اخبار: آخرین بروز رسانی : 01 بهمن 1395 - 05:33
اخرین اخبار
 مدیر کل راهداری و حمل و نقل جاده ای استان یزد، حادثه تلخ امروز را تسلیت گفت

 شهردار یزد در رابطه شایعه ترک خوردن پل باهنر :سازه پل باهنر شهریزد مشکل خاصی نداشته و خودروها همچو گذشته می توانند از آن استفاده نمایند+تصاویر پل و..

 آیت‌الله محمدرضا ناصری در دیدار رئیس سازمان بسیج علمی و پژوهشی کشور و فرمانده سپاه الغدیر یزد

 نمایشگاه بین‌المللی صنعت و معدن افتتاح شد

 یزد همگام با مثلث طلایی گردشگری برای توسعۀ کشور

 آیندۀ فرزندان ایران در گروی آگاه‌سازی و فرهنگ‌سازی دانشگاه فرهنگیان است

 با تولید محتوای فرهنگی از وقوع جرم در جامعه جلوگیری شود

 یزد میزبان فیلم‌های منتخب سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر

 حيات استان يزد به آب انتقا لي بستگي دارد

  اجرای فاضلاب شهری از افتخارات این دوره است

 افتتاح سالن ورزشی مجتمع اموزشی حضرت زهرا و اجازه شروع عملیات ساختمانی پروژه 288 واحدی فرهنگیان یزد

 پیگیری طلايي مقدم فرماندار طبس براي ايجاد منطقه ویژه فناوری معدنکاری کشور در طبس

  ولایت فقیه، انقلاب و شهدا محور اصلی همدلی است

 ديدار طلايي مقدم و طوسي با فرهادي سرپرست معاونت هماهنگي امور عمراني استانداري خراسان جنوبي

 نصب بيش از 2هزار علمك گاز طي سه ماه در بافق

 آیت‌الله هاشمی بزرگ‌ترین کارآفرین اقتصادی و فرهنگی ایران بود

 مجلس بزرگداشت بنیانگذار فقید دانشگاه آزاد اسلامی در شهرستان اشکذر

 استقبال مردم از غرفه یزد در نمایشگاه اسلو

  پرواز گردشگری از یزد به زاهدان برقرار شد

 ثبت سنگ تراشی مهریز در فهرست آثار ناملموس کشور

 بازدید سفیر کرواسی از بافت تاریخی شهر یزد

 اولین جلسه ستاد خدمات سفر ویژه نوروز 96 در شهرستان اردکان برگزار شد.

 زندگی از نگاه نقاشی

 معرفی سرپرست نمایندگی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شهرستان اشکذر

 مجمع عمومی عادي شرکت تعاونی دهياران بخش گاريزات برگزار شد

 سهم نیم درصد شهرداری‌ یزد همچون گذشته به کتابخانه‌ها پرداخت خواهد شد

 نشست مشترک كارشناسان شرکت سهامی آب منطقه ای یزد با کشاورزان شهرستان بهاباد

 نشست مشترک كارشناسان شرکت سهامی آب منطقه ای یزدبا کشاورزان شهرستان بافق

 آغاز طرح ليبل گذاري لاشه ها با راه اندازی کشتارگاه دام شهرستان میبد استان یزد

 اجرای طرح توزیع رایگان واکسن نیوکاسل در طیور خانگی شهرستان میبد

 پیام تبریک مهندس فرشید رئیس سازمان به مهندس رجبی رئیس شورای مرکزی سازمان نظام مهندسی ساختمان کشور

 آغاز احداث دو باب آموزشگاه صد در صد خیری در مهریز یزد

 ستاد دهه فجر انقلاب اسلامی در اداره اقتصاد و دارایی یزد فعالیت خود را آغاز کرد

 برگزاری جلسه هماهنگی بزرگداشت ایام الله دهه فجر انقلاب اسلامی در مرکز آموزش فنی و حرفه ای شهرستان تفت

