. پیشترها تا می آمد شایعه ای بین مردم بپیچد، لااقل   می شد چاره ای برایش اندیشید اما امروز تا بیایی تکان بخوری شایعه، اثرش را گذاشته و تا سه قاره آن طرف تر هم رفته است.

مردم اردکان هم به واسطه سیاسی بودن شان، گرایشی باورنکردنی به این گروه ها یافته اند و بیشتر اقشار مردم از پزشک و بازاری تا روحانی و مسئول و کارمند و معلم و نظامی بخشی از اوقات خود را به سیر و سلوک در این گروه ها می گذرانند. ببینید کی این حرف را می زنم.حضرات! این دوره با دوره های قبل فرق می کند. ذائقه مردم تغییر کرده و حال عمومی مردم چیزی نو و تازه را طلب می کند. از ما گفتن از شما نشنیدن!!

اما برویم سر اصل مطلب یعنی همه اشتباهات آقای دکتر محمدرضا تابش نماینده محترم مردم اردکان در مجلس شورای اسلامی . این عناوین را آوردم تا خطای سرزده در تیتر را جبران کرده باشم و ان شاء الله به کسی هم برنخورده باشد، چرا که به قول ما رسانه ای ها تیتر شوخی بردار نیست و نمی شود توی تیتر به کسی نان قرض داد. از قدیم هم گفته اند هرچه تیتر کوچک تر ؛ جذاب تر. پس خطای ما را عفو بفرمایید!

خطای اول؛ بی معرفتی

آقای تابش تقریبا هر دو هفته یکبار در حوزه انتخابیه خود یعنی اردکان حاضرمی شوند و علاوه بر ملاقات های عمومی در دفترشان ، در محافل و مجالس فراوانی هم شرکت می کنند و از ظواهر امر برمی آید که وظیفه شان را در قبال مردم و مشکلات و گرفتاری هایشان انجام می دهند اما... اما با همه این تفاسیر این روزها هرجا بنشینی اولین گلایه مردم اصطلاحا "بی معرفتی تابش" است. این بی معرفتی در فرهنگ عامه مردم ما، معنایی غلیظ تر از آن چه دیگران از آن برداشت می کنند، دارد. یعنی اینطور بگویم که اردکانی ها بی معرفتی را خطایی بزرگ می انگارند.

یکی می گوید سال ها برای تابش تبلیغ کرده ام اما روز بعد از انتخابات و راهیابی ایشان به مجلس حتی جواب موبایلم را هم نداده اند. زنی که سال هاست در یکی از خیابان های اصلی شهر مغازه ای دارد و نسل اندر نسل ارادتمند خاندان خاتمی و تابش بوده ، شاکی است که وقتی برای شغل پسرش چندباری به موبایل آقای دکتر زنگ زده ، برخورد تندی با او شده. این زن پشت دستش را داغ کرده که دیگر نه چیزی از دکتر بخواهد نه برایش تبلیغ کند.

مسئولی که تا چندماه پیش عهده دار مسئولیتی در یکی از ارگان های شهر بوده می گوید:در طول دوران خدمتم کت بسته اوامر آقای دکتر و حتی نزدیکان ایشان را اطاعت می کردم و به گواه آمار و ارقام عملکرد خوبی هم داشتم اما سربزنگاهِ حذف و تغییر ، تابش نه تنها حمایتی از من نکرده که بعد از کنار گذاشته شدن ام ، حتی جواب تماس های مکرر بنده را نیز نداده است.

 پیرمرد رعیتی که از برخورد تند کارکنان دفتر آقای تابش شدیدا گلایه دارد ، می گوید: وقتی برای گرفتن وقت ملاقات به دفترشان مراجعه کردم بیش از ده دقیقه پشت در ایستاده بودم و در می زدم اما کسی در را باز نمی کرد. وقتی هم که در را باز کردند یک جمله گفتند: وقت آقای دکتر پر است و هفته آینده بیا! خواستم خواهشی بکنم و بگویم که از راه دور آمده ام اما در را بسته بودند.

