اخبار: آخرین بروز رسانی : 02 اسفند 1395 - 17:26
اخرین اخبار
 ليست قهرمانان سومین دوره مسابقات کشوری رزم طوس

 اعضای ستاد انتخابات شهرستان بافق منصوب شدند

 ثبت نام مجدد آزمون کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد اشکذر در سایت سازمان سنجش

 حراست از اصل ولایت فقیه مهمترین مسئله در حفاظت از انقلاب است

 پنجمين گردهمائي متصديان ايستگاه هاي آب و هواشناسي شركت آب منطقه اي يزد برگزارشد

 جشنواره فجر محل تسویه حساب شخصی شده است

 چرایی تعهد و مسئولیت

 2 میلیون دانش‌آموز در مسابقات ورزشی سال جاری حضور یافتند

  پنجمین مجمع عمومی فدراسیون ورزش دانش آموزی کشور دریزد

  راه اندازی یک مدرسه خاص دانش آموزان اُتیسم تا سال آینده در یزد

 مراسم یادبود درگذشتگان آجا استان برگزار شد

 دانش‌آموزان ورزش همگانی را ترویج کنند

 آگاهی بخشی؛بزرگترین مسئولیت اجتماعی و فرهنگی

 نشست مهندس طلائی برای رفع مشکلات کانسرام با مدیرعامل جدید، آقای دکتر اسماعیلی فرزند طبس

 یازدهمین نشست تخصصی اعضای شورای آموزش وپرورش شهرستان طبس با حضور طلائی مقدم ریاست شورای آموزش وپرورش شهرستان طبس برگزار شد

 با نهادینه کردن فرهنگ عذرخواهی موجبات عملکرد بهتر را فراهم آوریم

 احداث و تكميل ٥ كيلومتر انتهاي مسير به سازمان همياري شهرداري ها واگذار شده است

 ابزارهای نوین ارتباطی نمی‌تواند جایگزین کتاب‌های چاپی شود

 تسريع در گازرساني به مجتمع كارگاهي محصولات كنجدي شهرك صنعتي اردكان

 مدیرکل صداوسیمای مرکز یزد؛ نگاه جهان به اسلام تحت تاثیر قدرت رسانه است / نیازمند جهاد فرهنگی هستیم

 مدیر کل صدا و سیمای مرکز یزد از شهرستان بافق بازدید کرد

 امام جمعه موقت یزد: آیت‌الله هاشمی با شناخت سه اصل اسلام، انقلاب و زمان‌ از خود مردی برای تمام دوران حیات ساخت

 تجلیل از خدمات علمی دکتر پاپلی در دانشگاه آزاد اسلامی یزد

 نخستین گردهمایی دانش‌آموختگان گروه عمران واحد یزد برگزار می‌شود

 اعطای پروانه کارشناس استاندارد به سه عضو هیأت علمی واحد یزد

 رمپ های دو طرف پیاده رو جهت اتصال ، درخیابان قیام احداث خواهد شد

 بهترین دوست انسان کتاب است/فضای مجازی می تواند بازوی تبلیغي توانمند برای کتابخوانی باشد

 ورزشکار بافقی به عنوان کماندار برتر سال ۹۵ معرفی شد

 افتتاح نمایشگاه کتاب یزد با حمایت گروه تعاونی پیشگامان

 صعود تیم هندبال پیشگامان به مرحله حذفی لیگ دسته 2 کشور

 دوره آموزشي آشنايي با بورس كالا و فرابورس در يزد برگزار شد

 حضور خوشه طلاي يزد در نمايشگاه طلا و جواهر تهران

 فردا ؛آغاز بکارنهمین نمایشگاه بزرگ کتاب یزد

 گام_به_گام_تا_برگزاری_انتخاباتی_پرشور

 تبادل تفاهم نامه همکاری میان سازمان آموزش فنی و حرفه‌ای کشور و بنیاد قرآن

 ضرورت توسعۀ آموزش‌ها برای افزایش کارآیی نیروی انسانی دستگاه‌های استان

 اجراي برنامه هاي كاهش آسيب هاي اجتماعي در استان با اختصاص مبلغ 13 ميليارد ريال

 در شبکه تابان ایستگاه اعداد را ببینید

 اختتامیه هشتمین دوره از مسابقات ورزش پهلوانی دانش آموزی از سیمای شبکه تابان

 تفت نامزد پایتخت کتاب ایران شد

 توجه به نقش‌آفرینی بانوان برای پیشگیری از آسیبهای اجتماعی

 عیدی مستمری بگیران صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان و روستاییان استان یزد واریز شد.