 برگزاری جلسه هم اندیشی و هم فکری موسسات کار آموزی آزاد مرکز آموزش فنی وحرفه ای شهرستان تفت در آموزشگاه کیمیا

 حضور رییس دانشگاههای علمی کاربردی واحد استان یزددر مرکز آموزش فنی وحرفه ای شهرستان تفت

 کارآفرینی محور توسعۀ استان است/ ضرورت تقویت فرهنگ کار در بین نسل جوان

 اقدامات اقتصاد مقاومتی موجب بهبود معیشت و پرداخت زکات می‌شود

 ترمیم و آسفالت راه روستایی بافق -شادکام و قطرم با اعتبار 15 ميليارد ريال

 انتقال آب شرب به 2 روستاي بخش مركزي با اعتبار 4ميليارد ريالي

 تامين آب شرب روستاي قطرم بافق با اختصاص اعتبار پنج ميليارد ريالي

 صرفه جویی، تنها راه حل بحران کم آبی در استان یزد

 تجلیل از پیشگامان کار و سرمایه هوشمند و پیشگامان رسانه و آگهی زبده به عنوان کارآفرین برتر استان یزد

 حضور بندرخشک پیشگامان در نمایشگاه صنعت و معدن یزد

 زکات بیش از فعالیت‌های عمرانی در رفع نیاز فقرا مصرف شود

 ورزش زمینۀ شادابی جامعه را فراهم می‌کند

 به مناسبت زادروز فرهاد مهرداد+چند آهنگ ماندگار

 مشارکت مؤثر مردم یکی از راهکارهای تأمین آب آشامیدنی استان

 تأكيد دولت تدبير و اميد بر پاسخگويي به مردم

 بررسی روند توسعۀ شهرستان مهریز در بازدید استاندار از مناطق هفت گانۀ توسعه‌ای

نسخه فابل چاپ  
بر اساس داستان واقعی /دست تقدیر

05 اردیبهشت 1394 - 01:28                          تعداد بازدید: 4515                          کد خبر : 103534


یزدفردا"تهیه و تنظیم : ستوانیكم محمد مروتی:با هر سختی و جان كندنی كه بود بالاخره موفق شدم در یكی از مراكز دانشگاهی شهرمان قبول بشم ، در روزهای اول ترم دانشگاه با زهره آشنا شدم .

بر خلاف خواهر بزرگترم اخلاق و رفتار زهره خیلی شبیه من بود و در بیشتر مسئله ها با هم تفاهم داشتیم ، مثل رفتن به پارك ، رفتن به خرید ، اتنخاب رنگ لباس ، نوع كفش و ..

حس می كردم من و زهره فرزند دوقلویی هستیم كه فقط پدر و مادر و نام و نام خانوادگی ما با هم تفاوت دارد ، با هر مشكلی كه در خانه با آن روبرو می شدم زهره را سنگ صبور و هم درد خودم می دانستم .

ترم دوم دانشگاه متوجه علاقه یكی از هم كلاسی هایم به نام عقیل به خودم شدم ، عقیل پسر مودب و خوش برخورد و شیك پوشی بود ، عقیل تك پسر و بعلت وضعیت مناسب مالی پدرش دارای ماشین شخصی و اكثر پسرهای كلاسمان با او دوست بودند .

یك روز پس از خاتمه كلاس اول ، عقیل نزدیكم شد و از من خواست كمی با من صحبت كند ، من هم پذیرفتم و از او خواستم در محل خلوتی از دانشگاه كه هم كلاسی ها زیاد متوجه نشوند برویم ، عقیل هم پذیرفت .

در گوشه ای از محوطه بیرونی دانشگاه ، عقیل شروع كرد از خودش و خانواده اش صحبت كردن و از من خواست در مورد ازدواج و همچنین درخصوص خواستگاری با پدر و مادرم صحبت كنم ، من هم كه از اخلاق و رفتار عقیل خوشم می آمد قبول كردم در این خصوص با خانواده ام صحبت كنم و از او خواستم در این خصوص هم كلاسی ها باخبر نشوند .