خبرنگاری می گوید برای گرفتن یک مصاحبه بارها و بارها درخواست داده ام اما انگار آقای دکتر خبرنگاران اردکانی را خبرنگار نمی داند و تنها به سوالات خبرنگاران صداوسیما و خبرگزاری ها و روزنامه های سراسری پاسخ می دهد.

یا کارآفرینی که بارها به عنوان صادرکننده برتر ،کارآفرین برتر ، تولیدکننده برتر و ... از طرف روسای جمهور و وزرا مورد تجلیل قرار گرفته بارها اذعان کرده: آقای تابش از صنعتی که خودشان پایه گذار و حامی اش نباشند و نتوانند از آن بهره برداری تبلیغاتی و سیاسی کنند هیچ گونه حمایتی نمی کنند.

آن دسته از دوستان و نزدیکان و مبلغان و  اصلاح طلبان دو آتشه ای که ناله سر می دهند آقای دکتر پس از موفقیت در انتخابات دوره پیش، همه خدمات و زحمات و عرق های ریخته شده را پای درایت و تلاش و سختکوشی خودشان نوشته اند و از اهدای یک لوح تقدیر به اعضای ستادهای تبلیغاتی شان دریغ کرده اند هم در بین خیل عظیم منتقدان پیاده نظام ایشان رخ نمایی می کنند. و متعجب اند که آقای دکتر چطور توانسته اند زحمات طاقت فرسای مشتی جوان پوسترچسبان را که عمدتا از خانواده ها و محلاتی ضعیف جذب شده اند و عرق ریخته اند را نادیده بگیرند و با خیال آسوده در طیاره بنشینند و با به بهارستان بروند و چهارسال دیگر نمایندگی همین مردم را بکنند؟

لذا در این باب پای درددل هر فرد و گروهی بنشینی حرف و گلایه برای شنیدن و تاسف خوردن بسیار است . ختم کلام این که این روزها وجه مشترک همه انتقادات، "بی معرفتی تابش"!!! است.

خطای دوم؛ غرور تابش

این پنجمین دوره ای است که آقای تابش خود را برای شرکت در انتخابات مجلس آماده می کند. او افتخار چهار دوره نمایندگی مردم اردکان در مجالس ششم ، هفتم ، هشتم و نهم را دارد. انصافا عملکرد وی در 16 سال اخیر، عملکرد مثبت و قابل دفاعی بوده است. اشتغالزایی برای جوانان ،رونق و آبادانی شهرها و روستاها، توجه به ورزش و حمایت از ورزشکاران ، رونق اقتصادی شهرستان ، حل و رفع مشکلات روستاییان و بسیاری از خدمات شایسته دیگر، از تابش چهره ای موجه و تاثیرگذار در اذهان مردم ساخته است. اما تابش یک پاشنه آشیل دارد که دوست و دشمن بر آن صحه می گذارد: ضعف بزرگ تابش، غرور اوست. هم این غرور است که جایگاه او را تا این اندازه در بین توده های مردم تنزل داده و این روزها همه خدمات او را کم بها جلوه می دهد.

عده ای از مردم معتقدند تابش را باید به دو دوره تقسیم کرد و شناخت؛

1- دوره سه سال و نیم اول ادوار نمایندگی شان که با غرور و تفاخری عجیب و غریب توام است و همچون بلدوزری پرقدرت کارخانه می سازد ، اشتغال می آفریند و از سوی دیگر آدم ها را زیر ارابه موفقیت هایش، یکی پس از دیگری له می کند و به جلو می رود.

2- دوره  ای شش ماهه که غالبا با بازگشایی مدارس یعنی روز اول مهرماه سال آخر دوره چهارساله نمایندگی شان آغاز می شود و تا روز انتخابات در اسفندماه ادامه دارد. دوره ای کوتاه که آقای دکتر، به طرز شگفت آوری مهربان می شود. لبخندی ملیح روی لبانش می نشیند. از بس جلوی پای مردم بلند و خم و راست می شود ، شب ها دیسک کمرش عود می کند.( در این مورد هرچه طرف شان فقیرتر و ضعیف تر باشد در نظر تابش مهم تر و محترم تر جلوه می کند و بر دفعات و شدت و حدت تواضع او می افزاید. براین اساس هرچه نمایش زیباتر و استادانه تر روی صحنه برود ، طبیعتا تاثیرگذارتر و رای آورتر است.)

