اخبار: آخرین بروز رسانی : 08 اردیبهشت 1396 - 12:26
اخرین اخبار
 مبنای ستاد دکتر روحانی، حرکت بر اساس قانون و جمع گرایی نیروهای حامی دولت است

 موسویان: آمریکا جرات حمله به ایران را ندارد

 سقوط 2 درصدی قیمت طلا در سال ۲۰۱۷

 کنفرانس خبری ستاد روحانی در یزد

 ۵ ملوان روس گروگان گرفته شده در لیبی آزاد شدند

 پیروزی تیم ملی فوتبال ساحلی ایران برابر مکزیک

 پیروزی شیرین ایران در نخستین گام

 مرعشی: آقای قالیباف اینطوری نمی توانید ریییس جمهور شوید

 دیدگاه های وزیر اسبق آموزش و پرورش در باره عملکرد دولت یازدهم

 توقف آنژِی در حضور 16 دقیقه ای عزت اللهی مقابل قعرنشین

 پاکستان شهادت مرزبانان ایرانی را تسلیت گفت

 سومین یادمان استاد شهیر موسیقی ایران محمدرضا لطفی در گرگان برگزار شد

 اتمام محور یزد به بافق تا پایان شهریورماه سال جاری/ بهره برداری از محور بافق زرند تا 2ماه آینده

 واکنش تند سرمربی شیمیدر تهران به خبرنگاران

 میرسلیم:آن را که حساب پاک است از محاسبه..

 نقاط ضعف و قوت استقلال از دید یک پیشکسوت

 ۲ بازیکن استقلال باجناق شدند+عکس

  بارسلونا و بیشترین گل زده در اروپا

 عارف شهادت مرزبانان ایرانی را تسلیت گفت

 افزایش زیبایی پوست با کمک مواد غذایی

 ملت ایران به دوره‌ای که کمترین شادی مردم، جرم انگاری شود برنمی‌گردد

 برای منتقدان جواد خیابانی/ زیاد هم ناشکر نباشید!

 پیام روحانی به نخست وزیر پاکستان: برای حفظ و ارتقاء روابط دو کشور، مسببین اقدام اخیر تروریستی به محکمه عدالت سپرده شوند

 معاون عمرانی استانداری پیشرفت طرح انتقال آب خلیج‌فارس به یزد را مطلوب ارزیابی کرد

 کاظمی و حسینی به مدال طلا دست پیدا کردند

  تسلیت عارف در پی حادثه تروریستی میرجاوه و شهادت مرزبانان

 نقطه‌ضعف عجیب تیم برانکو/ این را باور کنیم یا آن را؟

 پروازهای فرودگاه خرم‌آباد افزایش می‌یابد

 کشف ۳ تن پیش‌ساز موادمخدر توسط ماموران گمرک

 کارخانه ای که منتقدان روحانی تعطیل کردند

 برنامه سخنرانی ستادهای روحانی در کشور

 من مدافع اصلاح‌طلبی هستم

 مذاکره چراغ خاموش استقلال با 11 بازیکن

 ظریف و همسرش در محفل هنرمندان/تصاویر

 آقای گل استقلال کفش‌هایش به حراج گذاشت/تصویر

 مخالفان روحانی بر سر دوراهی انتخاب

 میرسلیم: هزینه تبلیغاتم را موتلفه می‎دهد

 شهدای میرجاوه

 در همه حال از حق و حقوق ساکنین مسکن مهر دفاع خواهیم کرد

 کاهش 30 درصدی ابتلا به سالک / نزول 80 درصدی آمار مبتلایان به بیماری تب مالت در شهرستان

 کوهپیمائی هفته سلامت در دومین روز از هفته سلامت معاونت استانداری پرسنل فرماندهی انتظامی شهرستان وشهردار در برنامه کوه پیمائی روستای خرو شرکت کردن

 سیب سلامت را به مردم هدیه خواهم داد

 بازدید معاون استاندار وفرماندار ویژه طبس وهمراهان از بزرگترین مجتمع شتر مرغ شهرستان و استان

 استقبال شهروندان یزدی از سومین جشنواره گلاب گیری هتل باغ جهانی پهلوانپور مهریز

 پایگاه‌های اطلاع رسانی ستاد انتخاباتی روحانی به طور رسمی رونمایی شدند

 عزم جدی عالیترین مقام اجرایی شهرستان برای اصلاح نژاد دام سبک شهرستان بعد از اولین جلسه کارگروه اقتصاد مقاومتی...

 یک واحد تولید کیسه های پلی پروپیلن در نیشابور بهره برداری شد

 اکبری: انگیزه زیادی برای کسب سکوی جهانی داریم/ وقتش رسیده که مزد زحمات‌مان را بگیریم

 شکایت والیبالیست بلغاری از تیم ایرانی به FIVB

 زیدان: ایسکو به قدری فوق‌العاده بود که هواداران لاکرونیا تشویقش کردند/ بازیکنان فوق‌العاده‌ای دارم

نسخه فابل چاپ  
بر اساس داستان واقعی /دست تقدیر

05 اردیبهشت 1394 - 01:28                          تعداد بازدید: 5194                          کد خبر : 103534


یزدفردا"تهیه و تنظیم : ستوانیكم محمد مروتی:با هر سختی و جان كندنی كه بود بالاخره موفق شدم در یكی از مراكز دانشگاهی شهرمان قبول بشم ، در روزهای اول ترم دانشگاه با زهره آشنا شدم .