از این موضوع بی خبر بودم كه زهره در جستجوی من ، صحبت كردنم را با عقیل می بیند و طی نقشه قبلی خودش را به عقیل نزدیك كرده و با بدگویی از من نزد عقیل ، خودش را در دل عقیل جا می كند .

موضوع خواستگاری عقیل را به مادر و خواهر بزرگترم گفتم و مادرم حاضر شد مراسم برگزار گردد ، هر چه منتظر عقیل شدم تا زمان خواستگاری را به من اطلاع دهد ، فایده ای نداشت .

هر بار نزدیكش می شدم تا با او صحبت كنم ، عقیل به بهانه ای از من دور می شد ، بعد از مدتی با خبر شدم زهره با عقیل عقد كرده است ، در ابتدا خودم را به بی خیالی زدم ولی پرس و جوهای خانواده ام افكارم را به هم ریخته بود ، به قدری از عمل زهره ناراحت شده بودم كه منتظر بودم تا از او انتقام سختی بگیرم .

با این اتفاق دیگر حواسم به درس و تحصیلم نبود و آن ترم از چند درس افتادم و به قدری ناراحت شدم كه به سرم زد از دانشگاه انصراف دهم ، در اوایل پدر و مادرم از این كارم خیلی عصبانی بودند ولی به مرور زمان وضعیت زندگیم عادی شد.

سعید پسر خا له ام كه دكتر عمومی و به تازگی از خدمت سربازی برگشته بود به خواستگاریم آمد و بنا بر تقدیر من هم با او ازدواج كردم ، سعید در همان سال موفق به قبولی در رشته تخصصی اعصاب و روان شد و بعد از چند سال ضمن كار در بیمارستان ، در یكی از مناطق خوب شهر مطب شخصی دایر كرد.

از بی كاری در خانه حوصله ام عجیب سر می رفت ، بنا بر پیشنهاد سعید تصمیم گرفتم به عنوان منشی در مطبش كار كنم ، در ابتدا اقوام و فامیل ، علی الخصوص پدر و مادرو خاله ام از من خواستند از این كار دست بكشم ولی سعید كه حسابی من را درك می كرد از من خواست به كارم ادامه دهم .

در یكی از روزها مریض بد حالی را بدون نوبت قبلی برای ویزیت پیش سعید آوردند ، وقتی به دفترچه بیمه اش نگاهم افتاد ، شوكه شدم ، زهره بود .

با اینكه همچنان كینه اش در دلم بود ، با دیدنش دلم برایش سوخت ، كنارش نشستم و علت حال و روزش را پرسیدم ، زهره با گریه و ناله گفت بعد از ازدواجش با عقیل ، همسرش در شركتی با دوستش شریك شدند ولی بعد از چند سال دوستش كلاه بزرگی سر اون می گذاره و كل دارایی شركت را بر می داره و فراری می شود.

عقیل كه حسابی توی دردسر افتاد به سفارش دوستانش برای رهایی از فكر وخیال به مواد مخدر معتاد و زندگی او را به آتش می كشه ، و بعلت فكر و خیال زیاد دچار بیماری اعصاب و روان شده .

زهره از من خواست وضع و حال زندگیم را براش تعریف كنم و من هم به دروغ به اون گفتم زن یك مرد كارگر معمولی شدم و وضع مالی زندگیم مناسب نیست و مجبور هستم برای خرجی زندگی منشی دكتر باشم ، بعد هم پیش سعید رفتم و از او خواستم هر كاری از دستش بر می آید برای زهره انجام بدهد.


دایره اجتماعی پلیس شهرستان اردكان



اخبار مرتبط با اردکان فردا


افراد آنلاین این خبر



اخبار مرتبط با اردکان فردا
برچسب‌ها: اجتماعی پلیس

در مورد این مطلب نظر دهید


اخبار مرتبط :

صفحه اول | آرشیو | پیوندها | تماس با ما | خبرخوان
تمامی حقوق این سایت برای سایت خبری یزد فردا محفوظ است .