در این شش ماه عزیز و دوست داشتنی همه چیز جلای بهتری دارد. حتی ممکن است برای یک فوق دیپلم ادبیات هم کاری آبرومند پیدا شود. آقای دکتر شخصا به موجهین هرمحله زنگ می زنند و به عیادت شان می روند. با این که چربی دارند و در دوره سه سال و نیم اول ، توصیه پزشکان حاذق شان را مبنی بر پرهیز از شیرینی جات و چربی آلات مطلقا رعایت می کنند اما در دوره کوتاه شش ماهه دوم می شود تبصره ای هم قائل شد و تعارف رعیتی که با دستان لرزان یک جعبه شیرینی نان برنجی پیشکش کرده را با عصبانیت پس نزد. در این دوره کوتاه می توان ناپرهیزی های زیادی را از ایشان  به نظاره نشست! چرا؟ چون حالا مردم صاحبان اصلی انقلابند و هرگونه بی ادبی به ساحت آنان امری نابخشودنی است.

شخصا یکی از دلایل پیاده شدن نزدیکان آقای دکتر از اتوبوس ایشان را مشاهده تناقضاتی می دانم که با هیچ معیار اخلاقی و انسانی همخوانی ندارد. برخی از نزدیکان و شیفتگان هم این روزها پا سست کرده اند. در ظاهر هستند اما در باطن دلشان با دیگری است و جالب است که در خفا با رقیب بیعت هم کرده اند. این هم خطر بزرگ دیگری است که مختص این دوره است؛ دوستانی که دشمن اند اما جرات انتقاد و کناره گیری ندارند. پُستی دارند که طعم شیرینی دارد و زیر زبانشان مزه کرده است. جایگاهی دارند که تنها با تابش دارند نه بی او و اگر از اتوبوس پیاده شوند ، دیگر توی فامیل و در و همسایه و مردم حرف و خرشان برو ندارد.

عده ای هم نرمند ، اهل تعارف اند. ذاتا آدم رو به رو شدن و یکی به دو کردن نیستند . با دکتر رودربایستی دارند. در مقاطعی پا شُل کرده اند اما دکتر در دوره دوم شش ماهه شخصا کدورت ها را از دلشان درآورده. بستگانی هم دارند که با کناره گیری آن ها نانشان آجر می شود. (البته توضیح دادم که توی این دوره و زمانه آجر شدن نان نه تنها چیز بدی نیست که اتفاقا چیز خوبی هم می تواند باشد.)

تابش خود را انسانی کامل می داند. مردی سختکوش و وظیفه شناس که از ساعت 5 صبح تا پاسی از شب برای مردم زحمت می کشد و جان می کند اما مشکل اینجاست که گاه و بیگاه در مواجهه با کم کاری ها و سهل انگاری ها و بی مسئولیتی ها از همین سحرخیزی و تلاش خالصانه داد سخن سر می دهد و خدمات شبانه روزی اش را به مردم و مسئولان یادآوری می کند.

او بی تردید خود را الگوی بی بدیلی از یک مسئول در نظام جمهوری اسلامی می داند و انتظار دارد مسئولان اردکان هم پا به پایش کار کنند و مصوبات جلساتش را اجرایی کنند. اما واقعیت چیز دیگری است. آن ها که به زیرپرچم تابش بودن و نفس کشیدن در پرتو انفاس قدسی ایشان افتخار می کنند، با شنیدن خبر آمدن آقای دکتر به اردکان قالب تهی می کنند و ترس برشان می دارد. زیردستان و ارادتمندان عالیجناب ، همه ارادت شان زبانی است. در اتاق جلسات دفتر و نشست های بررسی مشکلات مردم در مساجد و روستاها همه امورات به سامان است و روبراه. مدیران کل استان هم هستند تا احیانا مشکلی روی زمین نماند. سرها مدام به نشانه تایید و تحسین پایین و بالا می رود و چه نکته ها که یادداشت نمی شود اما هواپیمای عالیجناب هنوز از روی زمین برنخاسته ، همه مصوبات و بله چشم گویی ها می رود روی هوا. مردم و صنعتگران خرده پایی که به گره گشایی از مشکلاتشان امیدها بسته اند ،چند روز بعد پشت درهای بسته آقایان مسئول آنقدر می نشینند تا خسته شوند و اگر هم موفق به زیارت روی ماه شان شوند بازهم همان وعده های سرخرمن و الخ ... .