 اجرای سامانۀ جامع انبارها گامی مؤثر در راستای شفاف‌سازی نظام توزیع است

 ضرورت ارتقای آگاهی و مشارکت مردم در حوزۀ مبارزه با قاچاق کالا

 راه اندازی یک مدرسه خاص دانش آموزان اُتیسم تا سال آینده در یزد

 هشدار به فرهنگیان استان یزد

 آغاز هشتمین دوره مسابقات کشوری کشتی پهلوانی و ورزش زورخانه ای دانش آموزان

 در حاشیه سفر معاون پژوهش و برنامه ریزی سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور به کشور آلمان صورت پذیرفت:انعقاد تفاهم نامه همکاری بین سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور وشرکت فستو

 سید محمد رضا مدرسی؛بافت تاریخی و ارزشمند خیابان قیام، دستخوش تغییرات اقتصادی و فرهنگی قرار گرفته است

 یزد ،قهرمان سومین دوره مسابقات شنای دارالعباده بانوان

نسخه فابل چاپ  
خيانت/ بر اساس ماجراي واقعي

ستوانيكم محمد مروتي

25 فروردین 1394 - 11:00                          تعداد بازدید: 5821                          کد خبر : 102973


 پدرم را در سانحه تصادف در كودكي از دست دادم و مادرم علي رغم وجود چندين خواستگار به خاطر من حاضر به ازدواج با هيچ يك از مردان فاميل و غريبه نشد.
دوران دبستان و راهنمايي مثل برق و باد گذشت. در دوران دبيرستان، مادرم با توجه به مشغله كاري نمي توانست زياد بر روي من نظارت داشته باشد و فقط با تماس و يا مراجعه به دبيرستانم فقط از وضعيت تحصيلم با خبر بود.
از پول جيبي كه مادرم به من مي داد از مغازه لبنياتي عباس آقا كه نزديك دبيرستانم بود گاهي اوقات تنقلات مي خريدم. مدتي مغازه عباس آقا بسته بود و بعد از چند روز كه مغازه باز شد براي خريد تنقلات به آنجا رفتم.
پسر جواني فروشنده بود از آن پسر علت نبودن عباس آقا را سوال كردم آن پسر جوان هم با لبخندي به من جواب داد چند روز پيش عباس آقا با موتورسيكلت تصادف و الان در خانه بستري است، من هم پسر خواهرش هستم و قرار است تا خوب شدن دايي ام به مغازه بيايم، در حين خريد متوجه نگاه هاي شيطنت انگيز آن پسر شدم، ولي توجهي نكردم و به سمت خانه به راه افتادم.
فرداي آن روز بعد از تعطيلي مدرسه به همراه يكي از دوستانم براي خريد باز به مغازه عباس آقا رفتم، اين دفعه اون پسر حسابي تيپ زده بود و به محض ديدنم، شروع كرد به چرب زباني و حال و احوال گرم و انداختن تعارف، بعد از خريد پولم را بر روي ترازويش گذاشتم و منتظر شدم تا بقيه پولم را پس بدهد، ولي اين بار مبلغ خيلي كمتري برايم حساب كرد، علت اين كارش را پرسيدم ، آن پسر هم خودش را محسن معرفي و به من گفت شما مشتري ويژه و هميشگي هستي و قيمت كليه اجناس فقط و فقط براي شما ارزانتر است، از طرز صحبت محسن خنده ام گرفت و به همراه دوستم به طرف خانه به راه افتادم.
فرداي آن روز در سر كلاس از فكر صحبت هاي محسن بيرون نمي رفتم و اصلاً حواسم به درس نبود، لحظه شماري مي كردم مدرسه تعطيل بشه تا بتونم به بهانه خريد باز محسن رو ببينم.
