اخبار: آخرین بروز رسانی : 09 فروردین 1396 - 18:18
اخرین اخبار
 داغ انتخاباتی 16 : دکتر سید علی پاکزاد مقدم هم ثبت نام کرد

  داغ انتخاباتی 15"مهدی جاور "با همدلی و یک دلی نشاط و شادابی را به مردم هدیه کند

 داغ انتخاباتی 14:خانه های قدیمی را دوست دارم

 جشن بزرگ آرزوها در پارک کوهستان برگزار می شود

  بازدید حسینی معاون سیاسی استاندار به همراه طلائی معاون استاندار و فرماندار ویژه طبس از ستاد اسکان شهرستان طبس

 جانشین اداره کل روابط عمومی استانداری یزد معارفه شد

 هیچ روستایی در استان با کمبود داوطلب عضویت در شوراها مواجه نیست

 پیام مشترک نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه یزد و نماینده مردم شریف یزد در مجلس خبرگان رهبری به مناسبت سالروز دهم فروردین ماه

 رشد کمّی و کیفی داوطلبان انتخابات شوراهای اسلامی در استان یزد

 دیدار نوروزی استاندار یزد با حجت‌الاسلام سید احمد دعایی

 بازديد مدير كل دفتر امور اجتماعي و فرهنگي استانداری از مراکز خدمات جاده‌ای و درمانی

 بازدید استاندار یزد از نمایشگاه توانمندی‌های مهربانوی کارآفرین

 ديدار نوروزي اعضاي كميته حمل و نقل شهرستان با معاون محترم استاندار و فرماندار ويژه شهرستان طبس

 دیدار معاونین استاندار خراسان جنوبی حسینی معاون سیاسی امنیتی و طلائی فرماندارویژه شهرستان طبس با خانواده شهید گرانقدر باقری

 حضور مهندس طلائی معاون استاندار و فرماندار ویژه شهرستان در جشنواره شعر گویشی طبس

 دیدارمعاونین استاندار با حجت الاسلام سالمی

 عیادت حسینی معاون سیاسی امنیتی استانداری از امام جمعه محترم طبس

 گزارش تصویری همایش توسعه شهرستان طبس از دریچه دوربین هادی یعقوبیان قسمت دوم

 داغ انتخاباتی 13: مریم احمدی هم آمد

 داغ انتخاباتی 12: شیخ عباس زارع هم آمد

 چالش های تولید و اشتغال در سال اقتصاد مقاومتی

 نقد یک فردایی از یزدفردا : تا حدودی ملاحظه گری کردید!!!!!!!!!!!!/وپاسخ سردبیریزدفردا

 روحانی در دانشگاه مسکو چه گفت؟

 بیانیه ۱۵ بندی سران عرب علیه ایران در قالب «بیانیه» پایانی اجلاس امسال سران عرب

 جنایت هولناک پسر ۱۶ساله در هفتم نوروز

 بازهم پاسخی ظلم و جفایی که به هاشمی شد!!؟: لقد شئت شيئافريا.

 مخالفت اعراب با عضویت رژیم‌اسرائیل در شورای امنیت

 حمله نماینده آمریکا در سازمان ملل به برجام

 دردسرهای ناتمام اصولگرایان برای بستن یک لیست واحد | اصلاح‌طلبان و ائتلافی که شاید تکرار نشود

 یک هزار و 398 نفر در زنجان برای انتخابات شوراها ثبت نام کردند

 مصائب العيد

 بازدید نوروزی سفیر ایران از دفاتر خدمات تجاری ایرانی در آنکارا

 تحلیل بی بی سی از آینده روابط ایران و روسیه

 تهران و مسکو 14 سند همکاری امضا کردند

 وحشت علی جنتی از دیدار با قذافی /چرا امام گفت با طناب قذافی توی چاه نروید؟

 ضرورت احیای مرکز فوریت‌های دیپلماتیک شبانه روزی در وزارت خارجه

 امضای یادداشت تفاهم همکاری بین سازمان ملی استاندارد ایران و خدمات فدرال تایید صلاحیت روسیه

 بازشدن پای میلیاردر سعودی به افغانستان

 کرملین: ایران متحد روسیه است

 اتهام زنی اتحادیه عرب علیه ایران

 یک کشته و یک زخمی نتیجه تیراندازی در جشن عروسی

 سازمان ملل: صدها غیرنظامی در موصل جان باخته اند

 زاهدی: مداد تراش و سنگ قبر از چین وارد می‌شود

 پورعلی گنجی و عزت اللهی تست دوپینگ دادند

 سلطانی‌فر: چیزی تا صعود به جام جهانی نمانده است/ به اعضای تیم ملی پاداش تعلق می‌گیرد

 پیروزی تیم‌های ملی تنیس ایران در مسابقات پیش مقدماتی جهانی

 لیپی هم تسلیم کی‌روش شد/ حرکت ایران از روی دیوار چین به سمت روسیه

 خلبان‌های فرانسوی ایرباس جدید ایران پشت درهای آزادی ماندند

 کمک داور مصدوم شد/ بی‌تفاوتی کی‌روش به گل ایران و درخواست از تماشاگران

 جانشین پیروانی مشخص شد/ نفس راحت کی‌روش بعد از گل طارمی

نسخه فابل چاپ  
گوشی لمسی / بر اساس ماجرای واقعی

10 اسفند 1393 - 00:00                          تعداد بازدید: 6353                          کد خبر : 100905


یزدفردا"معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی شهرستان اردكان"محمد مروتی- كلاس سوم دبیرستان هستم ، دوستان و هم كلاسی هایم به صورت پنهانی انواع موبایل های لمسی و زیبا و گران قیمت به مدرسه می آوردند و به قول معروف كلاس می گذاشتند .