 اهالی روستاهای اردکان معتقدند کمتر مصوبه ای در جلسات بررسی مشکلات اهالی روستاها اجرایی شده است. نمونه اش روستای ترک آباد و احمدآباد. صحت و سقمش را از راویان جویا شوید. جالب اینجاست که گاه تعداد مدیران و مسئولان حاضر در جلسات بررسی مشکلات مردم، بیش از اهالی همان روستاست. عده ای هم بیرون مسجد می نشینند و مدام چیزی زیر لب زمزمه می کنند و پوزخند می زنند. این عزیزان به نمایش های تبلیغاتی عالیجناب عادت کرده اند.

تابش به واسطه چهار دوره نمایندگی مردم در مجلس از نفوذ و اعتبار سیاسی بالایی برخوردار است و کافی است به وزرا یا معاونین شان زنگی بزند تا مشکلی بزرگ از سر راه برداشته شود اما دکتر تابش زمانی غول را از چراغ جادویش بیرون می کشد که عده زیادی از مردم به نظاره نشسته باشند  و او بتواند گوشی اش را روی بلندگو بگذارد و بعد بلندگوی گوشی اش را با سیبک بلندگوی مسجد یا حسینیه مماس کند تا همه صدای وزیر یا معاون وزیر یا رئیس فلان سازمان عریض و طویل دولتی را بشنوند و توی گوش هم بروند که عجب نماینده ای! عجب نفوذی ! عجب قدرتی! آن وسط چه قیچ و ویچی هم راه می افتد از مغازله بلندگوها و چه عصبی می کشد از مردم این سوت های کشدار لعنتی و آن وسط یکی پای دستگاه میکروفون مسجد هی پیچ ها را می چرخاند و هی عرق می ریزد و آخرسر هم یک چشم غره اساسی نصیبش می شود که تا عمر دارد اذیت اش می کند. این صحنه را حقیر بارها به چشم خود دیده ام و چه شرم ها که نکرده ام!

غیر از این باشد آقای دکتر مزاحم وزرا و بزرگان نمی شود.

تابش خود را انسان بزرگی می داند. او خواهرزاده حجت الاسلام و المسلمین سیدمحمدخاتمی رئیس جمهور سابق کشورمان است. نوه آیت الله سیدروح الله خاتمی بزرگ می باشد. و از این حیث خود را شایسته احترام و قدرشناسی مردم می داند. حق هم دارد . خاتمی بستگان زیادی دارد اما چرا تنها تابش موفق شده تا بالاترین رده های سیاسی رشد کند و در فراز و فرودهای سیاسی دوام بیاورد؟

یکی از دلایل شاید این باشد که دکتر رضا خاتمی و مهندس خلیلی نمایندگان مردم تهران و کرج در مجلس ششم بر اصول خود استوارند. اهل سازش و تساهل و تسامح سیاسی نبوده و نیستند. اصلاح طلب اند و پذیرفته اند که باید بهای مشی و اعتقادشان را پرداخت کنند. اما آقای دکترتابش اتفاقا هرچه در اردکان سرفراز و راست قامت است در پایتخت به طریق سازش و افتادگی حرکت می کند. در وقایع تلخ پس از انتخابات سال 88 همه تلاشش را برای فرونشاندن آتش فتنه به کار می گیرد. در دومین روز از درگیری های خیابانی در بخش خبری 21 سیما روبروی میکروفون صداوسیما به مردم توصیه می کند که به قانون و رئیس جمهور قانونی کشور تمکین کنند.( اگرچه روز بعد با اعتراض شدید اصلاح طلبان مواجه می شود و ادعا می کند صداوسیما مصاحبه او را گزینشی پخش کرده و اعتراض وی در صفحه سوم یکی از روزنامه های توقیف شده منتشر می شود اما مهم همان نقشی است که در یک بزنگاه تاریخی ایفا نموده و خوب هم ایفا نموده است. ) این حرکت او از نظر سیاسی قابل تحسین است. تابش هرگز از کاندیدای معترضی که تا چند روز پیش یکی از مبلغان سرسخت اش بوده دفاع نمی کند و به فریاد مرگ بر ... نمایندگان در مجلس وقعی نمی نهد. لابد می گوید بگذار هرچه می خواهند فریاد مرگ بر ... سر دهند تا مرگ بر فلانی دانشان پاره شود! این هم سیاستی است برای خودش.