بر خلاف خواهر بزرگترم اخلاق و رفتار زهره خیلی شبیه من بود و در بیشتر مسئله ها با هم تفاهم داشتیم ، مثل رفتن به پارك ، رفتن به خرید ، اتنخاب رنگ لباس ، نوع كفش و ..

حس می كردم من و زهره فرزند دوقلویی هستیم كه فقط پدر و مادر و نام و نام خانوادگی ما با هم تفاوت دارد ، با هر مشكلی كه در خانه با آن روبرو می شدم زهره را سنگ صبور و هم درد خودم می دانستم .

ترم دوم دانشگاه متوجه علاقه یكی از هم كلاسی هایم به نام عقیل به خودم شدم ، عقیل پسر مودب و خوش برخورد و شیك پوشی بود ، عقیل تك پسر و بعلت وضعیت مناسب مالی پدرش دارای ماشین شخصی و اكثر پسرهای كلاسمان با او دوست بودند .

یك روز پس از خاتمه كلاس اول ، عقیل نزدیكم شد و از من خواست كمی با من صحبت كند ، من هم پذیرفتم و از او خواستم در محل خلوتی از دانشگاه كه هم كلاسی ها زیاد متوجه نشوند برویم ، عقیل هم پذیرفت .

در گوشه ای از محوطه بیرونی دانشگاه ، عقیل شروع كرد از خودش و خانواده اش صحبت كردن و از من خواست در مورد ازدواج و همچنین درخصوص خواستگاری با پدر و مادرم صحبت كنم ، من هم كه از اخلاق و رفتار عقیل خوشم می آمد قبول كردم در این خصوص با خانواده ام صحبت كنم و از او خواستم در این خصوص هم كلاسی ها باخبر نشوند .

از این موضوع بی خبر بودم كه زهره در جستجوی من ، صحبت كردنم را با عقیل می بیند و طی نقشه قبلی خودش را به عقیل نزدیك كرده و با بدگویی از من نزد عقیل ، خودش را در دل عقیل جا می كند .

موضوع خواستگاری عقیل را به مادر و خواهر بزرگترم گفتم و مادرم حاضر شد مراسم برگزار گردد ، هر چه منتظر عقیل شدم تا زمان خواستگاری را به من اطلاع دهد ، فایده ای نداشت .

هر بار نزدیكش می شدم تا با او صحبت كنم ، عقیل به بهانه ای از من دور می شد ، بعد از مدتی با خبر شدم زهره با عقیل عقد كرده است ، در ابتدا خودم را به بی خیالی زدم ولی پرس و جوهای خانواده ام افكارم را به هم ریخته بود ، به قدری از عمل زهره ناراحت شده بودم كه منتظر بودم تا از او انتقام سختی بگیرم .

با این اتفاق دیگر حواسم به درس و تحصیلم نبود و آن ترم از چند درس افتادم و به قدری ناراحت شدم كه به سرم زد از دانشگاه انصراف دهم ، در اوایل پدر و مادرم از این كارم خیلی عصبانی بودند ولی به مرور زمان وضعیت زندگیم عادی شد.

سعید پسر خا له ام كه دكتر عمومی و به تازگی از خدمت سربازی برگشته بود به خواستگاریم آمد و بنا بر تقدیر من هم با او ازدواج كردم ، سعید در همان سال موفق به قبولی در رشته تخصصی اعصاب و روان شد و بعد از چند سال ضمن كار در بیمارستان ، در یكی از مناطق خوب شهر مطب شخصی دایر كرد.

از بی كاری در خانه حوصله ام عجیب سر می رفت ، بنا بر پیشنهاد سعید تصمیم گرفتم به عنوان منشی در مطبش كار كنم ، در ابتدا اقوام و فامیل ، علی الخصوص پدر و مادرو خاله ام از من خواستند از این كار دست بكشم ولی سعید كه حسابی من را درك می كرد از من خواست به كارم ادامه دهم .

در یكی از روزها مریض بد حالی را بدون نوبت قبلی برای ویزیت پیش سعید آوردند ، وقتی به دفترچه بیمه اش نگاهم افتاد ، شوكه شدم ، زهره بود .

با اینكه همچنان كینه اش در دلم بود ، با دیدنش دلم برایش سوخت ، كنارش نشستم و علت حال و روزش را پرسیدم ، زهره با گریه و ناله گفت بعد از ازدواجش با عقیل ، همسرش در شركتی با دوستش شریك شدند ولی بعد از چند سال دوستش كلاه بزرگی سر اون می گذاره و كل دارایی شركت را بر می داره و فراری می شود.

عقیل كه حسابی توی دردسر افتاد به سفارش دوستانش برای رهایی از فكر وخیال به مواد مخدر معتاد و زندگی او را به آتش می كشه ، و بعلت فكر و خیال زیاد دچار بیماری اعصاب و روان شده .

زهره از من خواست وضع و حال زندگیم را براش تعریف كنم و من هم به دروغ به اون گفتم زن یك مرد كارگر معمولی شدم و وضع مالی زندگیم مناسب نیست و مجبور هستم برای خرجی زندگی منشی دكتر باشم ، بعد هم پیش سعید رفتم و از او خواستم هر كاری از دستش بر می آید برای زهره انجام بدهد.


دایره اجتماعی پلیس شهرستان اردكان



اخبار مرتبط با اردکان فردا


افراد آنلاین این خبر



اخبار مرتبط با اردکان فردا
برچسب‌ها: اجتماعی پلیس

در مورد این مطلب نظر دهید


اخبار مرتبط :

صفحه اول | آرشیو | پیوندها | تماس با ما | خبرخوان
تمامی حقوق این سایت برای سایت خبری یزد فردا محفوظ است .