با توجه به اینكه وضعیت مالی پدرم زیاد مناسب نبود ، پدرم برایم موبایل ساده ای خریداری کرد تا زمانی كه در كلاس جبرانی هستم و دیرتر به منزل میرسم خانواده دچار نگرانی نشوند.

با دیدن انواع گوشی های لمسی و رنگارنگ وسوسه می شدم من هم مانند سایر دانش آموزان باشم و از هم كلاسی هایم كم نیاورم ، تا اینكه به این فكر افتادم از طریق مادرم و با طرح این موضوع كه اگر معدل درس هایم در سطح عالی بود پدرم را برای خرید گوشی لمسی راضی کند ، شب و روز و حتی روزهای تعطیل كتاب های درسی را از خودم دور نمی كردم.

 نمرات نیمسال را اعلام کردند و با كلی خوشحالی نتیجه زحماتم را به مادرم نشان دادم و سریع قولی را كه به اجبار از مادرم گرفته بودم یادآوری كردم .

در ابتدا مادرم با مطرح كردن وضع مالی پدرم و گران بودن قیمت گوشی لمسی از من خواست درعوض گوشی موبایل به خرید كفش یا لباس قانع باشم ولی من به هیچ عنوان قبول نكردم و حتی با خرید گوشی دست دوم هم راضی نشدم.

شب با آمدن پدرم از سركار در ابتدا مادر نمراتم را به او نشان داد ، پدرم هم با لبخندی چند مرتبه آفرین ، آفرین گفت و باز هم مثل همیشه شروع كرد به گفتن فواید درس خواندن و به قول خودش دكتر و مهندس شدن كرد.

چند مرتبه با اشاره به مادرم قولش را یادآوری كردم ، بالاخره مادر م بحث را در مورد اینکه تمام بچه های مردم الان موبایل لمسی دارند و زینب نیز نباید از بچه های مردم چیزی كمتر داشته باشد شروع به صحبت کرد و با هزار زحمت موفق شد پدرم را راضی به خریدن گوشی لمسی کرد .

آن شب تا صبح از خوشحالی خواب به سرم نیامد و مدام خودم را با گوشی لمسی زیبایی كه پدرم برایم خریده بود تصور می كردم و در فكر این بودم چطور برای دوستانم كلاس بگذارم ، بالاخره فردا بعدازظهر  همراه پدرم به بازار رفتم و برایم گوشی لمسی خرید .

خیلی خوشحال بودم و فردای آن روز با آوردن گوشی همراهم به مدرسه و نصب برنامه "لاین" و "واتس آپ" وارد بازی خطرناكی شدم ، الهه دوست و هم كلاسیم برنامه لاین را برایم روی گوشی نصب و سپس من را وارد یكی از گروه هایی كه خودش عضو بود کرد.

در ابتدا فقط به مطالب یا تصاویر و یا فیلم هایی كه توسط اعضاء گروه گذاشته می شد نگاه می كردم و یا مطالب خنده دارش را برای هم كلاسیهایم می خوندم و كلی كلاس می گذاشتم .

طولی نكشید كه با سعید آشنا شدم ، در ابتدا سعید خودش را دانشجو یكی از رشته های مهندسی دانشگاه معرفی و با نوشته های عاشقانه درخواست دوستی با من كرد من هم به درخواست اون پاسخ مثبت دادم.

یك روز سعید از من خواست تصویری از خودم برایش ارسال كنم ، در ابتدا من از این كار امتناع كردم ولی با اصرار سعید یكی از عكس هایم را برایش ارسال كردم .

سعید به عكس با حجاب من قانع نبود و مداوم درخواست عكس بدون پوشش روسری از من می كرد.

 تا اینكه یك روز كه در خانه تنها بودم بدون روسری از خودم عكس گرفتم و برای سعید ارسال كردم و از سعید خواستم سریع عكسم رو از روی گوشیش پاك كنه دریغ از اینكه سعید از اطمینان من به خودش سوء استفاده وخیانت كرده بود و عكس من را در گروه برای همة اعضاء نمایش داده بود.

فردای آن روز هنوز یك ساعت از حضور من در مدرسه نگذشته بود كه خانم معلم پرورشی من را به داخل اتاق كارش برد و عكسم را روی گوشی یكی از بچه های مدرسه كه به طور اتفاقی از اون گرفته بود نشان داد و ضمن گرفتن گوشیم از من خواست پدر یا مادرم را به مدرسه بیایند.

مطمئنم اگر پدر یا مادرم از موضوع باخبر شوند حسابی تنبیهم می کنند ، موضوع ر ا با یكی از همكلاسی هایم مطرح كردم و به سفارش او الان به این مركز مشاوره آمدم تا كمكم كنید ....




اخبار مرتبط با اردکان فردا


افراد آنلاین این خبر



اخبار مرتبط با اردکان فردا
برچسب‌ها: اجتماعی پلیس حوادث

در مورد این مطلب نظر دهید


اخبار مرتبط :

صفحه اول | آرشیو | پیوندها | تماس با ما | خبرخوان
تمامی حقوق این سایت برای سایت خبری یزد فردا محفوظ است .