نقش تابش در فرونشاندن آتش فتنه آنقدر بزرگ و کلیدی است که دوسال بعد سردار احمدی مقدم در برنامه دیروز،امروز ،فردا ضمن اشاره به نقش آفرینی دکترتابش در وقایع پس از انتخابات 88 مدعی می شود: در آن دوران آقای تابش رابط ما (حاکمیت ) و اصلاح طلبان بود. (نقل به مضمون)

http://yazdfarda.com/media/news_gal/file_109199.jpeg

آقای دکتر تابش اصالت خانوادگی ویژه ای دارد. او به خاندانی منتسب است که نقشی مهم و اثرگذار در انقلاب اسلامی ایفا کرده اند. خاندانی فهیم ، مبارز ، مردمدار،روشنفکر و معتمد که نه تنها اردکانی ها که همه ایرانیان احترام خاصی برای این خاندان فاضل قائل اند. اما آقای دکتر شاید فراموش کرده است که بهترین انسان ها باتقواترین آن هاست. و انسان باتقوا متواضع است و به درشتی با مردم و مسئولان رده پایین و بالای شهرستانی و استانی صحبت نمی کند. منت بر سر مردم نمی گذارد و توفیقات خود را نتیجه لطف و عنایت بی دریغ خداوند می داند نه صرفا حاصل ذکاوت و تلاش خود. انسان کامل فضل پدر را پای خود نمی نویسد.

من امروز با جسارت و صراحت تمام می گویم که مردم آزاده اردکان حالشان از این فخرفروشی ها و منت گزاری ها بد شده است و اگر دور اردکان را هم طلا بگیرید دیگر حاضر نیستند پای افاضات سراسر کبر و غرور حضرتعالی بنشینند و رای خود را تنها به صندوق شما بیندازند. با نهایت ادب عرض می کنم که مردم اردکان دریافته اند راه حضرتعالی از خاتمی جداست و با همه احترام و عزتی که برای آن مرد بزرگ قائلند این بار رای خود را با حساب و کتاب و قاعده ای دیگر به صندوق ها خواهند ریخت.

بنده با همه کوچکی و بی سروپایی خود به حضرتعالی توصیه می کنم دست از تحقیر و سرزنش مردم و نمایندگانشان در شوراهای شهر و روستا بردارید و با من من کردن هایتان حال ما را از این بدتر نکنید. آقای دکتر! ولله شما مردم شریف و نجیب اردکان را رعیت خود حساب می کنید و این نگاه تاریخی و زه گرفته را همین مردم از کلمه کلمه سخنانتان ، از نوع راه رفتنتان ، از عتاب و خطاب کردن هایتان و منت گذاشتن هایتان و لهجه متفاخر و غلیظ چرخابی تان با رگ و پوستشان لمس کرده اند.

آقای دکتر! تا کی قرار است منتقدان خود را مشتی آدم تازه به دوران رسیده و خرد و حقیر فرض کنید و برایشان خط و نشان بکشید؟ آقای دکتر! آقای دکتر تابش! باور کنید دوره ای سخت و نفسگیر پیش رو دارید و عزم خیلی ها برای گشودن فضای تنگی که ایجاد کرده اید ، جزم شده است. چند روز پیش دوستی به درستی می گفت: آقای تابش نمی داند اگر مردم او را نخواهند همه قدرت و نفوذ و اعتبارش به ریالی نخواهد ارزید. و چه خوب می گفت و چه درست تحلیل می کرد.