بعد از تعطيلي مدرسه سريع خودم رو به مغازه عباس آقا رسوندم، داخل مغازه محسن تنها بود، به محض ديدنم مثل ديروز شروع كرد به احوال پرسي گرم. بعد از خريد، محسن كارت مغازه رو بهم داد و من هم شماره تلفن همراهم رو پشت كارت نوشتم و به من گفت اگر دوست داشتي بهم زنگ بزن تا كمي با هم صحبت كنيم و بيشتر با هم آشنا بشيم.
سر شب كه مادرم داخل اتاق مشغول خياطي بود با تلفن همراهم به محسن زنگ زدم و دوستي من با محسن از آن شب شروع شد.
هر روز محسن برايم اس ام اس هاي عاشقانه مي فرستاد و به من وعده ازدواج و خوشبختي آينده را مي داد تا اينكه يك روز كه به بهانه خريد پيش محسن رفتم پس از احوال پرسي و حرف هاي عاشقانه، تابلوي مغازه باز است را برگرداند و درب مغازه را بست و دستم را گرفت و از من خواست با او به زيرزمين مغازه بروم، از ترس زبانم بند آمده بود، با گريه از او خواستم دست از سرم بردارد ولي محسن به بهانه اينكه قراره ما با هم عروسي كنيم و هيچ مشكلي پيش نمي ياد از من خواست آرام بشم.
محسن وقتي ديد از پس من برنمياد دستم را محكم كشيد و من را با زور كشان كشان به داخل زير زمين برد، محسن از كاري كه با من انجام داد با موبايلش فيلم گرفت و وقتي خواستم از مغازه بيرون بروم من رو تهديد كرد اگر كسي از اين موضوع مطلع بشه فيلمت رو داخل دبيرستان پخش مي كنم و آبرويت رو مي ريزم.
چشم هايم از گريه ورم كرده بود، وقتي به خانه رسيدم مادرم علت گريه كردنم رو پرسيد، من هم به بهانه كم گرفتن نمره و دعواي معلمم مادرم رو آروم كردم.
فرداي آن روز مادرم اصرار كرد به مدرسه ام بيايد و با معلم صحبت كنه ولي من با هر زحمتي كه بود مادرم را راضي كردم به مدرسه نياد و خودم مشكلم رو حل مي كنم.
از اتفاق آن روز ديگه به مغازه محسن نرفتم و تلفنم رو هم بيشتر اوقات خاموش مي كردم تا اينكه از بچه هاي كلاسمون باخبر شدم عباس آقا حالش خوب شده و به مغازه اش برگشته است.
تصميم گرفتم پيش عباس آقا برم و كاري كه محسن بر سرم آورده بود برايش تعريف كنم و ازش بخوام با محسن صحبت كنه تا هم فيلم رو پاك كنه و هم به خواستگاريم بياد.
به مغازه عباس آقا رفتم و بعد از احوال پرسي، سراغ محسن را از او گرفتم، عباس آقا به من گفت محسن با همسرش به مسافرت رفتند.
دنيا بر روي سرم خراب شد، باورم نمي شد اينگونه محسن به من خيانت و از من سوء استفاده كرده باشه، با صحبت و درخواست كمك از مادرم به كلانتري اومدم تا از محسن شكايت كنم.
تهيه كننده : ستوانيكم محمد مروتي
معاونت اجتماعي فرماندهي انتظامي شهرستان اردكان



اخبار مرتبط با اردکان فردا


افراد آنلاین این خبر



اخبار مرتبط با اردکان فردا
برچسب‌ها: پلیس

در مورد این مطلب نظر دهید


اخبار مرتبط :

صفحه اول | آرشیو | پیوندها | تماس با ما | خبرخوان
تمامی حقوق این سایت برای سایت خبری یزد فردا محفوظ است .