ما خرده پاها ، ما رعیت ها ، ما سر به تن نیرزیده های بی اصالت چه شما رای بیاورید و چه نیاورید زندگی مان را خواهیم کرد و از شما یا هرکس دیگر درخواستی نخواهیم داشت . چه رای بیاورید و چه نیاورید ما خرده پاها سود و زیانی نمی کنیم و راه به وزارتخانه و بنیاد و سازمانی نخواهیم جست. ما از بزرگان نیستیم و بزرگ نخواهیم شد اما به رسالت تاریخی و انسانی خود در این برهه از زمان عمل خواهیم کرد و همسو با شعار زنده باد مخالف من ، با قدرت،حضرتعالی را نقد می کنیم. نقد می کنیم تا دل های مردد و کم جرات را مطمئن کنیم و تلاش کنیم مردم در جو احساسی روزهای منتهی به اسفندماه باردیگر آرای خود را با سهل انگاری و بی تفاوتی به صندوق ها نریزند.

آن مردمی هم که ما می شناسیم و ازشان نان و گوجه و برنج می خریم ، غالبا دل از شما بریده اند و با دلخوری سرشان به کار خودشان گرم است.

حکایت این روزهای شما حکایت راننده ای است که دارد به گمان خود با مهارتِ تمام، اتوبوسی پراز مسافر را می راند و مدام از سفرها و تجربیات و تبحرش فرمایش می کند و به گونه ای سخن می گوید که انگار اگر او نبود کعنهو خدایی هم نبود و سال ها پیش سرازیر دره ها شده بودیم.

حکایت ما رعیت ها هم حکایت مسافرینی است که روی صندلی های لق و پق مان لم داده ایم و خودمان را به خواب زده ایم و نمی دانیم حالا که ما خوابیم شما برای کی دارید آنطور با تبحر رانندگی می کنید؟ حکایت ما حکایت مسافرینی است که به اجبار در اتوبوس شما نشسته ایم و صبرمان نیست به مقصد برسیم و از عرایض فخرفروشانه آقای راننده برهیم . صبرمان نیست از اتوبوس تان پیاده شویم و برای بازگشت، بلیط دیگری از تعاونی دیگری بگیریم و به سکوت و تواضع و ادب راننده ماهر دیگری ولو کم تجربه تر و کم نفوذتر اعتماد کنیم. راننده ای که مدام پرخاشمان نکند و به نافهمی و قدرناشناسی متهم مان نفرماید. راننده ای از جنس خودمان به همان میزان رعیت و رنج کشیده و دردمند.

آقای تابش! این روزها بسیاری از همراهان تان از آنها که مغز متفکر ستاد و دفترتان بوده اند تا آن جوانک های خشک آبادی و علی بیکی و کملاقیِ پوسترچسبانی که روزگاری نه چندان دور برای دفاع از شما سینه چاک می کردند ، در جلا و خفا از اتوبوس پر زرق و برق تان پیاده شده اند و حالا همین ها در این دوره هرآنچه در توان دارند را برای موفقیت رقیبتان به کار خواهند بست و از نفوذ کلام و اعتبارشان برای دیگری استفاده خواهند کرد.

آن روز که ما با شما بودیم پنهان نکردیم و امروز هم که نیستیم بگذارید نهفته نماند. ما با همه خردی مشق مردانگی می کنیم.

ادامه دارد...



اخبار مرتبط با اردکان فردا


افراد آنلاین این خبر



اخبار مرتبط با اردکان فردا
برچسب‌ها: اجتماعی تابش

نظرهای کاربران :
نام: جلالا
ایکاش همیشه این دوره ششماهه 2 ادامه داشت تا همیشه جناب دکتر خندان بود و به همه اقشار طبق تکه کلامش ارادت داشت ومخلص بود

نام: علیرضا
معلوم نیست ازکجا دلت پر است این وصله هابه این خانواده نمی چسبد

نام: سید صادق
احسنت برشما باید با آب طلا نوشت این گفتار را...

نام: صادق
یک اصلاح طلب محافظه کار

نام: سید
آدمها فقط آدمندنه بیشتر و نه کمتر..اگر کمترازان چیزی که هستندنگاهشان کنی انها را شکسته ای اگر بیشتراز ان که هستند حسابشان کنی تو را می شکنندبین این ادمها فقط و فقط باید عاقلانه زندگی کرد و بس..

نام: ح ن
حقیقتا که با صداقت نوشتی احسنت بر شما

نام: سیدحسین
در خبرها آمده آقای حسینی نژاد هم که قبلا نماینده دوره پنجم مردم اردکان در مجلس شورای اسلامی بوده مجددا کاندیدا شده اند. میخواهم به این آقایان(تابش و حسینی نژاد) بگویم اجازه بدهید دیگران هم فرصت خدمت پیدا کنند به گردش نخبگان بها بدهید و از دوران بازنشستگی خود و گذران زندگی و بودن با نوه هایتان لذت ببرید مطالعه کنید پارک بروید امور شخصی که تاکنون نتوانسته اید انجام بدهید را رسیدگی کنید دوستان قدیمی را بیابید و.... عدم واگذاری مناصب هنر و افتخار نیست نگاه کنید در کشورهای پیشرفته چطور افراد با کمال میل دست از قدرت میشویند و به زندگی شخصی خود می پردازند.این حس مسوولیت پذیری بیش از حد میتواند عوارض زیادی داشته باشد که به آنها توجه نمیشود و اثرات آن به مرور ظاهر می شود آقای تابش عزیز نگاه کن چند وقت قبل دچار سکته خفیف شدی و در بیمارشتان بستری. آیا تصور نمیکنی نمایندگی مجلس کاری استرس زا است که سلامت شما را مستقیما تهدید میکند؟ قدرت شیرین است مورد تکریم دیگران قرار گرفتن شیرین تر ولی .....

نام: ali
امان از منفعت های شخصی که حاضر است با تخریب شخصیت بزرگی همچون اقای تابش؛ نمک گیر دیگران شود!

نام: یهویی
با آبروی افرد بازی کردن درست نیست.نقد عملکرد یا نقد شخصیت؟مصداقهایی از عملکرد مطرح شود مناسب تر است تا شخصیت؟

نام: اردکانی
انتخابات نزدیک است و تخریب مردم محبوب اردکان محتمل/ جدی نگیرید

نام: سیدحسین
به نظرم پس از چهار دوره متوالی افتخار نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی زمان آن فرا رسیده که ایشان سکان را به اشخاص دیگری واگذار کنند. در هر جامعه ای طبیعی است مردم بعد از یک مدت طولانی بخواهند یک جابجایی در قدرت را شاهد باشند و چه خوب بود ایشان برای دوره جدید کاندیدا نمیشدند(البته بنده خبر ندارم ثبت نام کرده اند یا خیر). اگر آقای تابش بخواهند به عنوان یک اسطوره و نه یک فرد مستبد شناخته شوند بهتر است در این دوره کاندیدای انتخابات مجلس شورای اسلامی نشوند. سوای نظرات نویسنده که آقای تابش را به صفاتی متهم میکنند و اینجانب آنها را تایید یا رد نمی کنم میخواهم به ایشان توصیه کنم اگر از کاندیداتوری انصراف دهند عزت و افتخار بیشتری نصیبشان میشود و نامشان برای همیشه ماندگار خواهد ماند در غیر این صورت عده ای مترصد آن هستند که زحمات ایشان در طول سالهای گذشته را با ترور شخصیتشان بر باد دهند مضافا اینکه آقای تابش در این 16 سال هر ابتکار و اندیشه ای بوده از خود بروز داده اند و اکنون نوبت دیگران است. آقای تابش خود دانید متشکرم

نام: عابس مکی
نوشته ات بسیار خوب بود آقای مستوفی

نام: عباس آقا قصاب
قيمت نان كجا و آجر كجا ؟! جالب بود هرچند كل متن را نخواندم !!

نام: داوود
حالا که تابش به ایشون باج نداده و تحویلش نگرفته تابش بد شده.تا مدتی پیش که پادوییش و میکردی چی؟

نام: زبل خان
هه هه مجیز گو

در مورد این مطلب نظر دهید


اخبار مرتبط :

صفحه اول | آرشیو | پیوندها | تماس با ما | خبرخوان
تمامی حقوق این سایت برای سایت خبری یزد فردا محفوظ است .